اندیشکده ها و آینده امنیت کشور
گفتگوی خانه اندیشهورزان با مهندس صابر میرزایی پیرامون چالش های امنیتی آینده کشور و نقش اندیشکده ها

به گزارش گروه خبر جامعه اندیشکده ها، در گفتگوی خانه اندیشهورزان با مهندس صابر میرزایی، استاد اندیشهورزی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۰۴ پیرامون چالش های امنیتی آینده کشور و نقش اندیشکده ها، موارد زیر مطرح شد:
ما در این جنگ متوجه شدیم که زینپس با مسائل متفاوتی مواجه هستیم که با راهحلهای قدیمی نمیتوانیم آنها را حل کنیم. نیاز است که اندیشکدهها متناسب با توانمندی و تخصصشان در این زمینهها ورود کنند؛ برای مثال، امنیت را نمیتوان با رویکردهای قدیمی تأمین کرد. ما دیدیم که دشمن با جاسوسان و عوامل نفوذی زیادی که بهمثابه یک لشکر بودند، با ما وارد جنگ شد. این رویکرد، چالش جدیدی در حوزه امنیت برای ما ایجاد میکند؛ پس باید با روشهای نوینی به آن پاسخ دهیم. الان باید کسانی در این حوزه وارد عمل بشوند. البته پاسخ، روشن است: IT. اما همین IT ابعاد گوناگونی، چالشهای متفاوتی و مسائل مختلفی دارد که باید به آنها پرداخت. پاسخ آنها دیگر روشن نیست؛ بلکه باید اندیشید، بررسی کرد و پاسخی برای آنها یافت و راهحلی طراحی کرد. این موضوع، از نان شب واجبتر است.
الان هم فرصت مناسبی است؛ چراکه مردم هم به اهمیت امنیت پی بردند. امنیت هم امروزه به فناوری گره خورده است. این جنگ، جنگ فناوری بود. هرکسی فناوری بهتر و قویتری داشته باشد، پیروز خواهد بود. پارامترهای دیگر، مثل شجاعت، خلاقیت، سماجت و… مثل اسلحه پیشرفته مؤثر نخواهد بود. درحالحاضر، نیروی نظامی ما بسیار بزرگ با نیروهای ساده و حقوقهای پایین است. ما به اپراتور موشک، اپراتور پهپاد، مهندس و امثال اینها نیازمندیم که البته این نیروها با حقوقهای پایین همکاری نمیکنند. نتیجه آنکه ما باید نیروی مسلح خود را کوچک و البته متخصص و فناور کنیم. مسیر تغییر ساختار نیروی مسلح، مسیر سختی است؛ چه از لحاظ معماری سازمانی، چه از لحاظ تغییر فرهنگ سازمانی، چه از لحاظ تغییرات فناورانه و حتی چه از لحاظ حقوق و دستمزد که با قوانین امروزی، نمیتوانیم پاسخگوی تغییر باشم. اندیشکدهها در این حوزه باید وارد شوند، مسائل را تحلیل و صورتبندی و برای آنها راهحل طراحی کنند.
نکته دیگر آنکه، مردم دوستان و دشمنان واقعی ایران را شناختند. بعضی از اقشار جامعه دشمنی آمریکا و اسرائیل را حس نکرده بودند. این را امروز مردم حس کردند و متوجه شدند که دوست کیست و دشمن کیست. خب این موضوع میتواند تردیدهای ایران در انتخاب گزینهها و رفتارهایش در فضای روابط بینالملل را از بین ببرد و دست دولت را در عرصه بینالملل بازتر کند. تغییر احتمالی رفتارهای ایران حتما در رفتار دیگر بازیگران مهم مؤثر است و فضایی جدید را ایجاد خواهد کرد که به فرصتها و چالشهای جدیدی ایجاد خواهد کرد. این حوزه هم میتواند عرصهای جدید برای کنشگری اندیشکدهها باشد. اندیشکدهها باید این فضا را با رویکردی آیندهپژوهانه رصد، تحلیل و صورتبندی کنند. در این حوزه بر این تأکید میکنم که بقای اسرائیل بر برتریاش نسبت به دیگر کشورها در عرصههای گوناگون است. اگر کشوری بخواهد دست برتر را داشته باشد، حتما بقای اسرائیل به خطر میافتد. در فضای جدیدی که طرح شد، این احتمال هست که ایران دست برتر را داشته باشد و این به رفتارهای جدید اسرائیل منجر خواهد شد که از هماکنون باید برایش فکری کرد. از سویی دیگر، کشورهای منطقه برای تأمین امنیت و توسعه خود نیازهایی دارند که باید از دریچه اسرائیل و آمریکا یا ایران آن نیازها را برطرف کنند. تغییر توازن بین ایران و اسرائیل رفتار آنها را هم تغییر میدهد که مجددا چالشها و فرصتهایی برای ما ایجاد میکند و برای برای آن فکری کنیم.
در این جنگ آمریکا به زیرساختهای هستهای ما حمله کرد. نتیجه این حمله، آزادی ایران از تمام قیدوبندهای پیشین است. ایران را باید یک کشور هستهای دانست؛ هرچند بمب هستهای هم نسازد؛ ولی در نظام بینالملل ایران دیگر یک کشور هستهای محسوب میشود؛ بهخصوص آنکه کشور مهاجم (آمریکا) پساز حمله با لحنی ملتمسانه درخواست آتشبس داد. ما در این زمینه هم نیاز داریم که اندیشکدهها بتوانند وضعیت را تحلیل و مسائل را پیشبینی و احصا کنند.
این جنگ مشخص کرد که تجهیزات نظامی، هوشمند شدهاند. در چنین وضعیتی، سرعت تغییرات تجهیزات نظامی با سرعت تغییرات فناوری تنظیم میشود. کشور نیاز دارد که روندهای این تغییرات را شناسایی و خود را با آن منطبق کند. نیاز است که اندیشکدههایی با نهادهای مسئول وارد قراردادها بلندمدت شوند تا بتوانند بر این روندها مسلط شوند و نیاز فکری کشور را در این حوزه برطرف کنند.



