تشییع رهبر و ضرورت بازنگری در سیاستهای مدیریت ازدحام جمعیت
اندیشکده پویاشهر، مراسم تشییع رهبر را آزمونی برای کارآمدی سیاستهای مدیریت جمعیت و عبور از رویکرد صرفا امنیتی میداند.

از دیرباز تا کنون برگزاری رخدادهای جمعیتی مختلف در زمینههای فرهنگی، مذهبی، ورزشی و… در میان جوامع مختلف وجود داشته است. علاوه بر آن با افزایش شهرنشینی، افزایش تراکم سکونتگاههای زیستی در دهههای اخیر و همچنین گسترش سیستمهای حملونقل، روزانه جمعیت زیادی در فضاهای عمومی، ایستگاهها و ترمینالهای حملونقل تجمع دارند. وجود جمعیت فراوان در فضاهای عمومی سرپوشیده یا روباز، میتواند سبب بروز سوانح جدی در ارتباط با ایمنی و امنیت جمعیت حاضر شود. در چنین مکانهایی همواره جمعیت زیادی اعم از زن و مرد و کودک در گروههای سنی مختلف و با اهداف گوناگون نیز حضور دارند که هنگام رخداد هر نوع اتفاقی که منجر به سانحه ازدحام جمعیت میشود، افراد را با مسائل پیچیدهای اعم از چگونگی نجات خود و خانوادهشان از میان خیل جمعیت و پیدا کردن مسیر فرار مناسب مواجه میکند. در صورت عدم وجود آگاهی و تجربه کافی و در نظر نگرفتن تدابیر لازم از سوی برگزارکنندگان و ذینفعان، رخدادها میتوانند بحرانآفرین شوند و تعداد زیادی از افراد جان خود را از دست میدهند.
خطر در تجمعات بزرگ صرفاً ناشی از تعداد زیاد افراد نیست؛ بلکه زمانی بحران شکل میگیرد که چند عامل بهصورت همزمان بر رفتار جمعیت اثر بگذارند. ایجاد گلوگاه در ورودی و خروجیها، جانمایی نامناسب موکبها یا خدمات شهری، انتشار شایعات و شکلگیری رفتارهای هیجانی، گرمای شدید، کمبود آب و فشارهای محیطی، و همچنین نبود مسیرهای اضطراری برای امدادرسانی و تخلیه، همگی میتوانند یک تجمع عادی را به یک وضعیت پرخطر تبدیل کنند. یافتههای کارگاههای تخصصی مدیریت ازدحام نیز نشان میدهد در شرایط محیطی نامناسب، بهویژه گرما و فشار فیزیکی بالا، توان تصمیمگیری منطقی افراد بهطور محسوسی کاهش مییابد؛ موضوعی که احتمال بروز رفتارهای غیرقابل پیشبینی و وقوع حوادث جمعی را بهشدت افزایش میدهد.
پایتخت بدون نقشه نجات
همانطور که میدانیم تهران پایتخت ایران و پرجمعیتترین شهر در کشور است که تراکم جمعیتی بالایی دارد و مراکز جمعیتی بسیاری اعم از سرپوشیده و روباز مانند استادیومهای ورزشی، مصلی، ایستگاههای مترو و … در آن وجود دارند. علاوه بر این، مراسم و تجمعات ملی، سیاسی و مذهبی مهمی در تهران برگزار میشوند که همواره جمعیت زیادی از شهروندان در آنها حضور پیدا میکنند. به همین دلیل احتمال وقوع حوادث ناشی از ازدحام جمعیت در شهر تهران بسیار زیاد است. تجربههای تلخ گذشته، از سانحه ازدحام جمعیت کرمان(تشییع حاج قاسم سلیمانی) و مسجد ارگ تهران نشان میدهدکه مسئله اصلی صرفاً امنیت مراسم نیست؛ بلکه فقدان یک نظام تخصصی برای مدیریت جمعیت است. نزدیک به به نیمی از ریسکهای ازدحام در ایران به مراسمهای مذهبی و راهپیماییهای جمعی مربوط است. با وجود افزایش تجربه تهران در برگزاری مراسم و تجمعات گسترده، همچنان چند ضعف ساختاری جدی در مدیریت ازدحام جمعیت دیده میشود که میتواند زمینهساز بروز بحران باشد. نخست، در بسیاری از رویدادها نگاه امنیتی بر نگاه تخصصی غلبه دارد؛ به این معنا که تمرکز اصلی بر کنترل و نظم ظاهری مراسم است، نه مدیریت علمی جریان حرکت جمعیت و پیشگیری از تراکم خطرناک. دوم، نبود یک مرکز فرماندهی یکپارچه باعث شده نهادهایی مانند شهرداری، مترو، اورژانس، پلیس و سازمان مدیریت بحران فاقد سازوکار مشترک و دائمی برای تصمیمگیری هماهنگ باشند. سوم، شهروندان آموزش مشخص و فراگیری درباره رفتار ایمن در شرایط ازدحام، نحوه واکنش در بحران یا مسیرهای خروج اضطراری دریافت نکردهاند و همین موضوع میتواند رفتارهای پرخطر را تشدید کند. در نهایت، بسیاری از مراسمهای بزرگ بدون انجام شبیهسازیهای دقیق، ارزیابی ظرفیت واقعی فضا و سنجش سناریوهای احتمالی برگزار میشوند؛ مسئلهای که احتمال تبدیل یک تجمع عادی به حادثه را افزایش میدهد.
الزامات مدیریت نوین ازدحام جمعیت
مدیریت ازدحام جمعیت و پیشگیری از سوانح ناشی از آن، بهویژه در تجمعات انبوه مذهبی، ورزشی و فضاهای عمومی، مستلزم برنامهریزی دقیق، ارزیابی مستمر ریسک و بهرهگیری از تجربیات داخلی و بینالمللی است. در این زمینه، دستورالعملهای مدیریت جمعیت باید در دو سطح پیشگیرانه و واکنشی طراحی شوند و بر پایه شبیهسازی محیط و جریان جمعیت، مدیریت دسترسی، اقدامات انتظامی و ترافیکی، نظام ارتباطات و تبادل اطلاعات، خدمات درمانی، اطفای حریق، تخلیه اضطراری و توجه ویژه به گروههای آسیبپذیر شکل گیرند؛ در عین حال تأکید اصلی باید بر ایمنی و کاهش رویکردهای صرفاً امنیتی باشد. همچنین شرایط محیطی نظیر دما، رطوبت، نور، وضعیت آبوهوا و وقوع شرایط نامساعدی مانند گرمای شدید یا طوفان، میتواند آستانه تحمل افراد را کاهش داده و توان تصمیمگیری منطقی آنان را مختل کند، بهگونهای که در چنین شرایطی نمیتوان بر رفتار صحیح جمعیت تکیه کرد. از این رو، مدیریت از بالا به پایین، تأمین آب و امکانات بهداشتی، ایجاد اتاقهای کنترل و عملیات دائمی و استفاده از فناوریهای نوین برای پایش لحظهای و واکنش سریع به شرایط اضطراری، از الزامات اساسی مدیریت مؤثر ازدحام جمعیت محسوب میشود.
ازدحام جمعیت؛ بحرانی قابل پیشبینی
مدیریت سوانح ناشی از ازدحام جمعیت نیازمند شبیهسازی دقیق و برنامهریزی پیشینی است که با استفاده از نرمافزارها و مدلهای رفتاری مبتنی بر نیروی اجتماعی میتوان مسیر حرکت جمعیت، نقاط ورود و خروج، گلوگاهها و رفتار افراد را در شرایط مختلف شبیهسازی کرد؛ البته این مدلها باید متناسب با شرایط ایران کالیبره شوند. برخلاف سوانح طبیعی، حوادث ناشی از ازدحام تا حد زیادی قابل پیشبینی هستند، زیرا زمان، مکان و حجم تقریبی جمعیت از پیش مشخص است. به همین دلیل، شناخت ظرفیت فضا، مناطق جذب جمعیت، کیفیت دسترسی، طراحی مسیرها، زونبندی، وضعیت حملونقل عمومی و شناسایی موانع ثابت و متحرک اهمیت زیادی دارد، چراکه بخش عمده خطرات در گلوگاهها و نقاط ورود و خروج شکل میگیرد و با طراحی صحیح میتوان از وقوع بحران جلوگیری کرد. مدلهای موفق جهانی نشان میدهد مدیریت تجمعات انبوه بر سه لایه واکنش اضطراری، طراحی و شبیهسازی فضا و تحلیل ریسک پیشینی استوار است.
اهمیت زونبندی در مدیریت جمعیت
مدیریت مؤثر جمعیت در رویدادهای انبوه، پیش از هر چیز نیازمند شناسایی نقاط پرخطر بر اساس تجربههای گذشته، ارزیابی میدانی و نظر کارشناسان است. بسیاری از سوانح زمانی رخ میدهند که جانمایی نادرست فضاهای خدماتی مانند موکبها، سرویسهای بهداشتی یا محلهای پرمراجعه، بهویژه در نزدیکی مراکز حملونقل، باعث ایجاد گلوگاه و تراکم خطرناک جمعیت میشود. به همین دلیل، زونبندی دقیق فضا، تعیین مسیرهای اضطراری، مشخص کردن مراکز درمانی پشتیبان و باز نگه داشتن مسیرهای امدادی از الزامات اصلی مدیریت جمعیت است؛ زیرا بدون طراحی خوانا و دسترسی مناسب، حتی یک مانع کوچک میتواند به بحرانی بزرگ در تجمعات گسترده تبدیل شود.
لزوم فرماندهی واحد
برگزاری ایمن رویدادهای انبوه تنها با حضور جمعیت مدیریت نمیشود، بلکه نیازمند یک ساختار منسجم از نیروهای داوطلب آموزشدیده،کارگروههای تخصصی و مراکز فرماندهی یکپارچه است. در این میان، گروههای داوطلب محلی میتوانند نقش مؤثری در تسهیل امور داشته باشند و همزمان کارگروههای تخصصی در حوزههایی مانند امداد و نجات، آتشنشانی، ارتباطات، اطلاعرسانی، آموزش و امور حقوقی مسئول هماهنگی و پیشگیری از بحران هستند. ایجاد مرکز عملیات اضطراری پیش از آغاز مراسم و اتصال آن به تمامی دستگاهها، امکان پایش ۲۴ ساعته وضعیت جمعیت، ترافیک و مخاطرات احتمالی را فراهم میکند. در کنار آن، اتاقهای فرمان مجهز به فناوریهای ارتباطی، سامانههای IoT و واحدهای فرماندهی متحرک نیز با ایجاد هماهنگی لحظهای میان نهادها، ستون اصلی مدیریت بحران و واکنش سریع در شرایط اضطراری محسوب میشوند.
آموزش؛ نخستین سد دفاعی
آموزش عمومی و تخصصی یکی از مهمترین ارکان مدیریت ازدحام جمعیت و پیشگیری از تبدیل تجمعات پرتراکم به بحرانهای انسانی است. ارتقای آگاهی شهروندان و مسئولان درباره رفتار صحیح در شرایط ازدحام، از جمله حفظ آرامش، رعایت نظم و شناخت مسیرهای امن، میتواند نقش تعیینکنندهای در کاهش تلفات و افزایش ایمنی داشته باشد. در کنار این موضوع، برنامهریزی آموزشی از طریق تهیه و توزیع نقشه مسیرها، نصب تابلوهای راهنما در نقاط حساس، اطلاعرسانی دقیق و بهموقع به مردم و رسانهها، طراحی مانورهای آمادگی برای شرایط اضطراری و تولید محتوای آموزشی مانند پوستر، ویدئو و اینفوگرافیک درباره رفتار ایمن در فضاهای پرتردد، از الزامات اساسی مدیریت بحران محسوب میشود. همچنین استفاده از ابزارهای هوشمند برای توزیع زمانی سفرها و کاهش تراکم جمعیت، میتواند کارایی مدیریت رویدادهای بزرگ را افزایش داده و محیطی امنتر برای شهروندان فراهم کند.
اصول مدیریت تجمعات
۱. پیشبینی قبل از بحران: ازدحام جمعیت برخلاف بسیاری از سوانح طبیعی، تا حد زیادی قابل پیشبینی است. شبیهسازی مسیر حرکت جمعیت، تحلیل گلوگاهها و برآورد سناریوهای پرخطر باید پیش از هر مراسم انجام شود.
۲. طراحی فضا بر مبنای جریان جمعیت: بخش مهمی از حوادث در نقاط ورود و خروج، موکبها، ایستگاههای مترو و مسیرهای باریک رخ میدهد. طراحی شهری باید مبتنی بر حذف گلوگاههای خطرناک باشد.
۳. اتاق فرمان یکپارچه شهری: مدیریت جمعیت نیازمند مرکز عملیات دائمی میان شهرداری، مترو، اورژانس، آتشنشانی، پلیس و مدیریت بحران است؛ نه هماهنگی لحظهای پس از وقوع حادثه.
۴. آموزش عمومی رفتار در تجمعات: بخش بزرگی از بحرانهای جمعیتی ناشی از رفتارهای هیجانی، شایعات، عدم آگاهی و واکنشهای جمعی کنترلنشده است.
۵. عبور از نگاه صرفاً امنیتی: مدیریت ازدحام یک مسئله مهندسی، اجتماعی و رفتاری است. تجربه جهانی نشان میدهد تمرکز صرف بر کنترل امنیتی، جایگزین برنامهریزی علمی نخواهد شد.
پیشنهاد و جمع بندی
برای کاهش خطرات ناشی از ازدحام جمعیت در تهران، سیاستگذاری باید در سه افق زمانی طراحی شود. در کوتاهمدت، تدوین دستورالعمل ملی مدیریت تجمعات انبوه و شناسایی نقاط پرخطر شهر مانند ایستگاههای مترو، میدان آزادی، مصلی و محدوده انقلاب ضروری است. در میانمدت، ایجاد یک مرکز عملیات یکپارچه برای هماهنگی میان دستگاههای مسئول و طراحی کریدورهای سبز اضطراری در مسیرهای پرتجمع باید در اولویت قرار گیرد. در بلندمدت نیز توسعه سامانههای هوشمند پایش تراکم جمعیت مبتنی بر دوربین و هوش مصنوعی، در کنار آموزش عمومی درباره رفتار ایمن در تجمعات از طریق رسانهها و شبکه حملونقل عمومی، میتواند ظرفیت مدیریت بحران شهری را بهطور جدی ارتقا دهد. واقعیت آن است که حوادث در تجمعات انبوه معمولاً ناگهانی رخ نمیدهند؛ این حوادث قابل پیشبینیاند اما اغلب پیشبینی نمیشوند. تهران بهعنوان اصلیترین کانون تجمعات کشور دیگر نمیتواند با مدیریت سنتی یا صرفاً رویکردهای امنیتی با این مسئله مواجه شود؛ سیاستگذاری شهری آینده باید بر یک اصل استوار باشد: مدیریت هوشمند جمعیت پیش از بحران، نه واکنش پس از فاجعه.



