اخبارتور اندیشکده گردیدرباره اندیشکدهمدیریت اندیشکدهمصاحبه اختصاصی

تجربه اندیشکده داری در ایران

مروری بر مراحل تاسیس و ابزار مدیریت اندیشکده ها در ایران در گفت و گو با دکتر حبیب اله ظفریان، مسئول اندیشکده سیاستگذاری امیرکبیر

فاطمه مرتضوی – با وجود تاسیس و رشد اندیشکده ها طی چهار دهه اخیر، مباحث حقوقی و تجربی مربوط به تاسیس و ثبت اندیشکده در ایران هنوز پر پرسش و ابهام است. جامعه اندیشکده ها از طریق گفت و گو با مسئول اندیشکده سیاستگذاری امیرکبیر، پاسخ این پرسش ها را دنبال کرده است.

دکتر حبیب اله ظفریان، مسئول سابق اندیشکده سیاستگذاری امیرکبیر، بحث های مدیریتی، حقوقی و مالی دقیقی را در کتاب «مسائل اساسی در تاسیس، مدیریت و رشد اندیشکده سیاستگذاری» مرور کرده است. وی در این گفت و گو مراحل تأسیس و ابزار مدیریت اندیشکده را مرور می‌کند. ظفریان نیروی انسانی را مهمترین رکن بقای اندیشکده و مسائل مالی را مهمترین چالش تاسیس و مدیریت اندیشکده ها در ایران می‌داند.


هدف و ضرورت تألیف این کتاب چه بود؟ این کتاب قرار است چه نیازی از اندیشکده‌ها را رفع کند؟

تاریخچه تاسیس اندیشکده در ایران به قبل از انقلاب جمهوری اسلامی ایران باز می‌گردد. از دهه 70 نگاه جدی‌تری به این مقوله شد و از دهه 90 سرعت رشد اندیشکده ها به شدت زیاد شد. اکنون زیست بوم و اکوسیستم اندیشکده ای، باید به بازاریابی و نظم درستی برسد تا بتواند آن کارکردی که از اندیشکده ها انتظار می‌رود، ایفا کنند.

به طور مثال این زیست ‌بوم نیازمند نهاد آموزش و رسانه است و برای مسائلی مانند تامین مالی، الگوی سیاستگذاری، مدل حل مسئله و بحث ارتباط اندیشکده ها با حاکمیت و بالعکس ادبیات سازی شود. اما تاکنون این اتفاق رخ نداده است. ما نیازمند شکل گیری گفت و گو و ساخت ادبیات این حوزه هستیم تا نهاد اندیشکده در ایران به رشد برسد.

از مسائل دیگر بحث مدیریت اندیشکده ها و مسائلی است که اندیشکده های تازه تاسیس با آن مواجه هستند. بنابراین این کتاب با رویکرد عملیاتی و کاربردی مسائل اندیشکده ها، راهکارها و راهبردهایی را که اندیشکده ها می‌توانند در مواجهه با مسائل اتخاذ کنند، جمع آوری کرده و به شکل مفید و منسجمی ارائه داده است.

تعریف شما از اندیشکده چیست؟ اندیشکده ها چه ویژگی‌ها و کارکردهایی باید داشته باشند؟

فلسفه اصلی شکل گیری اندیشکده ها که عمدتا و به صورت خاص، بعد از جنگ جهانی دوم شکل گرفتند، پر کردن فاصله بین نظر و عمل بوده است. در واقع نهاد علم یا نهاد تولید نظر و نظریه که دانشگاه بود در یک سمت قرار داشت و سمت دیگر هم بحث‌ها و تصمیمات اجرایی و حوزه عملی قرار داشت که باید تصمیمی اتخاذ کند تا کاری انجام شود.

اندیشکده ها در حوزه نظر بوده ،دانشگاه متولیش بوده و دو دلیل عمده باعث شده که تعداد زیادی  اندیشکده‌‌ در آن زمان، شکل بگیرند؛ اول اینکه فاصله بین عمل و نظر آنقدری زیاد شده بود که دانشگاه نمی‌توانست مسائل واقعی را بررسی کند و در نظر بگیرد و اقتضائات حوزه اجرا را در مسائلش دخیل کند یعنی دانشگاه، تئوری‌هایی تولید می‌کرد که بعضاً هیچ ارتباطی به حوزه واقعیت، اجرا وتصمیم گیری نداشت و از طرفی هم در این سمت تصمیم‌گیران به دلیل اینکه دانشگاه در فضای تئوری بود خیلی نمی‌توانستند از این دانشی که در دانشگاه تولید می‌شود، استفاده کنند لذا اندیشکده‌ها ایجاد شدند تا این فاصله را پر کنند یعنی اندیشکده در واقع نهادی هستند که یک پا در حوزه نظر و تئوریک و یک پایی هم در حوزه عمل و اجرا دارند و می توانند تصمیمات اجرایی با پشتوانه علمی، ارائه کنند.

اندیشکده‌ها در ایران هم با این ایده شکل گرفتند و در دهه ۹۰ سرعت رشد آن‌ها خیلی بیشتر شد. دلیلش هم این بود که در آن برهه، ما با مشکلاتی مانند پدیده جدی تحریم در حوزه اقتصاد، مواجه شدیم و این مسدله، نیاز به وجود اندیشکده‌ها را جدی‌تر و پررنگ‌تر کرد.

اندیشکده مطلوب، چه کارکردی باید داشته باشد؟

اندیشکده مطلوب، اندیشکده ای است که بتواند مسائل عمومی را یعنی مسائلی که در سطح دولت و حاکمیت است یا دولت و حاکمیت در حل آن‌ها نقش جدی دارند، درک و تجزیه و تحلیل کند و برای آن، راهکار معتبر ارائه کند و بتواند این راهکار را در سطح عمومی کشور و به حاکمیت بقبولاند.

برای طی این فرآیند لازم است اندیشکده ها به ابزارهای متعددی مجهز باشند؛ از جمله اینکه باید به مبانی تئوری و در کشور ما همواره به مبانی اسلامی، مسلط باشند و از آن طرف، اقتضائات حوزه اجرا را بدانند. همچنین قوه تحلیل اندیشکده قوی باشد که بتواند در تجزیه و تحلیل مسائل، عمیق عمل کند.

اصلی‌ترین چالش هایی که اندیشکده ها و مدیران اندیشکده ها با آن مواجه هستند چیست؟ اندیشکده‌ها در ابتدا باید سعی کنند کدام چالش‌ها را رفع کنند تا ساختار و کارکرد اندیشکده ای خود را از دست ندهند؟

چالش هایی که فرد در مقام مدیر اندیشکده با آن مواجه است، شامل مسائل متعددی است؛ از جمله ساختارسازی، مباحث حقوقی، مدل حل مسئله یا الگوی سیاست پژوهی و تصمیم سازی اندیشکده، تامین مالی، ارتباطات بیرونی و بحث های رسانه‌ای، مدیریت سرمایه انسانی و مدیریت دانش، مسائل و چالش‌هایی است که به ترتیب در اندیشکده ها دارای اهمیت است.

اندیشکده ها از نظر ساختار اداره به دو نوع تقسیم می‌شوند: ساختار از بالا به پایین یا ساختار پایین به بالا. ساختار اندیشکده ها در ایران، غالبا از بالا به پایین است. یعنی نهادی در حاکمیت به دلیل یافتن پاسخ به مسائلی که دارد، اندیشکده ای را تشکیل می‌دهد تا افراد با فراغ بال بیشتری به مسائل فکر کنند و درباره آن راهکار بدهند. در این صورت، آن نهاد به صورت کامل تامین مالی اندیشکده را انجام می‌دهد و عزل و نصب رئیس و ساختار آن موسسه و اندیشکده هم کاملا دست آن نهاد بالا دستی است.

ساختار دسته دوم اندیشکده ها هم که من اسم آن را پایین به بالا گذاشته‌ام، مبتنی بر این است که افرادی دور هم جمع می‌شوند و یک اندیشکده را شکل می‌دهند. این اندیشکده ها خود-تامین هستند. یعنی شبیه موسسات یا شرکت های خصوصی تامین مالی خود را انجام می‌دهند. تصمیمات این اندیشکده ها هم از پایین به بالا است، یعنی هیئت مدیره یا شورای راهبری آن از خود بدنه اندیشکده شکل می‌گیرد و تصمیماتش را هم خودش می‌گیرد.

هزینه های اندیشکده ها شامل چه مواردی است؟ این هزینه ها چگونه اولویت بندی می‌شوند؟

تاسیس اندیشکده مواد اولیه خاصی نمی‌خواهد و غالب هزینه‌ها در حدود 70 درصد هزینه ها مربوط به دستمزد و حقوق نیروی انسانی است. چون نیروی انسانی، دارایی اندیشکده است. البته بخشی هم صرف تجهیزات و مکان می‌شود. اگر اندیشکده بخواهد در فضای رسانه ای هم جریان سازی کند، هزینه هایی مانند تبلیغات به آن، اضافه می‌شود. البته برای کار رسانه ای، اندیشکده باید چند سال کار کند تا قابلیت کار در رسانه ها را داشته باشد.

روش های تامین مالی اندیشکده ها در ایران شامل چه مواردی می‌شود؟

تامین مالی جزء سه مسئله اصلی اندیشکده‌ها نیست، بلکه اصلی‌‌ترین مسئله اندیشکده هاست! به این دلیل که چالش‌های مالی مهمترین چالش کارهای فکری و در نتیجه اندیشکده ها محسوب می‌شوند. اندیشکده ای که بخواهد اثرگذار باشد و حرف جدی تولید کند از نظر تامین مالی باید با ثبات باشد.

روش های تامین مالی هم مشخص است. اندیشکده هایی که توسط یک نهاد و از بالا به پایین تأسیس شدند، توسط همان نهاد تأمین مالی می‌شوند.

ما باید به یک ایده‌ای فکر کنیم که اندیشکده‌ها بتوانند مبتنی بر شرایط شبیه بازار، رشد کنند یعنی از محصولی که تولید می‌کنند بتوانند تأمین مالی داشته باشند.

محصول اندیشکده،  قاعدتا پیشنهاد سیاستی، ایده و راهکار است و حاکمیت باید این پذیرش را داشته باشد که بخشی از نیازهای تصمیم گیری خودش را در قالب پروژه به اندیشکده ها برون سپاری کند تا به تدریج نهاد اندیشکده در کشور شکل بگیرد.

در حوزه تامین مالی به غیر از اندیشکده ‌های از بالا به پایین که بودجه دولتی دارند یا اندیشکده هایی که محصولشان را ارائه می‌دهند، روش‌های مرسوم دیگری برای تامین مالی اندیشکده‌ها وجود دارد؟

روش دیگری در ایران مرسوم نیست. ایده ایجاد یک نهاد اقتصادی که اندیشکده ها را تامین مالی کند، در حد ایده است و هنوز به ثمر نرسیده است.

بهترین روش برای تامین مالی اندیشکده ای که به نهادی وابستگی ندارد، چیست؟

پیشنهاد اولیه من این است که اگر افرادی برای تاسیس اندیشکده جدی هستند در ابتدا یکی دو سال در اندیشکده دیگری کار کنند تا بار تامین مالی از رو دوششان برداشته شود و مدل کار سیاستگذاری و اندیشکده ای را یاد بگیرند. این کار مستلزم شرط تعهد است یعنی دور هم جمع شوند و کارها را به هم توضیح دهند ویادگیری اتفاق بیفتد.

برای ثبت حقوقی اندیشکده چه اقداماتی باید انجام داد؟ چه شرایطی لازم است؟

چیزی به اسم ثبت حقوقی اندیشکده در ایران وجود ندارد.

اگر نیاز است که اندیشکده به صورت حقوقی ثبت شود، این اندیشکده دقیقا باید به کدام نهاد رجوع کند و چند نوع مدل ثبت حقوقی اندیشکده داریم؟

باید ببینیم ثبت حقوقی را برای چه می‌خواهیم. یعنی دلیل طرح مسئله ثبت حقوقی باید اول مشخص شود. به طور مثال در مواقعی برای دریافت پروژه نیاز به ثبت حقوقی است. برای مثال سال گذشته برای دریافت پروژه‌ای که قرارداد آن بیش از 50 میلیون تومان بود باید قرارداد با شخص حقوقی منعقد می‌شد. در مورد دیگر اگر بخواهیم از یک برند خاص مانند پژوهشکده دانشگاه امیرکبیر استفاده کنیم نیاز به ثبت حقوقی داریم.

اکنون در ایران مانعی برای فعالیت اندیشکده هایی که ثبت حقوقی نشدند، وجود ندارد؛ اما اگر ثبت حقوقی مد نظر است چند گزینه جدی وجود دارد. اولین و ساده ترینش ثبت در قالب موسسه و شرکت است که اگر در قالب شرکت ثبت شود، اندیشکده باید مانند شرکت های دیگر بیمه داشته باشد و مالیات پرداخت کند. همچنین قابلیت ثبت به صورت شرکت های دانش بنیان نیز وجود دارد، اما فضای موسسه به فضای اندیشکده نزدیکتر است.

مدل دوم، ثبت‌هایی است که در قالب پژوهشکده های وزارت علوم و به صورت کلی است؛ که آن‌ها هم سطوح متفاوتی دارند. این نوع ثبت دو مزیت دارد: اول اینکه مشکل انعقاد قرارداد را حل می‌کند و در قالب آن می‌توان قراردادهای بزرگ داشت و دوم اینکه اعتبار بالایی دارد.

روش چهارم ثبت اندیشکده در قالب NGO است. در این روش امکان انعقاد قرارداد مالی وجود ندارد و صرفا به ساختن یک یک شخصیت حقوقی برای اندیشکده کمک می‌کند. البته ثبت NGO در فضای رسانه‌ای مطلوب‌تر است.

راحت ترین راه برای ثبت حقوقی کدم است؟

ثبت حقوقی NGO، شرکت و مؤسسه ساده است و برای اندیشکده ها هم محدودیتی وجود ندارد؛ اما شرایطی دارد و سختگیری‌هایی می‌شود.

آیا اندیشکده ها نیاز به اساسنامه دارند؟ این اساسنامه چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟ نمونه اساسنامه در ایران داریم؟

در برخی مواقع اندیشکده برای رفع امورات داخلی خودش، اساسنامه تدوین می‌کند و ارکان خود را مشخص می‌کند؛ اما لزومی برای تدوین اساسنامه وجود ندارد و به رسمیت شناخته نمی‌شود. گرچه برای ثبت حقوقی اساسنامه لازم است.

برای ثبت به شیوه‌های مختلف، اساسنامه‌های ثابتی وجود دارد که باید با توجه به شرایط اندیشکده، تغییراتی در آن به وجود آورد.

تامین نیروی انسانی در اندیشکده ها، با چه ویژگی هایی را پیشنهاد می‌کنید؟ چه افرادی با چه میزان تحصیلات، در چه رشته هایی و با چه روش هایی برای جذب، مناسب اندیشکده ها هستند؟

اندیشکده‌ها دو خروجی برای حاکمیت دارند که اولی ارائه راکار برای حل معضلات است و خروجی دوم اندیشکده ها سرمایه انسانی است. یعنی فردی که در اندیشکده ها و در فضای تخصصی یک حوزه، فعالیت کرده است توانایی دارد که در پست‌های مدیریتی آن حوزه، به کار گرفته شود. بنابراین سرمایه انسانی مهمترین دارایی هر اندیشکده‌ است. به بیان دیگر هر اندیشکده را به اندیشه ورزان و فعالان آن می‌شناسند.

در جذب افراد برای فعالیت در اندیشکده، اولین ویژگی دغده مندی افراد است. یعنی فردی که جذب می‌شود، دغدغه حل مسائل کشور را داشته باشد. کار سیاست پژوهی بسیار سخت است و باید امید به حل مشکلات داشته باشد. همچنین نیروهای اندیشکده ها باید توان تحلیلی بالایی داشته باشد، یعنی مسائل را سطحی و رسانه‌ای نگاه نکنند.

بحث ارتباط گیری در اندیشکده ها اهمیت زیادی دارد. برای کار در این حوزه نیازمند افرادی هستیم که توان فهم فضای رسانه ای، ارائه (پرزنت) کردن و اقناع سازی داشته باشند و بتوانند با مسئولین کشور ارتباط بگیرند.

نکته دیگری که در جذب افراد مهم است و مختص کشور است، تسلط نسبی بر مبانی تئوریک به ویژه مباحث اسلامی است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا