اخباریادداشت سیاستی

بازطراحی سیستم مدیریت بحران شهری بر مبنای رویکرد شبکه‌ای و چندعاملی

اندیشکده پویاشهر راهکارهای عملیاتی و زیرساختی برای مدیریت بحران شبکه‌ای پیشنهاد داده است.

✍🏻شورای پژوهش اندیشکده پویاشهر


چکیده

تحول در مدیریت بحران شهری از مدل‌های سنتی و متمرکز به سمت رویکردهای شبکه‌ای و چندعاملی می‌پردازد. این ساختار نوین تأکید می‌کند که به دلیل پیچیدگی حوادث امروزی، هیچ سازمان تنهایی قادر به کنترل بحران نبوده و نیازمند مشارکت همزمان دولت، بخش خصوصی و شهروندان است. برای پیاده‌سازی این الگو، مواردی چون ایجاد پلتفرم‌هایهماهنگی، اشتراک‌گذاری داده‌های دیجیتال و تمرین‌های مشترک به‌عنوان راهکارهای اصلی معرفی شده‌اند. گذر از ساختارهای قدیمی به مدیریت شبکه‌ای یک ضرورت انکارناپذیر برای توزیع بهینه منابع و بهبود امداد رسانی ارزیابی می‌شود.

چالش‌ها و موانع ساختاری مدیریت بحران شبکه‌ای در ایران

ایران در زمینه استقرار مدیریت بحران شبکه‌ای با چالش‌ها و موانع ساختاری متعددی مواجه است که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به تمرکزگرایی نهادی، موازی‌کاری سازمانی، فقدان پروتکل‌های شفاف هماهنگی، کندی جریان اطلاعات، توزیع نامناسب منابع امدادی و عدم تحقق یکپارچگی عملیاتی و ساختاری اشاره کرد. ساختارهای متمرکز مدیریتی با محدود کردن انعطاف‌پذیری سازمانی و توزیع اختیارات، موانع جدی در مسیر شکل‌گیری شبکه‌ای منسجم و کارآمد برای مدیریت بحرانایجاد کرده‌اند. همچنین، تعدد نهادهای مسئول از جمله سازمان مدیریت بحران، جمعیت هلال‌احمر، شهرداری‌ها و نیروهای مسلح، در غیاب سازوکارهای هماهنگی و ارتباطات شبکه‌ای مؤثر، به تداخل وظایف و موازی‌کاری سازمانی منجر شده است. از سوی دیگر، فقدان دستورالعمل‌هاو پروتکل‌های ارتباطی شفاف و یکپارچه میان سازمان‌های ذی‌ربط، همراه بانبود زیرساخت‌های مناسب برای تبادل اطلاعات، موجب کندی جریان داده‌ها و کاهش سرعت تصمیم‌گیری و واکنش در شرایط بحرانی می‌شود. این ناهماهنگی‌های بین‌نهادی همچنین بر تخصیص و توزیع بهینه و بهنگام منابع و امکانات امدادی تأثیر منفی گذاشته است؛ مسئله‌ای که در تجربه بحران‌هایی نظیر زلزله بم (۱۳۸۲)، زلزله کرمانشاه (۱۳۹۶) و سیل‌های اخیر به‌وضوح نمایان شده است. افزون بر این، با وجود اقدامات اولیه در راستای تقویت هماهنگی نهادی، از جمله تشکیل ستادهای مدیریت بحران در سطح استان‌ها، همچنان یکپارچگی واقعی در ابعاد ساختاری، عملیاتی و ارتباطیمیان تمامی کنشگران حوزه مدیریت بحران محقق نشده است و این وضعیت از موانع اساسی استقرار نظام مدیریت بحران شبکه‌ای در ایران به شمار می‌رود.

الگوهای موفق بین‌المللی

تجربیات جهانی در کلان‌شهرهای پیشرو نشان می‌دهد که اصلاح و تحول نظام‌های مدیریت بحران عمدتاً در پی وقوع حوادث بزرگ و با بهره‌گیری از رویکردهای شبکه‌ای، چندعاملی و مبتنی بر مشارکت بین‌نهادی شکل گرفته است. در این راستا، ژاپن پس از زلزله کوبه در سال ۱۹۹۵، با بازطراحی ساختار مدیریت بحران خود، الگویی مبتنی بر ایجاد شبکه‌ای متصل و مستمر از مراکز هماهنگی در سه سطح محله، منطقه و شهر ر اتوسعه داد که هدف آن تقویت ارتباطات بین‌سازمانی، تسهیل هماهنگی محلی و افزایش سرعت پاسخ‌گویی به بحران‌ها بود. همچنین، شهر نیویورک پس از تجربه طوفان سندی در سال ۲۰۱۲، با تقویتسازوکارهای هماهنگی چندعاملی و ایجاد «مرکز عملیات اضطراری یکپارچه»، زمینه مشارکت و تصمیم‌گیری مشترک نمایندگان بیشاز ۴۰ نهاد دولتی و خصوصی را در یک ساختار هماهنگ فراهم ساخت. از سوی دیگر، شهر روتردام هلند با بهره‌گیری از رویکرد «دلتا» در مدیریت ریسک سیلاب، شبکه‌ای مشارکتی از کنشگران بخش‌های عمومی و خصوصی، شامل شهرداری، شرکت‌های بیمه، دانشگاه‌ها و شهروندان را شکل داده است که در آن وظایف و مسئولیت‌های هر یک از عاملان به‌صورت مشخص تعریف شده است. بررسی تطبیقی این تجربیات نشان می‌دهد که وجه اشتراک الگوهای موفق مدیریت بحران درکلان‌شهرهای مذکور، گذار از ساختارهای متمرکز و تک‌نهادی به نظام‌های شبکه‌ای و مشارکتی است؛ به‌گونه‌ای که مسئولیت مدیریت بحران بر عهده یک سازمان منفرد قرار نمی‌گیرد، بلکه از طریق توزیع مسئولیت‌ها، ایجاد بسترهای مشترک هماهنگی، تقویت ارتباطات بین‌سازمانی و تسهیل اشتراک‌گذاری داده‌ها و اطلاعات میان نهادهای دولتی، بخش خصوصی و جامعه مدنی، ظرفیت پاسخ‌گویی هماهنگ، انعطاف‌پذیر و اثربخش در برابر بحران‌ها ارتقا می‌یابد.

راهکارها و جمع‌بندی

برای پیاده‌سازی مدیریت بحران شبکه‌ای و بهره‌گیری از تجربیات موفق کلان‌شهرهای پیشرو، مجموعه‌ای از راهکارهای عملیاتی و زیرساختی در چهار محور اساسی شامل اصلاح ساختارحکمرانی و ایجاد پلتفرم‌های چندنهادی، توسعه سامانه‌های اطلاعاتی مشترک و زیرساخت‌های دیجیتال، برگزاری مانورها و تمرین‌های منظم بین‌سازمانی و استقرار سازوکارهای تصمیم‌گیری توزیع‌شده قابل طرح است. در محور نخست، اصلاح ساختار حکمرانی مستلزم ایجاد بسترهای هماهنگی ساختارمند و پایدار میان شهرداری‌ها، سازمان‌های امدادی، بخش خصوصی و نهادهای جامعه مدنی است تا هریک از کنشگران براساس ظرفیت‌ها و مسئولیت‌های مشخص، نقش‌های مکمل و هماهنگی در مدیریت بحران ایفا کنند. این پلتفرم‌های چندنهادی باید نه‌تنها در زمان وقوع بحران، بلکه در شرایط عادی نیز به‌صورت مستمر فعال باشند تا زمینه تقویت تعاملات سازمانی و آمادگی مشترک فراهم شود. در محور دوم، توسعه زیرساخت‌های دیجیتال یکپارچه و سامانه‌های اطلاعاتیمشترک، با هدف تسهیل تبادل داده‌ها و اطلاعات به‌صورت بلادرنگ، از طریق ایجاد داشبوردهای مدیریتی مشترک، تدوین پروتکل‌های ارتباطی استاندارد و استقرار سامانه‌های یکپارچه هشدار زودهنگام، نقش مؤثری در افزایش آگاهی موقعیتی، تسریع تصمیم‌گیری و ارتقای هماهنگی عملیاتی میان نهادها ایفا می‌کند. در محور سوم، برگزاری مانورها و تمرین‌های مشترک و دوره‌ای با مشارکت تمامی اعضای شبکه، امکان ارزیابی کارآمدی پروتکل‌های ارتباطی و عملیاتی، شناسایی گلوگاه‌های هماهنگی، رفعنارسایی‌های اجرایی و تقویت اعتماد متقابل میان سازمان‌ها را فراهممی‌سازد. در محور چهارم، استقرار سازوکارهای تصمیم‌گیری توزیع‌شده ازطریق تفکیک و شفاف‌سازی سطوح اختیارات، مسئولیت‌ها و حدود مداخله هرنهاد در سطوح مختلف مدیریتی و محلی، زمینه افزایش انعطاف‌پذیری و استقلال عملیاتی واحدهای محلی را فراهم می‌کند؛ به‌گونه‌ای که حتی درشرایط اختلال یا قطع ارتباط با مراکز فرماندهی و هماهنگی مرکزی، امکان اتخاذ تصمیمات ضروری و اجرای اقدامات بهنگام در سطح محلی وجودداشته باشد. با این حال، تحقق مؤثر این راهکارها مستلزم وجود اراده سیاسی و مدیریتی برای تمرکززدایی و توزیع اختیارات، تخصیص منابع مالی و فنی کافی به توسعه زیرساخت‌های اطلاعاتی مشترک و نهادینه‌سازی فرهنگ همکاری، اعتماد متقابل و مسئولیت‌پذیری بین‌نهادی است تا بستر لازم برای شکل‌گیری نظامی یکپارچه، انعطاف‌پذیر، مشارکتی و تاب‌آور در مدیریت بحران فراهم شود.

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا