تابآوری اجتماعی در زمان جنگ
گزارش مروری-راهبردی «تابآوری اجتماعی در زمان جنگ؛ ملاحظات مفهومی، سطوح نهادی و مراحل اقدام»

به گزارش گروه نشریات جامعه اندیشکدهها؛ جنگ 12روزه بار دیگر و بهوضوح نشان داد که بحران، پیش از آنکه یک واقعه نظامی باشد، آزمونی برای سیاستگذاری اجتماعی است. آنچه در این دوره برجسته شد، صرفا اختلالات نهادی نبود، بلکه فقدان نگاه فرآیندی به تابآوری اجتماعی را به رو آورد؛ نگاهی که بحران را امری مقطعی نمیبیند، بلکه آن را در امتداد پیشابحران، حین بحران و پسابحران تحلیل میکند. و نشان میدهد که چگونه غلبه رویکردهای واکنشی و کوتاهمدت، سیاستها را از ظرفیت اثرگذاری پایدار تهی و جامعه را در برابر شوکهای پیدرپی آسیبپذیرتر میکند.
براساس یافتههای گزارش «تابآوری اجتماعی در زمان جنگ»؛ تابآوری اجتماعی زمانی معنا پیدا میکند که ظرفیتهای محلی و مردمی بهعنوان بخشی از معماری حکمرانی به رسمیت شناخته شوند و با پشتیبانی نهادی، شفافیت و مشارکت واقعی همراه شوند. درمقابل، حذف گروههای اجتماعی از فرآیند تصمیمگیری، ضعف شفافیت، فساد و فشارهای ساختاری اقتصادی، مستقیما سرمایه اجتماعی را فرسایش میدهد. تجربههای بینالمللی نیز تاکید میکنند که نادیدهگرفتن پیامدهای اجتماعی و جنسیتی جنگ، خود به یک عامل تشدیدکننده نابرابری و بیثباتی بدل میشود؛ عاملی که هزینههای بحران را در بلندمدت افزایش میدهد.
ازاینمنظر، سیاستگذاری موثر در شرایط جنگ مستلزم عبور از منطق کنترلمحور و حرکت بهسوی چارچوبهای تسهیلگر، چندبازیگره و ارزیابپذیر است. طراحی «خطکشهای سنجش تابآوری اجتماعی» به تصمیمگیران امکان میدهد پیامدهای کوتاهمدت و بلندمدت سیاستها را پیش از اجرا بسنجند و از تکرار الگوهای پرهزینه و واکنشی پرهیز کنند. نتیجه روشن است: تابآوری اجتماعی نه محصول اقدامات قهرمانانه مقطعی، بلکه برآیند سیاستهای زیرساختی، مشارکتی و انعطافپذیر است؛ سیاستهایی که اگر بهدرستی طراحی نشوند، خود به بخشی از بحران تبدیل میشوند.
آنچه در این گزارش خواهید خوانید:
- از تروما تا ترمیم؛
- از خیابان تا نهاد؛
- خطکشهای ارزیابی تابآوری.
خلاصه سیاستی گزارش:
در پی جنگ 12 روزه ایران و رژیم اسرائیل در 23 خرداد 1404، خلاهای جدی در سیاستگذاری اجتماعی و مدیریت بحران آشکار شد؛ از ناهماهنگی نهادی و فشارهای اقتصادی بر اقشار آسیبپذیر گرفته تا فقدان سازوکارهای روشن برای استفاده از ظرفیتهای اجتماعی در شرایط بحرانی.
این گزارش با تمرکز بر مفهوم تابآوری اجتماعی میکوشد چارچوبی تحلیلی و عملی برای سیاستگذاری در دوران جنگ و بحرانهای مزمن ارائه دهد.
مسئله اصلی
تابآوری اجتماعی نباید صرفا بهمثابه مجموعهای از اقدامات اضطراری در زمان بحران فهم شود؛ بلکه فرآیندی پیوسته است که از پیشابحران آغاز میشود، در خلال بحران تداوم مییابد و در دوره پسابحران به بازسازی اجتماعی و نهادی منجر میشود.غفلت از این نگاه فرایندی، سیاستها را واکنشی، کوتاهمدت و کماثر میکند.
یافتههای کلیدی
پیامدهای سیاستی
سیاستهای موفق در حوزه تابآوری اجتماعی باید:
چارچوب پیشنهادی برای تصمیمگیران
براساس تحلیلهای این گزارش، هر سیاست یا مداخله در حوزه تابآوری اجتماعی در دوران جنگ باید حداقل با معیارهای زیر سنجیده شود:
خط قرمز: سیاستی که «برنده و بازنده پنهان» تولید کند، تابآور نیست.
اصل کلیدی: دولت = تسهیلگر، نه جایگزین جامعه است.
یافته گزاش: ابهام نهادی منجر به کاهش اعتماد و سپس فرسایش تابآوری میشود.
سیاست خوب: بعد از بحران هم کار میکند.
هشدار گزارش: واگذاری مسئولیت، مساوی توانمندسازی نیست.
تابآوری = شبکه، و نه جزیره است.
سیاستی که قابل ارزیابی نباشد، قابل دفاع هم نیست.
جمعبندی
نتیجه اصلی گزارش آن است که در شرایط جنگ و بحرانهای مزمن، تابآوری اجتماعی نه محصول اقدامات قهرمانانه مقطعی، بلکه حاصل طراحی هوشمند سیاستهای زیرساختی، مشارکتی و انعطافپذیر است. بیتوجهی به این واقعیت، هزینههای اجتماعی بحران را افزایش میدهد و ظرفیت بازگشت به ثبات را تضعیف میکند.



