اثرگذاری اندیشکدهاخبارپیشنهاد سردبیرجایزه اثریادداشت سیاستی

کارکردها و ناکارکردهای رسانه‌ای اندیشکده‌ها

بررسی و تحلیل کارکردهای مثبت رسانه برای اندیشکده‌ها و آسیب‌های آن به همراه ارائه راهکارها برای عبور از چالش‌ها

✍️یادداشت بردیا عطاران، مدیر رصدخانه اندیشکده ها

مقدمه: مثلث اثرگذاری؛ اندیشکده در تقاطع ایده، شبکه و رسانه

اندیشکده را می توان نهادی تعریف کرد که بر سه ضلع اصلی استوار است:

  • ایده اصلاحی و تخصصی؛
  • شبکه سازی نیروی انسانی در نهادهای مرتبط با آن ایده و پروش نیروی انسانی؛
  • و بالاخره رسانه به عنوان ابزار ترویج و عمومیت بخشیدن به آن اندیشه.

این مثلث، چارچوبی مفهومی برای درک نحوه اثرگذاری این نهادها ارائه می دهد.

ایده اصلاحی، سنگ بنای اولیه است. این ایده می تواند حل یک مسئله سیاستی مانند «احیای روابط با عربستان سعودی یا اصلاح نظام مالیاتی کشور» باشد که خود مفهومی چندبعدی و نیازمند تعریف دقیق است.

ضلع دوم، ایجاد شبکه ای از متخصصان، فعالان و نهادهایی است که می توانند ایده را بپذیرند، توسعه دهند و به اجرا نزدیک کنند. فعالیت هایی مانند برگزاری نشست های تخصصی، نمونه عینی این شبکه سازی است.

درنهایت، ضلع سوم یعنی رسانه، پلی است که این ایده تخصصی و شبکه محدود را به عرصه عمومی و افکار عمومی پیوند می زند و به آن قدرت نفوذ و مشروعیت اجتماعی می بخشد. بدون رسانه، اندیشکده در خلوت آکادمیک محبوس می ماند و بدون ایده و شبکه قوی، رسانه ای شدن آن تهی و بی محتوا خواهد بود. 

کارکردهای مثبت رسانه برای اندیشکده ها 

استفاده هوشمندانه از رسانه، دو کارکرد عمده و حیاتی برای اندیشکده ها دارد:

الف) عبور از موانع بوروکراتیک و دسترسی مستقیم به تصمیم گیران و افکار عمومی: رسانه، مسیر طولانی و پُرمانع«اقناع لایه به لایه» را کوتاه می کند. یک اندیشکده می تواند با تولید یک گزارش رسانه ای دقیق و جذاب درباره ضرورت شفافیت قراردادها یا عملکرد مجلس، مستقیما همگان را مخاطب قرار دهد.

این روش، امکان سنگ اندازی کارشناسان میانی با انگیزه های مختلف یا مغرضان ذی نفع را کاهش می دهد و فشار افکار عمومی را برای اجرای ایده به وجود می آورد.

ب) ایجاد و رهبری گفتمان تخصصی: رسانه به اندیشکده این قدرت را می دهد که مفاهیم تخصصی را به گفتمان عمومی تبدیل کند. برای نمونه، یک اندیشکده می تواند با تولید پیوسته محتوا حول محور «شفافیت شهرداری» و لزوم فعالیت شفاف مسئولان، یا نقد«اشتباهات تصمیم گیری در سیاست خارجی»، چارچوب ذهنی جدیدی برای تحلیل مسائل عمومی ایجاد کند. این گفتمان سازی، به تدریج واژگان، اولویت ها و حتی معیارهای ارزیابی عمومی و نخبگان را تغییر می دهد و زمینه اجرای توصیه های سیاستی رافراهم می سازد.

کج کارکردها و آفات رسانه ای شدن 

اگر استفاده از رسانه با خودآگاهی نهادی و تعهد به کیفیت همراه نباشد، به دام های متعددی می افتد که هویت و اعتبار اندیشکده را تخریب می کند.

الف) تقلیل به یک برند رسانه ای صرف: خطرناک ترین کج کارکرد،تبدیل شدن اندیشکده به «یک رسانه دیگر» است. امروزه شاهد پدیده ای هستیم که در آن چند نفر محدود پشت کانال تلگرامی، وب سایت یا صفحه شبکه اجتماعی می نشینند و با انتشار مطالب یا نظرات شخصی، خود را «اندیشکده» می نامند. در این حالت، ساختار پژوهشی عمیق، تولید دانش بومی و فرآیندهای نقد درون گروهی به کلی فراموش می شود. این پدیده، دقیقا مشابه ضدرسانه شدن یک رسانه است که در آن به جای ایفای نقش پیونددهنده و اقناع گر، به عاملی برای بی اعتمادی و شکاف تبدیل می شود.

ب) نیاز به «عدم رسانه ای شدن» در پروژه های حساس: رسانه ابزاری دو لبه است. در برخی پروژه های حساس اصلاحی که با مقاومت شدید نهادهای قدرتمند روبه رو هستند، انتشار رسانه ای زودهنگام می تواند کل پروژه را با شکست مواجه کند. مثلا «پروژه انحلال بانک آینده» (که در سایه پیش رفت) گویای این واقعیت است. در این موارد، اقناع چهره به چهره و فعالیت دیپلماتیک جایگزین های به مراتب کارآمدتری نسبت به اقدامات رسانه ای هستند.

ج) توجیه گری سیاسی به جای تحلیل علمی: این آفت زمانی رخ می دهد که اندیشکده از نقش مستقل پژوهشی خود فاصله می گیرد و تبدیل به «دستگاه علمی سازی» برای ایدئولوژی ها یا سیاست های از پیش تعیین شده یک جناح خاص می شود. در این حالت، رسانه ابزاری برای ارائه پوشش عقلانی و به ظاهر علمی به تصمیمات سیاسی می شود که اعتبار بلندمدت اندیشکده را نابود می کند.

د) غلبه کمیت بر کیفیت و ترجمه ای شدن: تلاش برای «دیده شدن» دائمی در رسانه می تواند به تولید انبوه محتوای سطحی، شتاب زدگی در تحقیق و اتکای صرف به ترجمه مطالب خارجی منجر شود. این روند، عمق پژوهش و خلاقیت در ارائه راه حل های بومی را قربانی می کند و مخرب برای نقش اصلی اندیشکده هاست.

هـ) فقدان مرز شفاف میان اندیشکده و بلاگر: در فضای کنونی، مرز میان یک پژوهشگر اندیشکده ای که با مسئولیت و براساس شواهد سخن می گوید، با یک بلاگر حکمرانی که به دنبال جذب مخاطب و اثرگذاری کوتاه مدت است، بسیار کمرنگ شده است.

این آمیختگی، اعتماد عمومی را تخریب می کند، چراکه مخاطب نمی تواند تشخیص دهد سخنرانی ای که می شنود، برآمده از یک فرآیند پژوهشی است یا یک نظر شخصی رسانه ای شده.

جمع بندی و راهکارهای عبور از چالش ها 

رابطه اندیشکده و رسانه رابطه ای ضروری اما مخاطره آمیز است. رسانه، بستر را به ثمرنشستن ایده تامین می کند؛ اما اگر این زمینه سازی دچار افراط و تفریط شود، می تواند به آن آسیب برساند. برای بهره گیری موثر از رسانه و پرهیز از کج کارکردها، رعایت چنداصل کلیدی ضروری است:

  • اولویت کیفیت و عمق بر کمیت و سرعت: اعتبار یک اندیشکده در درازمدت با پژوهش عمیق و ارائه راهکارهای عملی آن تعیین می شود، نه با تعداد پست های روزانه آن در شبکه های اجتماعی.
  • حفظ استقلال نهادی: مقاومت دربرابر فشارهای سیاسی و اقتصادی برای تبدیل شدن به نهاد توجیه گر، شرط بقای اعتبارعلمی است.
  • تعریف مرزهای روشن ارتباطی: تفکیک واضح بین بیانیه رسمی،نظرات پژوهشی کارشناسی و نظرات شخصی اعضا در عرصه رسانه، از ایجاد ابهام جلوگیری می کند.
امتیاز کاربر 0 (0 رای)

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

رصدخونه

سامانه تبادل رصد اندیشکده ها که با عنوان رسانه ای «رصدخونه» به جمع آوری ، طبقه بندی و رصد داده های موجود در کشور در خصوص پرونده های مفتوح حکمرانی کشور می پردازد و نفش خود را به منظور حلقه میانی میان دستگاه های دولتی و اندیشکده ها و مراکز پژوهشی ایفا می کند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا