تهدیدات ژئوپلیتیکی قفقاز جنوبی علیه منافع ملی ایران
یادداشت تحلیلی اندیشکده حکمرانی شریف پیرامون آثار توافق ارمنستان و آذربایجان بر ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی و پیامدهای آن بر امنیت ایران
یادداشت محمدحسین معصوم زاده، اندیشکده حکمرانی شریف
اعلام یک سازش تحمیل
خنجری بر پیکر امنیت منطقه
ماهیت تحمیلی و تضعیف حاکمیت ارمنستان: این توافق محصول فشار باکو، آنکارا و واشنگتن بر دولتی ضعیف در ایروان است. نیکول پاشینیان با پنهانکاری، منافع ملی و حاکمیت ارمنستان را فدای حفظ قدرت و تضمینهای شخصی کرده است. نتیجه، تبدیل ارمنستان به کشوری وابسته و بیحاکمیت است که به حلقه ضعیف تحولات منطقهای بدل شده و میتواند منبع بیثباتی در مرزهای شمالی ایران گردد.
تهدید مستقیم ژئوپلیتیکی و اقتصادی علیه ایران: این توافق در حقیقت، بدترین سناریو است که با هدف اخراج روسیه از منطقه و تضعیف ایران طراحی شده است.
- حضور آمریکا در مرز ایران: کریدور موسوم به «پل ترامپ» در مجاورت مرز ایران، نفوذ ناتو را به مرزهای شمالی کشور میرساند؛ خط قرمزی که مقامات ایران بارها هشدار دادهاند.
- قطع اتصال ایران به قفقاز و اروپا: این طرح مسیر اصلی ایران به قفقاز و اروپا را مسدود کرده و میتواند تا 20 تا 30 درصد درآمد ترانزیتی کشور را از بین ببرد، در شرایطی که این مسیر برای دور زدن تحریمها حیاتی است.
- ترکیسازی کریدورها و مسیرهای انتقال انرژی: ترکیه به دنبال دستیابی به یک اتصال زمینی مستقیم به کشورهای ترکزبان آسیای میانه از طریق جمهوری آذربایجان و قفقاز است. این امر علاوه بر تضعیف نقش راهبردی گرجستان، به ترکیه اجازه میدهد تا به یک هاب انرژی بزرگ در منطقه تبدیل شده و سود ترانزیتی کلانی را کسب کند، در حالی که مسیرهای موجود ایران را نادیده میگیرد.
- افزایش تسلیح جمهوری آذربایجان: لغو متمم ۹۰۷ قانون آزادی، راه را برای همکاری نظامی و ارسال سلاح آمریکا به باکو باز میکند، با الگویی مشابه اوکراین که میتواند علیه ایران و روسیه به کار رود.
- تغییر مرزها: علیرغم تأکید بیانیه بر احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی، این پروژه عملاً به معنای ایجاد یک کریدور برونسرزمینی و جابهجایی مرزها در آینده منطقه است. ایران همواره بر مصونیت مرزهای بینالمللی تأکید کرده و هرگونه تلاش برای تغییر مرزهای موجود را خط قرمز خود میداند.
چشماندازی مبهم و پرمخاطره
ضرورت یک سیاست خارجی پیشدستانه، فعال و بازدارنده ایران
فروپاشی سازوکار ۳+۳ و لزوم چارچوب تازه همکاری منطقهای
ائتلافسازی هدفمند و چندسطحی
- ایران میتواند از فرصت نارضایتی کشورهایی که از کریدور زنگزور ضرر کردهاند، بهره بگیرد. این ائتلافها حتی اگر موقت و تاکتیکی باشند، میتوانند بازدارنده باشند.
- گرجستان به دلیل کاهش اهمیت مسیر سنتی باکو–تفلیس–قارص، ممکن است به همکاری با ایران در حوزه ترانزیتی و مقابله با انحصار ترکی–آذری تمایل بیشتری نشان دهد.
- روسیه نیز از حذف نقش خود در میانجیگری و کاهش نفوذش در ارمنستان آسیب دیده و با تهدید انحراف مسیرهای ترانزیتی مواجه است. این همگرایی تهدیدات، فرصتی برای ارتقای همکاری ایران و روسیه از سطح تاکتیکی کوتاهمدت به شراکت راهبردی مشروط فراهم میکند؛ مشروط بر اینکه مسکو بخشی از هزینه مقابله با حضور آمریکا و تغییرات مرزی را بپذیرد.
سیاست دوگانه در قبال ارمنستان
- حمایت راهبردی و پایدار از ثبات و تمامیت ارضی ارمنستان به عنوان سد ژئوپلیتیک در برابر نفوذ پانترکیسم و پروژههای آمریکایی.
- ایجاد اهرمهای اقتصادی، انرژی و امنیتی برای جلوگیری از نزدیکی بیش از حد ایروان به غرب.
- این همکاری باید بر پایه شراکت متوازن و منافع متقابل باشد، نه امتیازدهی یکجانبه.
تقویت مسیرهای جایگزین ژئواکونومیک
- اولویت با توسعه «کریدور شمال–جنوب ارمنستان» در پیوند با «کریدور خلیج فارس–دریای سیاه» است؛ مسیری که از بنادر جنوبی ایران آغاز شده، از ارمنستان و گرجستان عبور میکند و به اروپا میرسد.
- عملیاتی کردن سریع این مسیر، وابستگی ایران به کریدورهای تحت نفوذ ترکیه و آذربایجان را کاهش میدهد و پیوند راهبردی با ایروان و تفلیس را تقویت میکند.
- کریدور ارس نباید مجدداً به محور فعالیت ایران بدل شود، زیرا باکو از ابتدا آن را جایگزین زنگزور نمیدانست.
حضور امنیتی و اطلاعاتی فعالتر در قفقاز جنوبی
جمع بندی
توافق واشنگتن میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان، تحت میانجیگری آمریکا، نه گامی به سوی صلح پایدار، بلکه بخشی از سناریوی بازچینش ژئوپلیتیکی قفقاز جنوبی به سود قدرتهای فرامنطقهای و به زیان ایران و متحدانش است.
این روند با تثبیت حضور آمریکا در مرزهای شمالی ایران و ایجاد کریدوری راهبردی در دست واشنگتن و محور ترکیه–آذربایجان، تهدیدی مستقیم علیه امنیت ملی، موقعیت ژئوپلیتیک و منافع اقتصادی جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود. پیامدهای آن شامل تضعیف کریدورهای حیاتی ایران، گسترش نفوذ پانترکیسم، تغییر موازنههای انرژی و تشدید مسابقه تسلیحاتی است.
در چنین شرایطی، ایران نیازمند سیاستی فعال، پیشدستانه و بازدارنده است؛ سیاستی که بر ایجاد ائتلافهای منطقهای مؤثر با روسیه، گرجستان و ارمنستان، عملیاتیکردن مسیرهای جایگزین همچون کریدور شمال–جنوب ارمنستان و خلیج فارس–دریای سیاه، و تثبیت خطوط قرمز امنیتی کشور استوار باشد. این مسیر باید با حضور امنیتی و اطلاعاتی فعالتر ایران در قفقاز جنوبی پشتیبانی شود تا تهران نه صرفاً واکنشگر، بلکه بازیگر تصمیمساز در تعیین آینده این منطقه راهبردی باقی بماند.



