بازطراحی ساختارهای بین المللی بر اساس توازن قدرت و عدالت
بررسی حق وتو به عنوان ابزاری برای تاخت و تاز و غارت کشورهای مسلمان و کشورهای جهان سوم دارای ذخایر نفت و گاز و معادن
محمدرضا حدادی، اندیشکده حکمرانی بهره وری امیرکبیر
پس از جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵ میلادی یعنی ۸۱ سال پیش، کشورهای پیروز، سازمان ملل را تشکیل دادند و سپس شورای امنیت را در این سازمان طراحی کردند. ۵ کشور آمریکا، روسیه، فرانسه، انگلیس و چین، با خودشان توافق کردند که عضو اصلی این شورا بوده و فقط خودشان حق وتو داشته باشند تا بتوانند در آینده از این ابزار بین المللی، برای منافع اقتصادی و نظامی و ظلم و ستم خود در جهان استفاده کنند. متاسفانه این ۵ کشور فقط نماینده مسیحی ها، بی دین ها و یهودی های بانفوذ هستند. در این بین مسلمانان سهم ۲۵ درصدی از جمعیت کل جهان دارند و از میان ۱۹۵ کشور، ۵۱ کشور (معادل ۲۶ درصد کشورهای جهان) بیش از ۵۰ درصد جمعیتشان، مسلمان هستند. با این حال مسلمانان هیچ نماینده ای در شورای امنیت سازمان ملل که دارای حق وتو باشد، ندارند. به همین دلیل ۵ کشور مسیحی و بی دین و یهودی دارای حق وتو، به راحتی به کشورهای مسلمان حمله و تاراج می کنند و کشورهای مسلمان به راحتی مورد تاخت و تاز نظامی، اقتصادی، فرهنگی و تحریم از سوی ابرقدرت های دارای حق وتو قرار می گیرند.
مسلمانان و سازمانهای بین المللی نمی توانند جلوی زیاده خواهی کشورهای متخاصم را بگیرند چرا که آن ها حق وتو انحصاری دارند. این مسئله باعث می شود تا حتی اگر تمام کشورهای جهان هم مسئله ای مانند محکومیت اسرائیل و آمریکا جنایتکار جنگی و ضرورت جریمه شدن آن ها را تایید کنند این امکان وجود ندارد؛ چراکه معمولا همواره پای یک یا چند کشور دارای حق وتو در میان است. این کشورها می توانند رای تمام کشورهای عالم را با حق وتو، به راحتی باطل کنند و به تجاوزات و ظلم و ستم خود در جهان ادامه دهند؛ نظیر حمله مجدد آمریکا و رژیم صهیونیستی به کشور جمهوری اسلامی ایران.

نمودارهای بالا نشان میدهد ترکیب غالب جمعیتی ۵ کشور دارای حق وتو، مسیحیان و بیدینها هستند و مجموع جمعیت این ۵ کشور، ۲۵ درصد جمعیت جهان را تشکیل میدهند ولی در عمل با حق وتو انحصاری که برای خود طراحی و عملیاتی کردهاند، برای کل جمعیت جهان، صرفا برای تامین منافع خود، تصمیم میگیرند. درمقابل مسلمانان جهان که ۲۵ درصد جمعیت جهان را تشکیل میدهند هیچ نمایندهای که دارای حق وتو داشته باشد را ندارند و این میتواند یکی از عوامل تاختوتازهای اقتصادی و نظامی کشورهای استعمارگر دارای حق وتو، بهویژه امریکا، به کشورهای مسلمان باشد چراکه با امتیاز انحصاری حق وتو به هیچ مرجع بینالمللی پاسخگو نیستند.
کشورهای مسلمان باید قوی ترین کشور مسلمان را به عنوان نماینده خود در سازمان ملل به عنوان عضو اصلی در کنار ۵ عضو دیگر و با حق وتو، انتخاب و معرفی کنند. همچنین باید ساختار نظم نوین جهانی تغییر کند تا توازن قدرت در جهان برقرار شود و با توازن قدرت، دیگر شاهد این سطح از جنگ و کشتار و تجاوز و ظلم و ستم نخواهیم بود. در این راستا قوی ترین کشور مسلمان صاحب صلاحیت برای نمایندگی مسلمانان به عنوان عضو اصلی شورای امنیت ملی سازمان ملل با حق وتو، ایران هست. تنها در این شرایط می شود جلوی ظلم و ستم در جهان توسط نظام های سرمایه داری غالبا بی دین را گرفت.
با وجود تغییرات زیاد در نقشه نظامی و سیاسی جهان و ظهور قدرتهای جدید، ۸۱ سال است که ترکیب اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل که حق وتو دارند، هیچگونه تغییری نکرده است که یکی از دلایل افزایش ظلم و ستم در جهان، همین عدم تغییر و عدم توازن قدرت و بی عدالتی در جهان می باشد.
سوال اصلی این است که آیا راهی وجود دارد که بعد از ۸۱ سال، کشورهای مسلمان یک نماینده با عضویت دائم و درای حق وتو در شورای امنیت ملی سازمان ملل داشته باشند؟ البته مردم و اندیشمندان آزاد جهان، اساسا وجود حق وتو در سازمان ملل را نوعی بی عدالتی و از اساس باطل می دانند ولی اگر توازن قدرت بین همه جوامع و ادیان جهان در حق وتو وجود داشته باشد شاید مقداری در تصمیم سازی ها و تصمیم گیری های جهانی، به عدالت نزدیکتر شویم.
برای اصلاح اعضا درای حق وتو در سازمان ملل ۳ راه و سناریو به شرح زیر متصور است و تلاشهایی هم تا کنون صورت پذیرفته که هیچ نتیجه ای تا کنون نداشته است.
اصلاح منشور سازمان ملل متحد:
نیاز به اجماع: این امر نیازمند رأی موافق دو سوم اعضای مجمع عمومی سازمان ملل و همه ۵ عضو دائم شورای امنیت است.
چالش اصلی: جلب رضایت هر ۵ عضو دائم برای دادن حق وتو به یک کشور مسلمان یا ایجاد یک کرسی با حق وتو برای یک بلوک اسلامی، قطعا غیرممکن است چرا که هیچ یک حاضر نیستند برخلاف منافع اقتصادی و سیاسی خود این حق را به کشور دیگری علی الخصوص مسلمانان دهند.
ایجاد یک کرسی مشترک برای سازمان همکاری اسلامی (OIC):
این سازمان به عنوان یک نهاد بینالمللی، صدای کشورهای اسلامی در مجامع بینالمللی است که متاسفانه به دلیل نفوذ سلطه سرمایه داران کشورهای دارای حق وتو در برخی کشورهای اسلامی، عملا خیلی موفق نبوده است.
مکانیسم: کشورهای اسلامی باید تلاش کنند تا یک کرسی مشترک را در شورای امنیت (به عنوان عضو دائم) به دست آورند که توسط سازمان همکاری اسلامی (OIC) اداره شود.
چالشها: تعیین نحوه تصمیمگیری در درون این کرسی مشترک (مثلاً نیاز به اجماع اعضای کلیدی OIC) و پذیرش آن توسط سایر اعضای سازمان ملل، چالشهای بزرگی هستند که عملا این مسیر نمی تواند نتیجه ای داشته باشد.
ظهور یک قدرت بزرگ مسلمان:
(بازآفرینی قدرت ایران با پیروزی بر ابرشیاطین جهان در جنگ پیش رو و همراه کردن کشورهای مسلمان و آزادی خواه و عدالت طلب جهان – تنها راه باقیمانده برای کاهش یا پایان دادن به ظلم و ستم در جهان)
روند تاریخی: تاریخ نشان داده که جایگاه اعضای دائم شورا با تغییر توازن قدرت جهانی و ظهور قدرتهای بزرگ جدید تغییر کرده است.
پیروزی ایران در این جنگ جهانی که در رمضان ۱۴۰۴ علیه ایران شکل گرفته می تواند پایانی بر ظلم و ستم جهان باشد.
اگر یکی از کشورهای اسلامی به طور چشمگیری از نظر اقتصادی، نظامی و سیاسی به یک قدرت جهانی تبدیل شود، فشار برای اعطای کرسی دائم به آن افزایش خواهد یافت. در این شرایط حساس آگاه سازی کشورهای مسلمان و عدالت خواه جهان می تواند در پیروزی ایران نقش بسزایی داشته باشد و صد البته این موضوع برای توده مردم انقلابی ایران نیز باید تبیین شود که صرفا با حمایت همه جانبه مردم، قطعا ایران پیروز است و در تغییر تاریخ باید نقش خود را ایفا نمایند.
توافقات منطقهای و دیپلماسی فشرده
کشورهای اسلامی باید بتوانند یک ائتلاف قوی و متحد در سطح بینالمللی تشکیل دهند و با دیپلماسی فشرده، حمایت سایر کشورها را برای بازآفرینی قدرت مسلمانان در مجامع بین المللی و اخذ حق وتو و یا اعمال قدرت منطقه ای بدون حق وتو را جلب کنند.
تبیین و آگاهی آزادگان جهان، از این موضوع که پیروزی ابرقدرتی به نام ایران در این جنگ جهانی تحمیلی، پایانی بر ظلم و ستم در جهان خواهد بود، امری واجب و لازم است و فرصتی است که خداوند متعال پیش روی عدالت خواهان جهان گذاشته و در صورت کوتاهی مسلمانان جهان علل الخصوص ایرانیان، خطای راهبردی و تهدیدی جبران ناپذیر است.



