اخباریادداشت سیاستی

اسرائیل پس از انتخابات؛ بن‌بست قدرت و آینده معادلات امنیتی تل‌آویو

طبق تحلیل اندیشکده دتا، نتانیاهو در انتخابات شکست کامل نخورده، اما توانایی تبدیل موقعیت انتخاباتی خود به یک دولت باثبات را نیز از دست داده است.

✍🏻 اندیشکده دیپلماسی تمدنی ایران (دتا)


انتخابات پارلمانی ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶ اسرائیل صرفا رقابتی برای تعیین جانشین یا استمرار نخست وزیرى بنیامین نتانیاهو نبود. آنچه از نتایج این انتخابات آشکار می‌شود، ورود ساختار سیاسی اسرائیل به مرحله‌ای پیچیده‌تر از رقابت‌های معمول حزبی است؛ مرحله‌ای که در آن شکاف میان قدرت انتخاباتی، توان ائتلاف‌سازی و ظرفیت تصمیم‌گیری امنیتی بیش از گذشته نمایان شده است. اهمیت این تحول برای ایران نیز دقیقاً در همین نقطه قرار دارد؛ زیرا آینده سیاست امنیتی اسرائیل در قبال تهران صرفاً به نام نخست‌وزیر وابسته نیست، بلکه از مجموعه‌ای از متغیرهای سیاسی، نظامی و بین‌المللی تأثیر می‌پذیرد.
نتایج نهایی انتخابات نشان می‌دهد لیکود به رهبری نتانیاهو با کسب ۲۷ کرسی همچنان بزرگ‌ترین حزب پارلمان است، اما بلوک سیاسی حامی او تنها ۵۳ کرسی از مجموع ۱۲۰ کرسی کنست را در اختیار دارد. در مقابل، جریان مخالفان با محوریت گادی آیزنکوت ۴۸ کرسی کسب کرده و احزاب عرب نیز مجموعاً ۱۹ نماینده به پارلمان فرستاده‌اند. به این ترتیب، هیچ‌یک از دو جریان اصلی به حد نصاب ۶۱ کرسی برای تشکیل دولت دست نیافته‌اند.

نتانیاهو در انتخابات شکست کامل نخورده، اما توانایی تبدیل موقعیت انتخاباتی خود به یک دولت باثبات را نیز از دست داده است. در واقع مسئله اصلی در تل‌آویو اکنون نه صرفاً پیروزی یک حزب، بلکه چگونگی بازسازی ائتلافی است که بتواند از نظر سیاسی و پارلمانی دوام بیاورد.
اهمیت این وضعیت زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم بلوک نتانیاهو نسبت به ائتلاف ۶۴ کرسی دوره پیشین، ۱۱ کرسی از دست داده است.

احزاب عرب؛ بازیگران جدید در معادله قدرت

یکی از مهم‌ترین نتایج این انتخابات، افزایش وزن پارلمانی احزاب عرب است. کسب مجموع ۱۹ کرسی توسط فهرست مشترک و حزب رَعَم، این جریان‌ها را از یک نیروی عمدتاً حاشیه‌ای در معادلات ائتلافی به بازیگرانی تأثیرگذار در تعیین آینده دولت تبدیل کرده است.

اهمیت این تحول صرفاً در تعداد کرسی‌ها خلاصه نمی‌شود. فهرست مشترک با ۱۱ کرسی و رَعَم به رهبری منصور عباس با ۸ کرسی، دو رویکرد متفاوت در سیاست داخلی اسرائیل نمایندگی می‌کنند. رَعَم در سال‌های اخیر رویکرد عمل‌گرایانه‌تری نسبت به مشارکت پارلمانی داشته، درحالی‌که فهرست مشترک بر مطالبات سیاسی و مدنی جامعه عرب و مسئله فلسطین تأکید بیشتری دارد

نکته کمتر مورد توجه آن است که احزاب عرب حتی بدون ورود رسمی به کابینه نیز می‌توانند بر روند تشکیل دولت اثر بگذارند. این موضوع به معنای ظهور نوعی قدرت پارلمانی بیرون از ساختار رسمی کابینه است؛ قدرتی که می‌تواند در رأی اعتماد، تصویب قوانین و تعیین شروط حمایت سیاسی نقش‌آفرینی کند.

شکاف اجتماعی و بحران امنیتی؛ مسئله‌ای فراتر از رقابت احزاب

در کنار مسئله احزاب عرب، یکی از مهم‌ترین عوامل اثرگذار بر آینده سیاسی اسرائیل، اختلاف بر سر خدمت نظامی جامعه فوق‌ارتدوکس یا حریدی‌هاست. این مسئله به‌تدریج از یک مناقشه مذهبی و اجتماعی به یکی از چالش‌های اصلی امنیت ملی اسرائیل تبدیل شده است.

دو حزب شاس و یهودیت متحد توراتی در مجموع ۱۳ کرسی دارند و استمرار معافیت‌های خدمت نظامی برای جامعه حریدی از مطالبات مهم آن‌هاست. در مقابل، گادی آیزنکوت بر ضرورت پایان دادن به معافیت‌های گسترده و توزیع عادلانه‌تر مسئولیت خدمت نظامی تأکید کرده است

اهمیت این اختلاف زمانی مشخص می‌شود که آن را در بستر فشارهای چندساله بر ارتش اسرائیل بررسی کنیم. استمرار عملیات نظامی، استفاده مکرر از نیروهای ذخیره و هزینه‌های انسانی و اقتصادی درگیری‌ها، مسئله تأمین نیروی انسانی را به یک موضوع سیاسی حساس تبدیل کرده است.
در چنین شرایطی، دولت آینده با یک تناقض جدی روبه‌رو خواهد بود: از یک طرف برای حفظ ظرفیت نظامی کشور به مشارکت گسترده‌تر جامعه در خدمت نیاز دارد و از طرف دیگر، برای تشکیل دولت به حمایت احزابی وابسته است که با تغییر وضعیت موجود مخالفت می‌کنند.

در کنار این شکاف، مسئله پاسخ‌گویی درباره حمله ۷ اکتبر همچنان یکی از محورهای اصلی رقابت سیاسی است. نتانیاهو تلاش می‌کند عملکرد امنیتی دولت خود پس از این حادثه را در مرکز ارزیابی کارنامه‌اش قرار دهد، درحالی‌که مخالفان او بر ضرورت تحقیق رسمی درباره شکست اولیه امنیتی و مسئولیت سیاسی دولت تأکید می‌کنند.

در کنار این شکاف، مسئله پاسخ‌گویی درباره حمله ۷ اکتبر همچنان یکی از محورهای اصلی رقابت سیاسی است. نتانیاهو تلاش می‌کند عملکرد امنیتی دولت خود پس از این حادثه را در مرکز ارزیابی کارنامه‌اش قرار دهد، درحالی‌که مخالفان او بر ضرورت تحقیق رسمی درباره شکست اولیه امنیتی و مسئولیت سیاسی دولت تأکید میکنند.

نتانیاهو یا آیزنکوت؛ تغییر چهره سیاسی یا بازتعریف راهبرد امنیتی؟

در سطح رهبری سیاسی، رقابت میان نتانیاهو و آیزنکوت مهم‌ترین محور تعیین آینده دولت محسوب می‌شود. بااین‌حال، تفاوت این دو را نباید صرفاً در قالب رقابت میان راست و میانه‌رو یا سیاستمدار و نظامی تحلیل کرد.
نتانیاهو از تجربه طولانی نخست‌وزیری، شناخت عمیق از ساختار قدرت و ارتباط مستحکم با احزاب راست و مذهبی برخوردار است. در مقابل، آیزنکوت با سابقه ریاست ستاد کل ارتش، از درون ساختار امنیتی اسرائیل وارد سیاست شده و بر اصلاح مدیریت سیاسی، پاسخ‌گویی درباره شکست‌های امنیتی و تغییر برخی ترتیبات داخلی تأکید دارد.
نکته اساسی آن است که آیزنکوت را نمی‌توان یک چهره خارج از ساختار امنیتی اسرائیل دانست. بنابراین، پیروزی احتمالی او به‌معنای فاصله گرفتن خودکار اسرائیل از سیاست‌های امنیتی پیشین نخواهد بود.

در واقع، تفاوت اصلی ممکن است در شیوه مدیریت بحران، رابطه میان دولت و ارتش، نحوه تعامل با آمریکا و ترکیب ائتلاف حاکم ظاهر شود؛ نه لزوماً در اهداف کلان امنیتی.
از همین رو، برای ایران شناخت وزیر دفاع، وزیر خارجه، ترکیب کابینه امنیتی و رابطه نخست‌وزیر با فرماندهی ارتش، اهمیت بیشتری از تمرکز صرف بر نام نخست‌وزیر دارد.

نقش آمریکا؛ متغیری که می‌تواند نتیجه انتخابات را فراتر از مرزهای اسرائیل تحت تأثیر قرار دهد

یکی از متغیرهایی که در بررسی آینده دولت اسرائیل نباید نادیده گرفته شود، نقش دولت دونالد ترامپ است. رابطه واشنگتن و تل‌آویو در حوزه‌های نظامی، اطلاعاتی و دیپلماتیک چنان گسترده است که تغییرات سیاسی در اسرائیل نمی‌تواند بدون در نظر گرفتن ترجیحات آمریکا تحلیل شود.

موضوع ایران نیز در این میان اهمیت ویژه‌ای دارد. پرونده هسته‌ای، توان موشکی و تحولات امنیتی منطقه از جمله حوزه‌هایی هستند که همکاری دو کشور در آن‌ها اهمیت راهبردی دارد.

نکته قابل توجه این است که موضوع ایران می‌تواند علاوه بر کارکرد امنیتی، در سیاست داخلی اسرائیل نیز نقش‌آفرینی کند. در تحلیل‌های مربوط به انتخابات اخیر، این احتمال مطرح شده که نتانیاهو بتواند با برجسته کردن اهمیت همکاری نظامی با آمریکا در موضوع ایران، ضرورت تشکیل دولت وحدت ملی را برای مخالفان خود مطرح کند. این یک فرضیه تحلیلی است و نباید آن را به‌عنوان برنامه اثبات‌شده نتانیاهو تلقی کرد.

از سوی دیگر، ترجیحات واشنگتن و تل‌آویو لزوماً در تمام موضوعات یکسان نیست. ممکن است دولت آمریکا بر مدیریت تنش و جلوگیری از گسترش درگیری تأکید داشته باشد، درحالی‌که برخی جریان‌های سیاسی اسرائیل خواهان رویکرد سخت‌گیرانه‌تری باشند.

بنابراین، میزان هماهنگی یا اختلاف میان دو طرف، یکی از شاخص‌های تعیین‌کننده در ارزیابی رفتار آینده اسرائیل در قبال ایران خواهد بود.

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا