اخباریادداشت سیاستی

درس‌های راهبردی جنگ ۱۲ روزه برای جنگ رمضان

بررسی و تحلیل داده های ارائه شده در محافل فکری آمریکا و اسرائیل پس از پایان جنگ 12 روزه

✍️ اندیشکده نما

مبتنی‌بر رصد و جمع‌آوری داده‌های ارائه‌شده در محافل فکری امریکا و اسرائیل، پس از پایان جنگ ۱۲ روزه، ایران وارد فرآیندی مداوم و راهبردی برای بازخوانی کاستی‌های آشکارشده در بازدارندگی و توان دفاعی خود شد. ازطرفی، روایت رسمی پیروزی در جنگ برجسته شد و نتیجه جنگ، به‌عنوان نشانه‌ای مهم از تاب‌آوری راهبردی تبیین شد؛ روایتی که بر بازیابی سریع پس از ضربه اولیه، اجرای هم‌زمان عملیات نظامی علیه اسرائیل و ایالات متحده، وارد آوردن خسارات سنگین به اسرائیل و تضمین بقای نظام استوار بود.

در سطح راهبردی، اگرچه مهم‌ترین ضربه جنگ به برنامه هسته‌ای ایران وارد شد، ظرفیت‌های باقی‌مانده، امکان بازسازی برنامه یا حتی حرکت به‌سوی تسلیحاتی‌شدن را حفظ کرد؛ به‌طوری‌که وضعیت «ابهام هسته‌ای» را در مرکز استراتژی دیپلماتیک و دفاعی ایران قرار داد.

در بخش نظامی، ایران بازسازی و ارتقای توانمندی‌های خود، به‌ویژه در حوزه موشکی و پدافند هوایی را شدت بخشید. این تلاش‌ها، شامل بازگرداندن نرخ تولید موشک به سطح پیش از جنگ، افزایش دقت موشک‌ها، بازسازی شبکه پدافند هوایی و تقویت حفاظت از زیرساخت‌های راهبردی بود؛ مجموعه اقداماتی که در راستای افزایش آمادگی برای سناریوی جنگ مجدد طراحی شدند. جنگ ۱۲ روزه برای تهران روشن ساخت که زرادخانه موشکی، تنها مولفه‌ای است که کارآمدی خود را در میدان نبرد اثبات کرده است. بنابراین، موشک‌ها همچنان به‌عنوان *دارایی اصلی و راهبردی در مرکز محاسبات استراتژیک ایران قرار گرفتند؛ ابزاری که قادر است به اسرائیل و منافع آمریکا آسیب جدی وارد کند، قدرت مانور آن‌ها را فرسایش دهد و با توجه به محدودیت ظرفیت رهگیری، توانشان را برای تداوم یک کارزار طولانی‌مدت محدود سازد.

در سطح منطقه‌ای، مواضع رسمی مقامات ایرانی، به‌همراه تداوم حمایت‌های تسلیحاتی و لجستیکی از متحدان منطقه‌ای نشان می‌داد که تهران، قصد کنار گذاشتن محور مقاومت، به نفع یک راهبرد منطقه‌ایِ اسرائیل‌محور را ندارد. افزون‌براین، ایران به‌صراحت بر ضرورت حفظ توان نظامی محور مقاومت تاکید می‌کرد. در همین چارچوب، ضمن تعامل فعال با دولت لبنان، با هر گونه تلاش برای خلع سلاح حزب‌الله مخالفت جدی می‌ورزید. همچنین ایران تلاش‌های مداومی را برای بهبود روابط با همسایگان عرب خود در پیش گرفت؛ سیاستی که برپایه بهره‌برداری از سه عنصر اصلی استوار شده بود:

  • نگرانی فزاینده دولت‌های عرب از قدرت نظامی ایران؛
  • تردید آن‌ها نسبت به تعهدات امنیتی ایالات متحده؛
  •  تقویت ادراک از اسرائیل، به‌عنوان عامل اصلی بی‌ثباتی در منطقه.

در عرصه داخلی، جنگ ۱۲ روزه این تصور را در سطح رهبری ایران تقویت کرد که اسرائیل نه‌تنها به‌دنبال تضعیف، بلکه در پی سرنگونی نظام و حتی تجزیه ایران و آسیب‌زدن به انسجام سرزمینی آن است. اینچنین بود که تمام این عوامل و درس‌ها به ایران کمک کرد تا با طراحی یک استراتژی منسجم و حساب‌شده، خود را برای یک نبرد سخت و تعیین‌کننده آماده کند؛ نبردی تاریخی که پیامدهای آن برای اعتبار، قدرت و هیمنه امریکا، اسرائیل و متحدانشان در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی، بسیار فاجعه‌بار خواهد بود.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا