کوه کلنگ؛ معمای جدید برنامه هستهای ایران
اندیشکده تهران تاسیسات کوه کلنگ را مسئلهای راهبردی میداند که علاوهبر عمق و وسعت آن، اطلاعات امریکا و آژانس از درون آن اندک است.

در میان نبرد امریکا و ایران بر سر تنگه هرمز، تهدیدات اخیر دونالد ترامپ مجدد مسئله برنامه هستهای ایران را برجسته کرد. این دفعه صحبت بر سر تاسیسات جدیدی در منطقه کوه کلنگ اصفهان است. ترامپ در آخرین اظهارات خود اعلام کرد که به این تاسیسات حمله خواهد کرد، این در حالی است که در دو جنگ ۱۲روزه و رمضان حملهای رخ نداده بود. به ادعای امریکا و اسرائیل، فعالیتهایی در اطراف این تاسیسات وجود دارد که وضعیت بازسازی احتمالی برنامه هستهای ایران را برایشان مبهم میکند.
مشخصات تاسیسات کوه کلنگ
تاسیسات هستهای جدید ایران در اعماق کوه کلنگ گزلا (در فاصله چندکیلومتری تأسیسات نطنز) قرار دارد. پس از انفجار در تأسیسات سطح زمین مونتاژ سانتریفیوژ نطنز در ۱۳۹۹، مهرماه همان سال، ایران اعلام کرد که سایت زیرزمینی جدیدی را در منطقه کوه کلنگ برای عملیات مونتاژ تاسیس میکند. طبق تخمینها عمق این تأسیسات بیش از ۱۰۰ متر و وسعت آن تقریباً ۲.۵ برابر سایت غنیسازی فردو است که آن را تبدیل به عمیقترین و بزرگترین تأسیسات هستهای شناختهشده ایران میکند.
ابهام در مورد فعالیتهای کوه کلنگ
امریکا و اسرائیل ادعا میکنند که نامشخصبودن فعالیتهای زیرزمینی در کوه کلنگ، یکی از عوامل نگرانی آنها درباره این تاسیسات است. طبق گزارشها، ایران هزاران سانتریفیوژ را به تأسیسات هستهای واقع در کوه کلنگ منتقل و با استقرار آنها در اعماق زمین، دسترسی و هدف قراردادن این تجهیزات در حملات هوایی را بهمراتب دشوارتر کرده است.
غرب و آژانس معتقد هستند ایران قصد دارد از این سایت برای فعالیتهایی فراتر از مونتاژ استفاده کند. هرچند ایران این ادعا را تکذیب کرده است. به گزارش سیانان ایران بخشی از ذخایر اورانیوم خود را به داخل این تاسیسات برده است. چند ماه پیش نیز مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی تحلیل کرده بود که وسعت بسیار زیاد این تاسیسات کوه کلنگ میتواند آن را گزینه مناسبی نهفقط برای مونتاژ سانتریفیوژ بلکه ایجاد سالنهای غنیسازی و حتی تبدیل گاز اورانیوم به فلز (از آخرین مراحل ساخت سلاح هستهای) کند.
سناریوهای مواجه امریکا با این تاسیسات
در سناریوی نخست، امریکا ازطریق مذاکره و توافق سیاسی، موفق به ایجاد دسترسی نظارتی در تأسیسات، تعلیق ساختوساز/غنیسازی یا توقف دائمی فعالیتها در کوه کلنگ شود. هرچند با توجه به زدوخوردهای روز گذشته میان ایران و آمریکا، احتمال دستیابی به توافق کاهش یافته است.
در سناریوی دوم، امریکا با اجرای عملیات ویژه وارد تاسیسات شده و اقدام به نابودی یا سرقت تجهیزات / ذخایر اورانیوم میکند. با این وجود، همچنان مخاطرات و ابهامهای فراوانی در خصوص اجرای این عملیات وجود دارد.
در سناریوی سوم، امریکا ازطریق حملات نظامی هوایی به ورودیها و تاسیسات سطحی کوه کلنگ، خواهد کوشید که تا جای ممکن ورود و خروج و فعالیت هستهای را مختل و متوقف کند. چنین اقدامی طی جنگ رمضان برای تأسیسات موشکی ایران انجام شده بود. با این وجود، این گزینه نظامی نمیتواند راهحل بلندمدت برای آمریکا باشد.
آیا امریکا توانایی نابودی تاسیسات کوه کلنگ را دارد؟
به نظر نمیرسد که تسلیحات متعارف امریکا توانایی نابودی یا آسیب جدی به تاسیسات مذکور را داشته باشند. در حال حاضر قویترین بمب سنگرشکن آمریکا، GBU-57 است که قدرت نفوذ آن برای تأسیساتی با عمق کوه کلنگ کافی نیست. به این دلیل تاکنون از آن برای حمله به این سایت استفاده نشده است.
به این دلیل، بحث استفاده احتمالی از تسلیحات غیرمتعارف، یعنی سلاح هستهای برجسته شده است. روی کاغذ برخی سلاحهای هستهای تاکتیکی سنگرشکن امریکا توانایی نفوذ و تخریب این تاسیسات عمیق را دارند. بمبهای سقوط آزاد B61-11 و B61-13 با سر انفجاری به ترتیب ۴۰۰ و ۳۶۰ کیلوتنی، اصلیترین گزینههای امریکا برای حمله به تأسیسات هستند. با این وجود، استفاده از سلاح هستهای برای امریکا بیشتر از ملاحظات فنی، ملاحظات سیاسی و بینالمللی دارد.
آنچه تاسیسات کوه کلنگ را به مسئلهای راهبردی بدل میکند، نه تنها عمق و وسعت آن، بلکه اطلاعات اندک امریکا و آژانس درباره فعالیتهای درون آن است. گزینههای واشنگتن نیز محدودیت دارند؛ مذاکره با موانع سیاسی مواجه است، عملیات ویژه ریسک نظامی بالایی دارد و حملات هوایی متعارف احتمالا توان نابودی کامل این تأسیسات را ندارند. استفاده از تسلیحات هستهای تاکتیکی نیز هزینههای سیاسی و راهبردی سنگینی خواهد داشت؛ بنابراین کوه کلنگ احتمالا در ماههای آینده از مهمترین نقاط چانهزنی و تنش در پرونده هستهای ایران تبدیل خواهد شد.



