خروج امارات از اوپک، در خدمت محور امریکایی-صهیونیستی
محمدمهدی کردآبادی، خروج امارات از اوپک را نشانهای از گذار بازار نفت از نظم کارتلی به حداکثرسازی منافع ملی و نقشآفرینی مستقل در تعادل عرضه و قیمت توصیف کرده است..
محمدمهدی کردآبادی
سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) در سپتامبر ۱۹۶۰ در کنفرانس بغداد تشکیل شد. هدف اصلی این بود که کشورهای تولیدکننده نفت بتوانند در برابر شرکتهای بزرگ نفتی غربی (معروف به «هفت خواهران») متحد شوند و کنترل منابع ملی خود را به دست بگیرند. در دهههای بعد، اوپک با استفاده از ابزار سهمیهبندی تولید تلاش کرد تعادل بازار و سطح قیمتها را مدیریت کند. با این حال، از دهه ۲۰۱۰ به بعد، با گسترش استخراج نفت شیل در ایالات متحده، ساختار بازار نفت دچار تغییر شد. افزایش سریع عرضه از سوی تولیدکنندگان غیرعضو، بهویژه آمریکا، موجب کاهش قدرت اوپک در تنظیم قیمتها شد. در این شرایط، همکاری با تولیدکنندگان بزرگ خارج از اوپک، بهویژه روسیه، در قالب ائتلاف «اوپکپلاس» شکل گرفت تا از طریق هماهنگی گستردهتر در عرضه، ثبات بازار تا حدی حفظ شود.
مهمترین سهمیههای اوپک و اوپک پلاس:
یکی از مهمترین کارویژههای اوپک و اوپک پلاس این است که بر اساس بازار و واقعیت هایی که در جهان رخ می دهد؛ سیاست هایی را، به عنوان نهاد تنظیمگر، برای افزایش یا کاهش عرضه و قیمت اعمال کند. مهمترین کشور هایی که در این سهمیهها نقش دارند عبارتند از:
- عربستان سعودی: تولید حدود ۹ تا ۱۰ میلیون بشکه در روز (بزرگترین سهمیه)
- روسیه: تولید حدود ۹.۵ میلیون بشکه در روز (در چارچوب اوپکپلاس)
- امارات متحده عربی: سهمیه رسمی این کشور در محدوده ۳ میلیون بشکه در روز تعیین شده بود.
- ایران: تولید واقعی ایران حدود ۳.۲ میلیون بشکه بود، اما به دلیل معافیت، سقف تولید تکلیفی برای آن لحاظ نمیشد.
نمونههای واگرایی در اوپک
طی سالهای اخیر، اوپک سه عضو خود را از دست داد. قطر در سال 2019، آنگولا در سال 2024 و اخیرا در آوریل 2026 امارات متحده عربی از این سازمان جدا شده اند. خروج قطر و آنگولا را میتوان در یک چارچوب کلیتر تحلیل کرد. قطر با تمرکز راهبردی بر گاز طبیعی مایع (LNG)، ترجیح داد منابع و ظرفیت خود را به بازاری اختصاص دهد که در آن مزیت رقابتی بالاتری دارد و از محدودیتهای سهمیهای اوپک نیز رها شود. مورد آنگولا نیز به خاطر اختلاف بر سر تعیین سهمیه تولید و نارضایتی از سطح تخصیصیافته پیش آمد که نشاندهنده شکاف میان ظرفیت واقعی تولید کشورها و محدودیتهای تحمیلشده از سوی اوپک بود. در مجموع، این خروجها بیانگر روندی است که در آن برخی اعضا، منافع ملی و انعطافپذیری در تولید را بر تعهد به سازوکار جمعی ترجیح میدهند.
روایت رسمی امارات از خروج
امارات دلیل خروج خود را در سه مبحث توجیه کرده است:
- ظرفیت تولید: امارات سرمایهگذاری سنگینی (حدود ۱۵۰ میلیارد دلار) برای افزایش توان تولید خود انجام داده و مایل است بدون محدودیتهای سهمیهبندی اوپک، نفت بیشتری به بازار عرضه کند.
- چشمانداز اقتصادی مستقل: این تصمیم در راستای راهبرد بلندمدت کشور برای تنوعبخشی به اقتصاد و مدیریت مستقل منابع انرژی عنوان شده است.
- تنشهای منطقهای: این تصمیم در بحبوحه بحرانهای نظامی منطقه و اختلال در مسیرهای صادراتی اتخاذ شده است.
فراروایت خروج امارات از اوپک
خروج امارات از اوپک را نمیتوان صرفاً در چارچوب دلایل رسمی یا ملاحظات کوتاهمدت بازار تحلیل کرد، بلکه این تصمیم را باید در بستر بازآرایی نقشها و موقعیت بازیگران در ساختار جدید بازار جهانی نفت فهم کرد. در شرایطی که بازار نفت بیش از پیش تحت تأثیر تحولات ژئوپلیتیکی و اختلالات عرضه قرار دارد، ظرفیت مازاد تولید به یک ابزار راهبردی برای مداخله غیرمستقیم در بازار تبدیل شده است. در چنین بستری، کشورهایی مانند امارات میتوانند با فعالسازی ظرفیتهای بلااستفاده خود، در دورههای بحران، نقش جبرانکننده ایفا کرده و بر تعادل عرضه و تقاضا اثر بگذارند.
امارات ظرفیت تولید اسمی 4.8 میلیون بشکه در روز و ایران توان تولید اسمی 3.8 میلیون بشکه در روز را دارد. تا قبل از شروع جنگ، امارات حدودا 3 میلیون بشکه در روز تحت ائتلاف اوپک تولید داشت و تولید نفت ایران حدودا 3.2 میلیون بشکه در روز بود. حالا با خروج امارات ظرفیت تولیدی این کشور به میزان 1.8میلیون بشکه افزایش خواهد داشت. برآوردها نشان میدهد امارات در صورت آزادسازی و بازیابی توان تولیدی خود میتواند در مدت کوتاهی بخشی از اختلالات بازار را پوشش دهد.
در این چارچوب، سناریوهای مرتبط با سیاستهای ایالات متحده علیه ایران نیز صرفاً به ابزارهای مستقیم مانند تحریم یا محدودسازی فیزیکی مسیرهای صادراتی محدود نمیشود، بلکه میتواند از طریق سازوکارهای غیرمستقیم بازار از جمله جایگزینی عرضه توسط سایر تولیدکنندگان پیگیری شود. تجربه دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ نشان داد که افزایش تولید نفت شیل آمریکا توانست بخشی از کاهش صادرات ایران را در بازارهای جهانی جبران کند.
در شرایط کنونی نیز، نقش بازیگرانی مانند امارات میتواند در قالب چنین سازوکار مکملی تحلیل شود؛ بهگونهای که افزایش تولید آنها، حتی بدون مداخله مستقیم، به بازتوزیع سهم بازار و کاهش قدرت چانهزنی ایران منجر شود. البته هر چند این سیاست در برابر چین شکست بخورد؛ ولی با این عرضه می تواند قیمت نفت را تا حدود زیادی کاهش دهد. بنابراین میتوان این سیاست را یکی از قطعات پازل محاصره ایران در سیاست تولید بیشتر نفت امارات در حال حاضر دانست که تأثیر این سیاست در روزها و ماههای آینده قابل مشاهده است.



