اخبارمصاحبه اختصاصی

نقش اندیشکده ها در جنگ

مصاحبه خانه اندیشه ورزان با سعید نریمان پیرامون نقش و نحوه اثرگذاری اندیشکده ها در فضای آمیخته با جنگ کشور

به گزارش گروه خبر جامعه اندیشکده ها، در گفتگوی آنلاین با آقای دکتر سعید نریمان، اندیشه‌ورز و مربی خانه اندیشه‌ورزان در تاریخ 1404/03/31 پیرامون نقش و نحوه اثرگذاری اندیشکده ها در فضای آمیخته با جنگ کشور، موارد زیر مطرح شد:

در جنگ فعلی سه رویکرد اصلی برای نقش‌آفرینی اندیشکده‌ها می‌توان متصور شد:
1. نظام مسائل جنگ: توصیف وضعیت فعلی و توصیه راهبردی درباره خود جنگ
2. نظام مسائل متأثر از جنگ: سیاست‌پژوهی حول آثار جنگ بر حوزه‌های مختلف اجتماعی
3. نظام فرصت‌های به‌وجودآمده در حوزه شکاف‌های سیاسی-اجتماعی در کشور: حضور فعال نسبت به فرصت‌های سیاسی که می‌تواند شکاف‌های اجتماعی به‌وجودآمده در سال‌های پیشین را پر کند.

به‌نظرم رویکرد دوم نسبت به توانمندی‌های فعلی گزینه‌ای آرمانی است؛ ولی همچنان به‌نوعی اقدامی منفعلانه محسوب می‌شود؛ اما، رویکرد سوم رویکردی فعالانه است که باید محور کنش‌گری این روزهای زیست‌بوم اندیشه‌ورزی باشد. به‌واقع در مخیله کسی نمی‌گنجید که بسیاری از افرادی که با نظم فعلی سیاسی زاویه داشتند، در این تراکم زمانی حمایت خود را از «ایران» اعلام کنند و بلکه در حال جبهه‌سازی باشند. این وضعیت، فرصت‌هایی را در اختیار ما قرار می‌دهد که پیش از آغاز جنگ اصلا در دسترس نبود. همچنین، ایرانی‌های خارج از کشور نیز مشمول همین قاعده هستند. آنها نیز برای دفاع از ایران وارد گود شده‌اند و گاهی هزینه‌هایی نیز پرداخت می‌کنند. افراد انتظار دارند درقبال این هزینه‌ها، توجهاتی نیز به آنها بشود و شنیده بشوند و مورداحترام قرار بگیرند.

زیست‌بوم اندیشه‌ورزی نمی‌تواند در عرصه نظامی کنش‌گری خاصی داشته باشد؛ ولی به‌وضوح می‌تواند در عرصه اجتماعی دست به اقدام بزند و از این فرصت به‌وجودآمده استفاده کند و با ایجاد جریانی اجتماعی، شکاف‌های اجتماعی پیشین را ترمیم کند. البته، این اقدام باید محوری داشته باشد که آن محور حتما باید فراتر از این زیست‌بوم باشد و افرادی که با نظم سیاسی فعلی زاویه دارند، برای‌شان مهم است که با آن محور به گفتگو بنشینند. وظیفه زیست‌بوم اندیشه‌ورزی اقناع آن محور برای فهم این فرصت و استفاده از آن است. این مسیر به اندیشه‌های قاعده‌شکن و قاعده‌ساز منجر می‌شود.

درباره رویکرد دوم، یعنی نظام مسائل متأثر از جنگ و البته غلبه بر مسائلی که پیش آمده و پیش می‌آید، می‌توان از تجربه کرونا بهره برد. زیرساخت‌های تعبیه‌شده در دوران کرونا بسیاری از مسائل امروزین ما را حل می‌کند؛ مسائلی همانند توزیع مواد غذایی، توزیع دارو، و مسائلی مشابه این موارد را می‌توان با استفاده از زیرساخت‌های توسعه‌داده‌شده در دوران کرونا می‌توان حل کرد.

در بین همه این موارد، برگزاری کنکور یکی از مهم‌ترین مسائلی است که درصورت ادامه جنگ تا پایان تابستان، حدود 1 میلیون خانواده را با خود درگیر می‌کند و مسئله‌ای بسیار جدی تلقی می‌شود که اگر حل نشود، یعنی به سال آینده موکول شود، این خانواده‌ها و البته داوطلبان سال آینده با مشکلات عدیده‌ای مواجه می‌شوند. مسئله دیگری که در نظام آموزش عالی با آن مواجه هستیم، بحث جامعه‌پذیری دانشجویان جدید است که در زمان کرونا دیدیم که نتوانستیم آن را چاره کنیم. اگر دانشگاه‌ها غیرحضوری شود، دوباره با این چالش مواجه هستیم.

مورد دیگری که می‌توان مورداشاره قرار داد دو بحث امنیت عمومی و امنیت اجتماعی است که اولی با موضوعاتی همچون دزدی مرتبط است و دومی با موضوعاتی مثل روابط اجتماعی، امنیت زنان و کودکان و موارد مشابه ارتباط دارد. موضوع آن است که این دو نباید باهم ادغام شوند و یکی پنداشته شوند. ما در سال‌های گذشته در موارد بسیاری، امنیت اجتماعی را فدای امنیت عمومی کرده‌ایم. این دو، به گونه‌های متفاوتی و با سازوکارهای گوناگونی و از طریق نهادهای مختلفی تولید می‌شوند.

نهادی همانند بسیج می‌تواند در هر دو موضوع (امنیت عمومی و امنیت اجتماعی) نقش‌آفرینی کند. باید سازمان بسیج البته مستقل از نیروهای مسلح بازسازی شود تا به‌خصوص موضوع امنیت اجتماعی از طریق نهادی غیرمتمرکز و البته کاملا مردمی تأمین شود. فراتر از آن، باید گروه‌های اجتماعی را از گروه‌های وفادار به جمهوری‌اسلامی به رسمیت شناخت تا بتوانند در فضایی مستقل از ایدئولوژی‌های حکمرانی بازی‌گری کنند و برای حل مسائل اجتماعی بکوشند.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا