نقش اجتماعی در جامعه حلقوی به مثابه جامعه تالیفی
یادداشت پژوهشکده حکمت پیرامون نحوه دریافت و پذیرش نقش اجتماعی در یک جامعه تالیفی

✍️ سجاد هجری، مدیر سابق گروه فرهنگی و اجتماعی پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت
شاید بتوان گفت که جامعهی امروز ما بخاطر چنددهه تقدم مفرط «امر سیاسی» بر «امر اجتماعی» گرفتار نحوی «قهر اجتماعی» شده که «روابط عادی مردم عادی» را دچار اختلال کرده است؛ چنانکه مدعیان کاهش چشمگیر «سرمایهی اجتماعی» (و شکافها و گسلهای اجتماعی) کم نیستند و بسیاریشان این مدعا را بتحقیقات کمی و کیفی میدانی مستند میکنند. برخی فارغ از نیتشان بطور ویژه پس از پدیدار 88 از «آشتی ملی» سخن راندند که هرچند بدان التفات نشد؛ اما هر چه میگذرد، ضرورت آن بیشتر نمایان میشود. در این وضع بحرانخیز چارهای جز گذاردن سیاستهایی مبتنیبر اصل بنیادین تقدم امر اجتماعی بر امر سیاسی که عبارت اخرای «حفظ نظام» در فلسفه و فقه جهان اسلام و سیرهی انبیا و اولیا علیهمالسلام است، نیست؛ چنانکه فارغ از نیتها و لابشرط از نحوهی تحقق، شاید بتوان عبارت «وفاق» دولت برسرکار را بنحوی ذیل این اصل صورتبندی کرد.
در کتاب خدا دو جامعهی 1. تألیفی و 2. ولایی معرفی میشود که دومی بنحوی درضمن اولیست. «جامعهی تألیفی» همان است که در ظرف تقدم امر اجتماعی بر سیاسی محقق میشود و باید بدنبال تحقق آن بود. بیگمان، دست یافتن بدین جامعه نیازمند وجدان «رؤیای مشترک» در آن جامعه برای آینده و وجود ارزشهای مجمع علیه میان مردم است که ریشه در هویتشان دارد و درحقیقت، این جامعه با تأکید بر این دو و سیاستگذاری مبتنیبر آنها محقق میشود.
در جامعهای که مشترکات عمومی کم است و هر روز کاسته میشود که بنحوی وضع جامعهی ما از آغاز مواجهه با تجدد چنین است، چارهای جز ابتنابر اتصالات حلقوی نیست؛ یعنی هر دسته/گروه از مردم بعنوان یک حلقه در اتصال با حلقههای دیگر قرار میگیرد؛ بطوری که همهی حلقهها بیواسطه یا باواسطه با یکدیگر متصلاند؛ ازاینرو میتوان از «جامعهی حلقوی» بمثابهی جامعهی تألیفی نام برد و سیاستهایی برای آن گذارد و برنامههایی در راستایش ریخت که برای این مهم، باید با فرض جامعهی حلقوی تألیفی نقشهای اصلی اجتماعی را در این جامعه بررسید. این گزارش که کوششی در تولید «ادبیات» است، زمینهساز پژوهش این نقشها و گذاردن سیاستهاست.



