اخبارپیشنهاد سردبیریادداشت سیاستی

منتقدان جنگ در آمریکا چه می‌گویند؟

مرور رصدی پژوهشکده ابرار معاصر تهران

✍️ پژوهشکده مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران

منتقدان جنگ تحمیلی آمریکا به ایران در درون آمریکا، طی این چند روز تلاش کرده‌اند از منظرهای مختلف، نقدهای خود را به هدف و شیوه ترامپ در این جنگ اعلام کنند. برخی از این نقدها به شرح زیر است:

فرید زکریا، مجری سی‌ان‌ان، گفته است: «ترامپ در سخنرانی خود هنگام اعلام این حمله، هدف واقعی اقدام نظامی را آشکار کرد: تغییر رژیم. او صراحتاً از مردم ایران خواست دولت خود را سرنگون کنند. با این کار، او هدف این جنگ و معیاری را که بر اساس آن، موفقیت یا شکست آن سنجیده خواهد شد، اعلام کرد. از نظر تاریخی، تغییر رژیم از طریق حملات هوایی به‌ندرت رخ داده است. نمونه‌ای به یاد نمی‌آورم که در آن دولتی بدون حضور نیروهای نظامی در میدان و انجام واقعی عملیات سرنگونی سقوط کرده باشد. به طور کلی‌تر، کارنامه تغییر رژیم‌های مورد حمایت آمریکا در خاورمیانه کارنامه‌ای موفق نبوده است».

یاسمین انصاری، عضو مجلس نمایندگان آمریکا، از حزب دموکرات با تردید نسبت به نیات رئیس‌جمهور آمریکا گفت: «من باور ندارم دونالد ترامپ در قبال آینده ایران نیت خوبی داشته باشد یا برنامه مشخصی داشته باشد».

کریس مورفی، سناتور مطرح آمریکایی، به مخالفت اکثریت آمریکایی‌ها با حمله به ایران اشاره کرده و نوشته است: «هیچ‌کس خواهان این جنگ نبود. مردم خواستار غذا، خدمات درمانی و کاهش قیمت انرژی بودند. حالا همه این‌ها گران‌تر خواهند شد. این جنگی احمقانه است که از سوی پیرمردی فرتوت (ترامپ) به راه افتاده؛ کسی که از دیدن انفجارها لذت می‌برد و نیاز دارد افکار عمومی را از شبکه سوءاستفاده جنسی از کودکان که گفته می‌شود با آن مرتبط است، منحرف کند».

کامالا هریس، معاون رئیس‌ جمهور سابق امریکا، در بیانیه‌ای اعلام کرده است: «من مخالف یک جنگ تغییر رژیم در ایران هستم و نیروهای ما در معرض مسیری خطرناک در نتیجه جنگ انتخاب‌های ترامپ قرار گرفته‌اند. این یک قمار خطرناک و غیر ضروری با جان آمریکایی‌هاست که همچنین ثبات منطقه و جایگاه ما در جهان را به خطر می‌اندازد».

جان اوسف، سناتور دموکرات آمریکایی، نیز گفته است: «هشت ماه پیش ترامپ دروغ گفته بود زمانی که ادعا می‌کرد حملات هوایی برنامه هسته‌ای ایران را از بین برده است. هدف ترامپ از آغاز این جنگ، تغییر رژیم در ایران و قرار دادن نیروهای آمریکایی در معرض خطر بوده است، بدون آنکه شواهدی دال بر وجود تهدید فوری ارائه شود. رئیس‌جمهور آمریکا هیچ مدرکی ارائه نکرده است که نشان دهد ایران یا برنامه هسته‌ای آن تهدید فوری برای ایالات متحده هستند».

رو خانا، نماینده کنگره آمریکا معتقد است ترامپ یک جنگ غیرقانونی برای تغییر رژیم در ایران به راه انداخته است که جان آمریکایی‌ها را در معرض خطر قرار می‌دهد. کنگره باید تشکیل جلسه دهد تا به قطعنامه من و نماینده توماس مسی رأی دهد تا جلوی این کار گرفته شود».

اسکات ریتر مقام سابق اطلاعاتی آمریکا گفته است: «حملات اخیر آمریکا و اسرائیل به ایران، یک عملیات مشترک و از پیش طراحی‌شده با هدف تغییر نظام در تهران بوده است. دیپلماسی هرگز واقعی نبود. این یک نیرنگ برای ایجاد یک حس امنیت کاذب و فراهم کردن امکان حمله اسرائیل بود».

نشریه آمریکایی فارن پالیسی با اشاره به اشتباه محاسباتی دولت آمریکا نوشته است: «کاخ سفید به‌تدریج در حال درک این واقعیت است که هم ایران و هم اسرائیل بیش از آنچه رهبران آمریکا انتظار داشتند، توان تحمل فشار نظامیِ طولانی‌مدت را دارند. ساختارهای حکومتی و نظامی ایران حتی پس از حملات گسترده به سطوح عالی رهبری در تهران نیز به انجام حملات هماهنگ علیه دست‌کم شش کشور در منطقه ادامه داده‌اند. امری که نشان‌دهنده درجه‌ای از تاب‌آوری و انسجام عملیاتی است که به‌نظر می‌رسد واشنگتن آن را دست‌کم گرفته باشد».

ریچارد هاس، رئیس سابق شورای روابط خارجی آمریکا، با انتقاد از ترامپ گفته است: «جنگ اگرچه با تصمیم آمریکا شروع شده اما پایان آن به اراده آمریکا وابسته نیست. این ایران است که می‌تواند دامنه و مدت جنگ را تعیین کند».

رابرت پیپ، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو، در نقد ترامپ گفته است: «من تمامی نبردهای هوایی از زمان جنگ جهانی اول تاکنون را مطالعه کرده‌ام؛ این تخصص من است و به مدت ۲۰ سال، سناریوهای بمباران فردو و تغییر رژیم در ایران را شبیه‌سازی کرده‌ام. ما اکنون در «تله تنش‌زایی» گرفتار شده‌ایم. وقتی آن بمب‌ها را پرتاب و تغییر رژیم را به عنوان هدف خود اعلام می‌کنیم، در حالی که ابزار دیگری جز حملات هوایی در اختیار نداریم، باید بدانیم که این روش در طول بیش از ۱۰۰ سال گذشته هرگز جواب نداده است. مشکل اینجاست که وقتی آن بمب‌ها فرود می‌آیند حس ناسیونالیسم و ملی‌گرایی را به بدنه حکومت و جامعه تزریق می‌کنند. حالا جامعه و حکومت دست به اقدامات پرخطرتر می‌زنند و کارهایی انجام می‌دهند که پیش از این هیچ‌کس پیش‌بینی نمی‌کرد».

اندیشکده کارنگی در یادداشتی آورده است: «تصمیم مشترک ایالات متحده و اسرائیل برای حمله به ایران، خاورمیانه را به سمت یک رویارویی خطرناک سوق داده است؛ رویارویی که نتایج حاصل از آن، بسیار مبهم است. در سومین روز از یک جنگ بی‌پایان دیگر، آشکار است که ایران تهدیدی را که با آن مواجه است، یک تهدید وجودی می‌داند؛ واقعیتی که واکنش این کشور و برخی از نزدیکترین متحدانش را شکل داده است». در ادامه گزارش این اندیشکده آمده است: «از دیدگاه ایران، عملیات ایالات متحده و اسرائیل دو هدف عمده را دنبال می‌کند. اول، ایجاد وضعیتی است که در آن، ایران حذف برنامه هسته‌ای خود را بپذیرد، زیر بار محدودیت شدید در حوزه قابلیت‌های موشک‌های بالستیک برود و شبکه منطقه‌ای بازیگران غیردولتی را منحل کند. به عبارت دیگر، عملاً دست‌ها را بالا ببرد و تسلیم بی‌قیدوشرط آمریکا شود. هدف دوم که به موازات هدف اول دنبال می‌شود، تضعیف پایه‌های رژیم ایران است که ترور [آیت‌الله شهید] علی خامنه‌ای برای سرعت بخشیدن به آن طراحی شده بود؛ به این امید که خود ایرانیان کار را تمام کنند».

در امریکا، صداهای مخالف جنگ با ایران، برجسته است و شنیده می‌شود. این مخالفان بر این باورند که امریکا نیازی به یک جنگ دیگر با هدف براندازی ندارد. در ضمن، آمریکا از توان رسیدن به اهداف خود در چنین جنگی برخوردار نیست و هیچ نمونه‌ای وجود ندارد که یک حکومت از طریق حملات هوایی تغییر یافته باشد. به نظر می‌رسد با تداوم جنگ و نمایان‌شدن بیشتر علائم شکست، صداهای مخالف در آمریکا به صورت رساتری به گوش برسد.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

موسسه مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران

موسسه تهران ضمن توجه به نیازها و ضرورت ‌های حوزه سیاستگذاری، تولید منابع مرتبط با حوزه‌ های سیاست خارجی، مطالعات استراتژیک و امنیت بین ‌الملل را برای مخاطب دانشگاهی مدنظر قرار داده است.

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا