علیه فراموشی؛ یادمان، مکان رویدادی برای روایت جنگ رمضان
اندیشکده وادی، بازسازی پس از جنگ رمضان را فراتر از یک فرآیند صرفا مهندسی و بلکه یک فرصت تمدنی میداند.

✍🏻 اندیشکده وادی (مرکز معماری حوزه هنری انقلاب اسلامی)
شهید بزرگوار حاج قاسم سلیمانی در سال ۹۷ در یک سخنرانی فرموده بودند: «من با تجربه این را میگویم که میزان فرصتی کهدر بحرانها وجود دارد، در خود فرصتها نیست؛ اما شرط آن ایناست که نترسید و نترسیم و نترسانیم.» (حاج قاسم سلیمانی،۱۳۹۷) امام شهید نیز بر همین مضمون تأکید داشتند و فرموده بودند: «از دل تهدیدها، فرصتها سر برمیآورند، اگر چنانچه مامتوجه باشیم، احساس مسئولیت کنیم، دنبال کنیم، آنچه را در دلما است و بر زبان ما است، در هنگام عمل نشان بدهیم.» (۱۴۰۳/۱۰/۰۲)
امروز نیز هرچند جنگ تحمیلی سوم تهدیدی جدی علیه کشور به حساب میآید، فرصتهای بیشماری در دل همین تهدید بزرگ سر برآوردهاند که برخی از آنها را میتوان چنین برشمرد: بعثت مردم و حضور هرروزه آنها در خیابان، فرصت تثبیت رژیم حقوقی ایران در تنگه هرمز و هماهنگی راهبردی جبهه مقاومت. در چنین صحنهای، دشمنِ مستأصل از رسیدن به اهداف خود سعی در تخریب مدارس، خانههای مسکونی و دانشگاهها میکند تا بدین ترتیب از مردم انتقام بگیرد.
بر اساس گزارش رئیس جمعیت هلالاحمر در تاریخ 24 اردیبهشت 1405، در جریان جنگ رمضان، 149 هزار و ۵۲۸ واحد غیرنظامی در جنگ مورد آسیب حملات هوایی قرار گرفته است، از این تعداد بیش از ۱۲۳ هزار مورد مسکونی و ۲۴ هزار مورد تجاری بوده است. ۳۵۰ مرکز بهداشتی و درمانی و اورژانس نیز مورد حمله دشمنان قرار گرفته است. پیش تر نیز دبیرکل نهاد کتابخانههای عمومی کشور اعلام کرده بودند، تا تاریخ ۱۵ فروردینماه، ۵۵کتابخانه در ۱۲ استان کشور در اثر حمله دشمن صهیونی ـآمریکایی آسیب جدی دیده و دو «کتابخانه سیدالشهدا(ع) حسینیه اعظم زنجان» و «کتابخانه هنگ مرزی دهلران استانایلام» صددرصد تخریب شدهاند. برخی از این تخریبها همراه باشهادت تعدادی از هموطنان، بهویژه کودکان و زنان، بوده است. شاید غمانگیزترین این وقایع، حمله ایالات متحده به مدرسه مینابباشد. در این جنایت هولناک 168 هم وطن عمدتا کودک به شهادت رسیدند.
هرچند تخریب واحدهای مسکونی، ساختمانهای دولتی و مدارسیک تهدید و چالش جدی در جنگ تحمیلی بود؛ اما بازسازی این اماکن میتواند فرصتی بیبدیل برای روایت این حجم از خشونت غیرانسانی برای وجدانهای بیدار جهان باشد. متأسفانه خبرگزاریها و رسانههای جمعی، برخلاف واقعیتهای میدانی و در جهت کماهمیت جلوه دادن این سبعیت، یا این وقایع را نادید هگرفتهاند یا با نوعی توجیه، سعی در انحراف افکار عمومی ازابعاد واقعی این رخدادها دارند. در حالی که رسانههای جریان اصلی و پرمخاطب جهان در خدمت پروپاگاندای دشمن هستند،هنوز ظرفیتهای نرم بسیاری برای روایت درست جنگ رمضان درسطح ملی (برای نسل های آینده) و بینالمللی وجود دارد. در این یادداشت سعی داریم یکی از این ابزارها را پیشنهاد و ملاحظاتی در استفاده از آن را به مدیران و سیاستگذاران فرهنگی توصیه کنیم.
یادمانها؛ مکانـرویدادهایی علیه فراموشی نسلهای آینده
بزرگان انقلاب، تاریخنگاران و بسیاری از اندیشمندان و فعالانفرهنگی همواره نسلهای جوان را درباره خباثت و سبعیت آمریکا واسرائیل هشدار داده بودند؛ اما این جنگ فرصت دیدن اینخباثتها را بهصورتی ملموس و در دل زندگی روزمره به ما نشانداد. امیدواریم دشمن خونخوار دیگر فرصت و جرئت چنینتجاوزی به خود ندهد. اما برای روایت مقاومت و شناساندن ذاتپلید این دشمنان، باید این جنگ را برای نسلهای آینده بهخوبیروایت کرد تا این دشمنشناسی، بازدارندگی لازم را تولید کند. یکی از ابزارهای مناسب برای این کار، یادمانها و بهتر مکان-رویدادها هستند.
یادمان ها یکی از مهم ترین ابزارهای فرهنگی رسانه ای در دنیای امروز هستند. چنان که در لیست 40 مکان پربازدید در سال های 2015-2020 حداقل 8 یادمان مربوط به وقایع جنگ وجود دارد.واژه مونومان monumentاز ریشه لاتین monere و به معنای متصل کردن، آگاه کردن و تذکر دادن و همچنین به مفهوم نشانه وعلامت است. بنابراین منظر یادمانی به قصد آگاه کردن و متصل کردن یک فرد به یک واقعه تاریخی ایجاد میشود. یک فضای یادمانی نه تنها باعث انتقال خاطره رویداد به نسل بعد میشود،بلکه تعاملات اجتماعی نیز در آن فضا صورت میگیرد. یادمان ها بنا بر موضوع میتوانند شخص محور، مکان-واقعه محور یا مفهوم محور باشند اغلب منطبق بر مکان واقعه هستند و در بیان میتوانند بیانی واقع گرایانه و فرمال یا در نقطه مقابل با بیانی استعاری و فرم های انتزاعی ساخته شوند.
یادمان ها میتوانند ملت های مختلف را به هم متصل کنند. و کلانروایت های مطلوب بانیان خود را تحکیم کنند. به طور مثال یادمانانزاک سربازان کشته شده استرالیا و نیوزلند در نبرد علیه کشورعثمانی در جنگ جهانی اول در سرزمین های اشغالی ساخته شدهاست. پارک سربازان استرالیایی در جنگ علیه عثمانی وهمچنین یادمان پیروزی سربازان ارتش سرخ شوروی علیه آلمان نازی در جنگ جهانی دوم که توسط روسیه و اسرائیل در سرزمینهای اشغالی ساخته شده اند. نمونه های دیگری ازین دستهستند. نمونه های فراوان دیگری میتوان یافت که سازمان هاییهودی برای بزرگداشت هلوکاست یا سایر اتفاقات تاریخی مرتبطبا خود در سراسر جهان ساخته اند. تنها 11 مورد از آن ها درآلمان فهرست شده است. حداقل 3 یادمان در راستای پاسداشتنیروهای شوروی در آلمان میتوان نام برد. یعنی متجاوزان در خاک دشمن اقدام به ساخت یادمان پیروزی کرده اند و سعی در تحکیمروایت طرف های پیروز در جنگ جهانی دوم در میان مردم آلماندارند. یادمان های ژاپن برای واقعه هیروشیما و ناکازاکی نیز قابل توجه اند. تنها 20 مورد از این یادمان ها در فهرستی گزارش شدهاند. اغلب این یادمان ها با رویدادهای سالانه همراه هستند. کهیاد و خاطره این واقعه را در میان مردم ژاپن زنده نگه میدارند.
یکی از گونه های موفق یادمان ها،ی مکان-رویداد ها هستند. رویدادهایی در سالگرد یک واقعه در مکانی خاص میتوانند یاد آن واقعه را قرن ها زنده نگه دارند. به طور مثال میتوان با تبدیل مدرسه میناب، یک رویداد سالانه بین المللی برگزار کرد که سالانه فعالان کودک را از سراسر جهان به محل این مدرسه (یادمان یا موزه) کشانده و زمینه روایت این حادثه را فراهم کرد.
نظام ارجاع و چالش های سازوکارهای بروکراتیک ساخت یادمان ها
تجربه چندین دهه گذشته نشان میدهد زمانی که ساخت یادمان، یک فرایند غیرمشارکتی، و در پیچ و تاب فرایند های اداری و بروکراتیک باشد کیفیت طراحی و ساخت یادمان، موزه یا هر نوعی روایت واقعه، نازل و فاقد استانداردهای حداقلی خواهد بود. بخشی از مساله از نظام ارجاع کار ناشی می شود. مسابقات یکی از بهترین راهحلها برای ارجاع کارهای دولتی به طراحانهستند. از مزایای این روش میتوان به افزایش کیفیت طراحی وساخت، در کنار کاهش فساد و رانت در ارجاع کار اشاره کرد. علاوه بر این، بسیاری از دفاتر کوچک و متوسط توانمند که اکنونپشت درهای بسته مدیران سازمانها باقی ماندهاند و از جریانفساد و رانت آسیب دیدهاند، میتوانند در طول یک مسابقه بختخود را برای دریافت یک کار دولتی بیازمایند. یک مسابقه ملی میتواند زمینه ارجاع بهینه و افزایش کیفیت برخی از یادمان ها و موزه ها را فراهم کند. البته مسابقات انواع و اقسام گوناگونی دارند که میتواند متناسب با خواسته های کارفرما تعریف شود. دریک نمونه مترقی، منطقه فلاندرز در بلژیک (و کشورهای مشابهیدر اروپا) سیستمی تحت عنوان «فراخوان آزاد» (Open Call) دارند که طی آن هر سال فهرستی از پروژههای دولتی اعلاممیشود و از شرکتها خواسته میشود در فراخوان اولیه شرکتکنند. سازوکار بدین ترتیب است که در فرآیندی چندمرحلهای برایهر پروژه، تعدادی شرکت و دفتر معماری ـ بر اساس سوابق وایده اولیه ـ انتخاب میشوند و تحت نظارت و هدایت یک معمارارشد دولتی (Bouwmeester) طرحهای خود را طی جلساتی پختهتر میکنند. بدین ترتیب اغلب ساختمانهای دولتی در اینکشور از کیفیت بسیار بالایی برخوردار میشوند.
مسابقات بینالمللی معماری؛ بستری برای روایت جهانی تجاوز
یکی دیگر از انواع مسابقات، برگزاری مسابقات بینالمللی برای بازسازی اماکن آسیبدیده است. این نوع مسابقات که با اقبال تخصصی و عمومی مواجه می شوند رسانه ای قوی برای جلب توجه و روایت حادثه هستند. برخی از حوادث، از جمله تخریب ساختمان صداوسیما در جنگ دوازدهروزه یا حمله به مدرسهابتدایی میناب، ظرفیت بزرگی برای روایت وحشی گری دشمندارند. برگزاری مسابقهای بینالمللی و دعوت از طراحان، معمارانو هنرمندان سراسر جهان برای بازطراحی و ساخت این بناها (چه با همان کاربری پیشین و چه بهصورت یادمان و موزه روایت اینواقعه) میتواند توجه جهانی به این موضوع را جلب کند؛ یکی از نمونه های موفق در این زمینه بازسازی کلیسای نوتردام بعد از آتش سوزی سال 2019 است. متولیان با هدف افزایش توجه رسانه ای، جلب کمک مالی (بیش از 800 میلیون یورو)، ایجاد بحث فرهنگی و البته دریافت ایده های نو از سراسر جهان و همچنین جذب معماران برتر برای این پروژه یک مسابقه بین المللی ترتیب دادند. تصاویر طرح ها باعث شد موضوع تا هفته ها در صدر اخبار جهان باقی بماند. یکی دیگر از نمونه های جهانی در این خصوص مسابقه طراحی مناره پس از ممنوعیت ساخت مناره در سوئیس در سال 2009 بود، پس از این اتفاق چندین مسابقه بین المللی از طراحان سراسرجهان خواستند تا با بازتعریف مناره، مناره هایی طراحی کنند که با این قانون مغایرت نداشته باشند. نتیجه ایجاد یک فضای گفتمان عمومی نه تنها در مورد نشانه های هویتی مسلمانان بلکه در مورد اصل قانون ممنوعیت مناره بود.
تقویت مشارکت مردمی و سرمایه اجتماعی
ملاحظه دیگری که میتوان در ساخت یادمان ها لحاظ کرد، امکان مشارکت مردم در تعریف، انتخاب برنده از میان طرح های ارسالی، تامین مالی و سایر مراحل ساخت یادمان هاست. بازسازی مشارکتی که شهروندان را در فرآیند تصمیمگیری دخیل میکند، میتواند انسجام اجتماعی را تقویت کند و احساس مالکیت جمعی نسبت به شهر را افزایش دهد. این مشارکت باید ازمرحله برنامهریزی آغاز شود و تا مراحل اجرا و نگهداری ادامهیابد. در تاریخ معماری و شهرسازی معاصر ایران نیز نمونههای درخشانی از این رویکرد وجود دارد. یکی از بارزترین اینتجربیات، فرآیند ساخت آرامگاه فردوسی در اوایل دهه ۱۳۰۰شمسی توسط «انجمن آثار ملی ایران» است. این انجمن برای تأمین هزینههای طراحی و ساخت آرامگاه به مناسبت هزاره فردوسی، بهجای اتکای صرف به بودجههای دولتی، اقدام به چاپو فروش عمومی برگههای اعانه ملی در سراسر کشور کرد. ایناقدام هوشمندانه ـ که امروز در ادبیات سیاستگذاری با عنوان تأمین مالی جمعی یا Crowdfunding شناخته میشود ـ نهتنهامنابع مالی لازم برای اجرای یک پروژه شاخص ملی را فراهم آورد،بلکه باعث شد آحاد مردم خود را در ساخت این مقبره سهیمبدانند. این حس تعلق و مالکیت جمعی که از طریق مشارکت خردمالی و معنوی ایجاد شد، نشان میدهد چگونه درگیر کردنشهروندان در پروژههای عمومی میتواند یک ساختمان را ازکالبدی صرفاً فیزیکی به نمادی از همبستگی و انسجام اجتماعی تبدیل کند.
جمعبندی و توصیههای سیاستی
جنگ تحمیلی سوم، با همه تلخیها و ویرانیهایش، همانگونه کهبزرگان انقلاب بارها تأکید کردهاند، ظرفیتهای بزرگی را در دل خود پدید آورده است؛ ظرفیتهایی که در صورت مدیریت صحیح میتوانند به ابزارهایی مؤثر برای روایتگری، بازدارندگی، تقویتهویت ملی و ارتقای سرمایه اجتماعی تبدیل شوند. حجم گسترده تخریب واحدهای مسکونی، مدارس و نهادهای فرهنگی ــ ازمدرسه میناب تا کتابخانههای عمومی ــ نهتنها یک خسارت مادی،بلکه یک میدان تازه برای صورتبندی حافظه جمعی و ساخت نهادهای روایتگری برای نسلهای آینده است.
یکی از مهمترین فرصتها، امکان بازسازی خلاقانه و نمادین اماکن آسیبدیده است. تجربههای جهانی نشان میدهد که«معماری پس از بحران» میتواند به بستری قدرتمند برای جلب توجه افکار عمومی دنیا تبدیل شود. نمونههایی چون بازسازی کلیسای نوتردام یا مسابقات طراحی مناره پس از رفراندوم سوئیس ثابت کردهاند که رقابتهای بینالمللی معماری توان ایجاد موج رسانهای، جذب مشارکت تخصصی و حتی به چالش کشیدنروایتهای رسمی رسانههای جریان اصلی را دارند. برگزاریمسابقات مشابه در بازطراحی مدرسه میناب، ساختمانهای رسانهای تخریبشده یا سایر اماکن نمادین میتواند به شکلگیری روایت جهانی از خشونت دشمن و مقاومت مردم ایران کمک کند.
در گام بعد، باید از ظرفیت یادمانها و مکانـرویدادها برای تثبیت حافظه تاریخی بهره گرفت. یادمانهایی که نهفقط بهعنوان یک سازه، بلکه بهعنوان «صحنه برگزاری رویدادهای سالانه» طراحی میشوند، میتوانند روایت جنگ رمضان را برای دههها زنده نگهدارند. تبدیل برخی نقاط آسیبدیده به یادمانها، موزههای روایت حادثه یا محل برگزاری گردهماییهای جهانی، میتواند به «نقطه اتصال بین تجربه زیسته مردم و حافظه تاریخی نسلهای بعد»تبدیل شود.
در کنار اینها، مشارکت مردمی در فرآیند بازسازی نباید نادیدهگرفته شود. تجربههایی مانند ساخت آرامگاه فردوسی و شیوههای امروزین تأمین مالی جمعی نشان میدهد که مشارکت مستقی مشهروندان، پروژههای بازسازی را از یک اقدام اداری صرف به نماد انسجام و همبستگی ملی تبدیل میکند. هرچه نقش مردم درتصمیمگیری، تأمین مالی و اجرای پروژهها پررنگتر باشد،بازسازی نتایج عمیقتری در افزایش سرمایه اجتماعی و احساس تعلق شهری خواهد داشت.
در نهایت، برای تداوم کیفیت طراحی و جلوگیری از تکرار مشکلات ساخت یادمانها، اصلاح سازوکار ارجاع پروژهها ضروری است. بهرهگیری از الگوهایی مانند «فراخوان آزاد» فلاندرز و واگذاریپروژهها از طریق رقابتهای شفاف و چندمرحلهای، میتواندکیفیت معماری فضاهای نمادین کشور را ارتقا دهد و زمینه حضور دفاتر توانمند اما دورمانده از ساختارهای بروکراتیک رافراهم آورد.
بهطور کلی، بازسازی پس از جنگ رمضان یک فرآیند صرفاًمهندسی نیست؛ بلکه یک فرصت تمدنی است. فرصتی برای تثبیت روایت تاریخی، مشارکت بخشی به مردم، اصلاح حکمرانی معماری و ساختن نمادهایی که هم روایتکننده درد و هم نشاندهنده مقاومت باشند. اگر این فرآیند با نگاه راهبردی پیشبرود، میتواند تهدید جنگ را به یکی از مهمترین فرصتهای فرهنگی، اجتماعی و روایتی دوران معاصر ایران تبدیل کند.



