چین و ایران اقتصاد جهانی را برای شکست آمریکا در بازی خودش تسلیح کردند
بررسی و تحلیل اقدامات چین و ایران برای شکست آمریکا در جنگ رخ داده از منظر اقتصادی
بنیاد توسعه فردا به نقل از واشنگتن پست (12 آوریل 2026)
دو بار در یک سال، ایالات متحده توسط توانایی یک دشمن در تسلیح کردن کنترل خود بر یکی از شریانهای اصلی اقتصاد جهانی، تحقیر شده است. ابتدا، چین از سلطه خود بر مواد معدنی کمیاب برای تضمین آتشبس در جنگ تجاری دونالد ترامپ استفاده کرد. سپس، ایران عملاً تنگه هرمز را بست، بازارهای جهانی انرژی را گروگان گرفت و به آتشبس در جنگ شش هفتهای خود با ایالات متحده و اسرائیل منجر شد.واشنگتن پست گزارش میدهد که واشنگتن زمانی از انحصار نزدیک به کامل بر این نوع جنگ اقتصادی برخوردار بود — از تحریمهای نفتی گرفته تا قطع دسترسی به سیستم مالی جهانی. اما اکنون، چین و ایران نشان دادهاند که میتوانند از همان ابزارها علیه آمریکا استفاده کنند و این بار مصرفکنندگان و شرکتهای آمریکایی هستند که درد آن را احساس میکنند.
دو نمونه از سلاحسازی اقتصادی
۱. چین و مواد معدنی کمیاب
چین حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد از تولید جهانی مواد معدنی کمیاب را در اختیار دارد — عناصری که برای تولید تجهیزات نظامی (موشکهای دقیق، رادارها، سیستمهای هدایت)، فناوریهای پیشرفته (تلفنهای هوشمند، باتریهای خودروهای برقی، توربینهای بادی) و محصولات روزمره ضروری هستند. در جریان جنگ تجاری ترامپ، چین با تهدید به قطع صادرات این مواد، توانست امتیازات قابل توجهی از واشنگتن بگیرد و آتشبسی را به نفع خود تحمیل کند. این اقدام نشان داد که چین به خوبی از وابستگی آمریکا به این مواد استراتژیک آگاه است و از آن به عنوان اهرم فشار استفاده میکند.
۲. ایران و تنگه هرمز
با بستن تنگه هرمز — آبراهی که یکپنجم نفت جهان و حدود ۳۰ درصد از محمولههای گاز طبیعی مایع (LNG) از آن عبور میکند — ایران نشان داد که حتی بدون سلاح هستهای، میتواند اقتصاد جهانی را فلج کند. ایران با استفاده از ابزارهای نامتقارن مانند مینهای دریایی، قایقهای تندرو، موشکهای ضدکشتی و پهپادها، عملاً تردد کشتیها را متوقف کرد. در طول جنگ، ایران به کشتیهایی که اجازه عبور مییافت، تا ۲ میلیون دلار عوارض دریافت کرد و بدین ترتیب نشان داد که کنترل یک گلوگاه جغرافیایی میتواند به اندازه یک ارتش قدرتمند بازدارنده باشد.
تغییر معادله قدرت
نویسنده استدلال میکند که این تحولات نشاندهنده تغییر اساسی در موازنه قدرت جهانی است. آمریکا برای دههها از ابزارهای جنگ اقتصادی به عنوان بخشی از هژمونی دلاری خود استفاده میکرد:
- تحریمهای مالی: قطع دسترسی کشورها به سیستم سوئیفت (SWIFT)·
- تحریمهای نفتی: جلوگیری از صادرات نفت کشورهای هدف· تحریمهای ثانویه: مجازات شرکتهایی که با کشورهای تحریمشده تجارت میکننداما اکنون، چین و ایران یاد گرفتهاند که چگونه از وابستگیهای اقتصادی جهان به منابع و مسیرهای تحت کنترل خود به عنوان اهرم فشار استفاده کنند. این کشورها به جای تلاش برای شکست آمریکا در میدان نظامی، نقاط آسیبپذیر اقتصاد جهانی را هدف قرار دادهاند.
پیامدهای این تغییر
افزایش هزینهها برای مصرفکنندگان آمریکایی: قیمت بنزین در آمریکا به بالاترین سطح در سالهای اخیر رسیده و تورم را تشدید کرده است.
کاهش اعتبار آمریکا به عنوان ضامن امنیت جهانی: متحدان آمریکا در خاورمیانه و اروپا به این نتیجه رسیدهاند که واشنگتن نمیتواند از منافع اقتصادی آنها در برابر باجخواهیهای اقتصادی محافظت کند.
تغییر در ماهیت قدرت: قدرت دیگر فقط با تعداد موشکها و سربازان سنجیده نمیشود، بلکه با کنترل بر گلوگاههای اقتصادی و زنجیرههای تأمین جهانی سنجیده میشود.
جمعبندی
واشنگتن پست نتیجه میگیرد که جنگ اقتصادی دیگر یک جاده یکطرفه نیست. همان ابزارهایی که آمریکا دههها برای اعمال نفوذ بر دشمنان خود استفاده میکرد، اکنون علیه خودش به کار گرفته میشوند. آینده نظم جهانی به توانایی آمریکا در پاسخ به این چالش جدید بستگی دارد — چالشی که در آن سلاحها نه موشک و بمب، بلکه مواد معدنی کمیاب و گلوگاههای دریایی هستند.سؤالی که بیپاسخ مانده: آیا آمریکا میتواند زنجیرههای تأمین خود را متنوع کند و وابستگی به منابع تحت کنترل چین و ایران را کاهش دهد؟ یا باید خود را با واقعیت جدیدی وفق دهد که در آن قدرت اقتصادی به طور فزایندهای توزیع شده است؟



