تحلیل اندیشکدههای جهان از تفاهمنامه ایران و امریکا
براساس رصد اندیشکده رسانه و جامعه از اندیشکدههای جهان، موفقیت تفاهمنامه ایران و امریکا منوط به تبدیل مدیریت موقت بحران به ترتیبات پایدار امنیتی، حقوقی و اقتصادی است.

۱. رویکرد اندیشکدهها؛ توافقی برای مدیریت بحران، نه حل منازعه
بررسی دیدگاه اندیشکدههای آمریکایی، اسرائیلی و اروپایی نشان میدهد که تفاهمنامه ژوئن ۲۰۲۶ بیش از آنکه یک توافق نهایی باشد، ابزاری برای توقف جنگ و مدیریت بحران تلقی میشود. در آمریکا، برخی مراکز پژوهشی این تفاهم را عقبنشینی تاکتیکی برای جلوگیری از تشدید هزینههای جنگ میدانند، در حالی که اندیشکدههای اسرائیلی آن را امتیازدهی به ایران و تضعیف بازدارندگی غرب ارزیابی میکنند. اندیشکدههای اروپایی نیز با وجود استقبال از بازگشایی مسیرهای انرژی، نسبت به دوام توافق و ابهامهای حقوقی آن بدبین هستند و بر ضرورت کاهش وابستگی امنیتی اروپا به آمریکا تأکید میکنند.
۲. اقتصاد، انرژی و آینده تنگه هرمز
جنگ ۱۱۰ روزه با اختلال گسترده در تنگه هرمز، شوک کمسابقهای به بازار جهانی انرژی وارد کرد و آثار آن در افزایش قیمت سوخت، اختلال زنجیره تأمین و رشد هزینههای اقتصادی کشورهای مختلف نمایان شد. از این منظر، بازگشایی هرمز مهمترین دستاورد عملی تفاهمنامه محسوب میشود. با این حال، محدود بودن تعهد ایران برای تضمین عبور آزاد کشتیها و بحث دریافت «حق خدمات دریایی» پس از پایان دوره توافق، همچنان یکی از مهمترین ابهامهای حقوقی و سیاسی باقی مانده است. همچنین، طرح ایجاد صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی اقتصاد ایران با تردیدهایی درباره منابع مالی و میزان مشارکت کشورهای عربی روبهروست. اندیشکدهها همچنین هشدار میدهند که جنگ، ریسک سرمایهگذاری در کریدورهای اقتصادی منطقه را افزایش داده و میتواند مسیرهای تجارت جهانی را دستخوش تغییر کند.
۳. پرونده هستهای؛ توقف موقت اختلافات
تفاهمنامه برنامه هستهای ایران را متوقف نمیکند، بلکه آن را به مذاکرات آینده واگذار میکند. ایران متعهد شده تا زمان توافق نهایی وضعیت موجود را حفظ کند و درباره ذخایر اورانیوم غنیشده با نظارت آژانس همکاری داشته باشد. با این حال، بسیاری از اندیشکدههای غربی این سازوکار را عقبنشینی از مواضع پیشین آمریکا میدانند؛ زیرا برخلاف مطالبات گذشته، غنیسازی در خاک ایران ادامه یافته و رفع بخشی از تحریمها پیش از حل نهایی اختلافات، بخشی از اهرم فشار غرب را کاهش داده است. از نگاه برخی تحلیلگران، این توافق تنها فرصتی موقت برای ادامه مذاکرات فراهم کرده و تضمینی برای حل پایدار پرونده هستهای ایجاد نمیکند.
۴. لبنان؛ شکنندهترین بخش توافق
یکی از حساسترین ابعاد تفاهمنامه، وضعیت لبنان و حزبالله است. گنجاندن آتشبس در لبنان در متن توافق از نگاه ایران، تثبیت پیوند جبهههای منطقهای محسوب میشود؛ اما اسرائیل خود را متعهد به این بخش ندانسته و ادامه عملیات نظامی را حق خود اعلام کرده است. تداوم درگیریها پس از امضای تفاهمنامه و اختلاف دیدگاه واشنگتن و تلآویو نشان میدهد که لبنان همچنان مهمترین عامل تهدیدکننده آینده مذاکرات است. تحلیلگران معتقدند آمریکا میان حمایت از اسرائیل و حفظ تفاهم با ایران در یک دوراهی راهبردی قرار گرفته است.
جمعبندی
برآیند دیدگاه اندیشکدهها نشان میدهد تفاهمنامه ژوئن ۲۰۲۶ نه یک معاهده صلح، بلکه چارچوبی موقت برای مهار بحران و جلوگیری از گسترش جنگ است. این توافق اگرچه توانست مسیرهای انرژی را بازگشایی و از تشدید بحران اقتصادی جلوگیری کند، اما اختلافات بنیادین درباره امنیت منطقه، پرونده هستهای، آینده لبنان، وضعیت حقوقی تنگه هرمز و نحوه اجرای تعهدات همچنان پابرجاست. از این رو، موفقیت دوره ۶۰ روزه مذاکرات به توانایی طرفین در رفع این ابهامها وابسته است؛ در غیر این صورت، خطر بازگشت بحرانهای امنیتی، انرژی و ژئوپلیتیکی همچنان وجود خواهد داشت.



