اخبارپرونده ابرپروژهنشریاتیادداشت سیاستی

شیشه خلوت این طایفه را بشکستیم

کیناز نوریزاده، نقش دانش و اطلاعات در فرآیند تصمیم‌گیری پروژه‌های بزرگ‌مقیاس را با تمرکز روی پروژه تراموای اصفهان را بررسی کرده است.

در متن پیش رو، نویسنده نقش دانش و اطلاعات در فرایند تصمیم‌گیری پروژه‌های بزرگ­‌مقیاس را با تمرکز روی پروژه تراموای اصفهان را بررسی کرده است. نویسنده با تأکید بر اهمیت به اشتراک‌گذاری اطلاعات و استفاده از دانش تجمعی در اینگونه پروژه‌ها سعی دارد نشان دهد که چگونه مشارکت متخصصان، رسانه‌ها و گروه‌های مختلف می‌تواند در بهبود فرآیند تصمیم گیری مؤثر باشد. همچنین این متن سیر وقایع و تحولات پروژه تراموای اصفهان را از آغاز تا پایان آن، به ویژه در تعاملات میان مدیران شهری، کنشگران و متخصصان بررسی کرده و تجزیه و تحلیل‌هایی پیرامون چالش‌ها و فرصت‌های موجود در تصمیم‌گیری‌های اینگونه پروژه‌ها ارائه می‌دهد‌‌.

عمل برنامه ریزی از این جهت که اغلب مواجهه با انواع دوراهی‌ها و انتخاب‌های پیچیده‌است، همواره با امر خیروشر در ارتباط است؛ امر خیروشر خواه‌ناخواه بشر را ناچار به انتخاب می‌کند و در اغلب موارد به تفکر وامی­دارد. دانش و اطلاعات تغذیه کننده اندیشه است و ازهمین‌رو دستیابی به دانش و اطلاعات در رویه‌های برنامه ریزی حائز اهمیت است. هرچه رویه و موضوع مورد بحث پیچیده‌تر و ذوابعاد باشد، اهمیت فرایندهای شکل‌گیری دانش و دسترسی به اطلاعات بیشتر می‌شود؛ به این معنا که تصمیم‌گیری و انتخاب امر خیر به ویژه در مواجهه با مفاهیمی همچون «خیر جمعی» دشوارتر و نیازمند تفکری عمیق‌تر و درنتیجه مستلزم شبکه دانش و اطلاعات گسترده‌تری است. یکی از مصادیق این موضوع، که مبتلابه بسیاری از مدیران است، پروژه‌های بزرگ‌مقیاس عمرانی هستند. باتوجه به ماهیت پیچیده مگاپروژه‌ها تأمین و دسترسی به دانش و اطلاعات در تصمیم‌گیری‌ها اهمیت دوچندان می‌یابد.

در سال­‌های اخیر، تب فزاینده و مسری احداث و ایجاد خطوط تراموای شهری در نقاط مختلف کشور و ازجمله در شهر اصفهان مطرح شده‌است. مرور تجربه تراموای اصفهان به ما می‌آموزد که چگونه دانش و اطلاعات از مسیرهای مختلف می‌تواند به تصمیم­‌سازان برای اتخاذ تصمیم مناسب کمک کند و حتی جریان‌های مرسوم موجود در این فرایندها را تغییر دهد.

اولین بار بحث تراموا توسط شهردار وقت اصفهان در سال 1384 مطرح گردید. هزینه کل اعتبار لازم در آن زمان هزار میلیارد ریال و مدت زمان اجرا 18 ماه اعلام شد. طول خط در آن زمان 18 کیلومتر و قرار بر این بود که میدان جمهوری به میدان آزادی و در برنامه آتی به شاهین‌شهر و دانشگاه صنعتی متصل شود. تا سال 1389، مدیریت شهری بر اولین بودن اصفهان در تأسیس تراموا، تأکید و با تکیه‌بر این ادعا که احداث تراموا خواست مردم و شهروندان اصفهانی است، نسبت به برشمردن مزایایی کلی جهت احداث تراموا اهتمام داشتند. اشاره گذرا به اهم رخدادها و وقایع در طول این 17 سال به‌طور خلاصه در دیاگرام صفحه بعد آمده است.

دوم دی 1399 جمعی از اساتید دانشگاه‌های کشور و متخصصان به موضع‌گیری صریح درباره این پروژه پرداختند و در هفتم دی‌ماه مکاتبه ایشان با معاون توسعه امور شهر و روستایی وزارت کشور و رئیس شورای‌عالی هماهنگی ترافیک شهرهای کشور انجام شد. از این زمان به‌بعد، به‌طور واضح و مشخص مخالفت با این پروژه و تشکیک و تردید در این پروژه و ابعاد مختلف آن در صدر اخبار قرار گرفت؛ همین مساله می‌تواند شاهدی بر تأثیر اولیه ورود نخبگان و مشاهده می­‌شود که حتی نشت کوچک‌ترین اطلاعات یا اخباری درباره یک تصمیم (به ویژه تصمیمات کلان) می‌تواند زمین‌ه­ای برای فعال شدن تحلیل‌ها، ارزیابی‌ها و واکنش‌های سایر گروه‌ها فراهم آورد

وقایع مرتبط با تراموا اصفهان از 1384 تا 1400

اساساً گروه‌های مختلف به جریان‌ها و مواضع غالب نسبت به تصمیمات شهری کلان باشد. در 18 دی 1399 مرکز پژوهش‌های شورای‌شهر اصفهان جلسه مناظر با حضور موافقان و مخالفان احداث تراموا را برای اولین بار برگزار کرد. این جلسه به‌طور زنده و مستقیم رسانه‌ای شد و عموم دغدغه‌مندان در جریان بحث‌ها قرار گرفتند. اگرچه ظاهراً پس از این جلسه تا خرداد 1400 همچنان مدیریت شهری بر احداث پروژه تراموا اصرار می‌ورزید؛ در 25 خرداد 1400 اعلام شد که طرح تراموا اصفهان در انتظار تصویب شورای عالی ترافیک کشور است و درنهایت در آذر 1400 رسماً خبر حذف پروژه تراموا از لیست پروژه‌های عمرانی شهر اصفهان، به‌دلیل عدم توافق و اجماع کارشناسان اعلام شد.

تأمل در فرایند 12 ساله تراموای اصفهان می‌تواند آموزه‌ها و نکاتی مؤثر درباره نقش و چگونگی تأثیر دانش و اطلاعات در تصمیم‌گیری پیرامون چنین پروژه‌هایی به‌دست دهد که در تصمیم‌گیری مگاپروژه‌ها مورد توجه قرار گیرد:

  • ارزیابی پروژه‌های بزرگ‌­مقیاس نمی‌تواند فقط صرفاً در دستگاه‌های ذیربط و درگیر در این پروژه‌ها صورت پذیرد. هنگامی می‌توان به‌ضرورت اجرای یک پروژه در جهت تأمین منفعت و خیر عمومی باور داشت که برای گروه‌های مختلف امکان اعتبارسنجی این ضرورت فراهم شود. انتظار اینکه در شرایط ساختاری و سازمانی موجود نظام برنامه ریزی کشورمان، بدنه کارشناسی دستگاه‌های درگیر و حتی سایر دستگاه‌های حاکمیتی اعتبارسنجی پروژه‌های بزرگ‌مقیاس را به‌نحو مطلوب و کارآمد انجام دهند، انتظاری بلاوجه است. لازمه خروج از چنین شرایطی فراهم شدن زمینه اظهارنظر و ارزیابی «دیگران» در باب ضرورت، نحوه و هزینه چنین پروژه‌هایی است. درز کوچک‌ترین و کمترین اطلاعات درباره این پروژه‌ها، همان گونه که در مورد تراموای اصفهان رخ داد، می‌تواند فضا را برای درگیر شدن، اظهارنظر، پرسشگری و قضاوت سایر گروه‌های کارشناسی فراهم نماید. به این ترتیب، چنانچه دغدغه تصمیم‌گیری قابل دفاع و مطلوب در میان مدیران ارشد کشور وجود داشته‌باشد کلیه دستگاه‌ها و نهادهای ذیربط باید نخستین قدم را با الزام به اجرای کامل قانون دسترسی آزاد به اطلاعات (مصوب مجلس شورای اسلامی) در حوزه پروژه‌های بزرگ‌مقیاس عمرانی و خصوصاً پروژه‌های حمل و نقل بدون هیچ محدودیتی (حسب قانون مذکور) بردارند.
  • از سوی دیگر، یادآوری و مطالبه از نهادهای تخصصی از جمله دستگاه‌ها، مراکز پژوهشی، اندیشکده‌ها و عموم کارشناسان و همچنین رسانه‌ها و اهالی رسانه برای ایفای مسئولیت اجتماعی خویش دراین‌­باره خواهند توانست مکمل بخش نخست باشند. دغدغه‌­مندی 33 نفر از اساتید و متخصصان حمل و نقل در موضوع تراموای اصفهان منجر به اعلام‌نظر و حضور فعال در عرصه مواجهه با این پروژه شد. بی‌شک فقدان حس کنشگری در میان صاحب‌نظران و کوتاهی در انجام مسئولیت‌های مستقیم اجتماعی و مورد انتظار از ایشان اثربخشی بخش نخست را به حداقل خواهند رساند.
  • در کنار این دو مقوله، نهادها و دستگاه‌های تصمیم‌گیرنده با فراهم کردن بستر و فضای مناسب برای مواجهه موافقان و مخالفان پروژه‌ها در فضایی تخصصی با حضور رسانه‌ها و علاقه‌مندان و مدیران تصمیم‌گیرنده می‌تواند مسئولان ذیربط را از فرصت‌ها و تهدیدهای ناشی از تصمیم خویش درباره تایید یا رد یک پروژه آگاه کند. از سوی دیگر، در آینده هیچ‌یک از مسئولان نمی­توانند تصمیم خویش را ناشی از بی‌اطلاعی و ناآگاهی از ابعاد مختلف تصویب و اجرای پروژه یا تصویب نشدن آن بدانند و در هر صورت مسئولان باید عواقب حاصل از تصمیم خویش را بپذیرند و پاسخگو باشند. بدون شک شورای‌شهر اصفهان و رئیس وقت آن در ایجاد چنین بستری نقشی باارزش و قابل ترویج داشتند.
  • در مرحله نهایی لازم است تأثیر این گفتمان‌ها و ارزیابی‌های مستقل در تصمیم‌گیری مسئولان بروز و ظهور یابد. همانطورکه در اصفهان باتوجه­ به استدلال قاطع مخالفان، مدیران شهری پروژه تراموا را از دستور کار خارج کردند. به این ترتیب هم متخصصان مستقل، رسانه و دانشگاهیان به تأثیر نقش خویش در ایفای مسئولیت اجتماعی امیدوار می‌شوند و هم زمینه لازم برای اتخاذ تصمیم مناسب توسط تصمیم‌گیران فراهم می‌شود و نتیجه این هم‌افزایی تأمین مطلوب منفعت جمعی در پرتو خرد جمعی در نظام برنامه ریزی خواهد بود.

بی‌تردید تجربه تراموای اصفهان می‌تواند از منظره‌ای مختلف و با جزئیات بیشتر مورد بررسی و پژوهش قرار گرفته و رهیافت‌ها و نقاط قوت و ضعف بیشتری از آن استخراج شود و در اختیار پژوهشگران و مدیران قرار گیرد. در این نوشتار و در راستای اهداف این مجموعه به همین مقدار بسنده می‌شود.

خارج شدن تصمیمات از دیوارهای بسته و درگیر شدن گروه‌های متعدد از بازیگران هرچند ممکن است در نگاه اولیه پیچیدگی فرایند را بیشتر کند و گاه به مذاق جریان غالب خوش نیاید، اما تنها چاره‌ای است که می‌توان با پیچیدگی مسائل بغرنج (که عمده موضوعات برنامه ریزی هم از همین جنس است)، مواجه شد.

وقتی فرآیند تصمیم‌گیری درگیر موضوعاتی بسیار پیچیده و چند ساحتی باشد، تنها گروه محدودی از بازیگران (از هر نوع) نمی‌­توانند به‌صورت منفرد به تصمیمی برسند که انتخاب مطلوب و قابل دفاع باشد. خارج شدن تصمیمات از دیوارهای بسته و درگیر شدن گروه‌های متعدد از بازیگران هرچند ممکن است در نگاه اولیه پیچیدگی فرایند را بیشتر کند و گاه به مذاق جریان غالب خوش نیاید، اما تنها چاره‌ای است که می‌توان با پیچیدگی مسائل بغرنج[1]، که عمده موضوعات برنامه ریزی هم از همین جنس است، مواجه شد. درگیری عاملیت‌های بیشتر با فرآیند تصمیم‌گیری منجر به شکل‌گیری دانش وسیع‌تری تحت‌عنوان «دانش تجمعی»[2] می‌شود و این دانش تجمعی درنهایت می‌تواند منجر به تصمیماتی متفاوت شود که نیل به‌خیر جمعی را با احتمال بیشتری محقق کند.

درگیری عاملیت‌های بیشتر با فرآیند تصمیم‌گیری منجر به شکل‌گیری دانش وسیع‌تری تحت‌عنوان «دانش تجمعی» می‌شود و این دانش تجمعی درنهایت می­تواند منجر به تصمیماتی متفاوت شود.

بررسی تجربه تراموای اصفهان حاوی نکاتی است که شاید توجه به آنها بتواند در دیگر زمینه‌های تصمیمات مدیریت شهری هم راهگشا باشد. در این نمونه مشاهده می‌شود که چطور نشت کوچک‌ترین اطلاعات یا خبر از یک تصمیم (عموماً تصمیمات بزرگ­مقیاس)، چه به‌صورت هدفمند (که تصمیم‌گیران چنان روشن‌اندیش باشند که بخواهند اطلاعات پروژه را با دیگران به اشتراک بگذارند) و چه حتی این اطلاعات در گام اول با هدفی دیگر به بیرون منتقل شود، در هر دو صورت همین که اطلاعاتی منتشر می‌شود، زمینه‌ای فراهم می‌شود که تحلیل و تفکر و بررسی سایر گروه‌ها هم در آن زمینه اتفاق بیفتد. اکنون یکی از تعیین‌کننده‌ترین موضوعاتی که مطرح می‌شود آن است که این گروه‌های دیگر نسبت به موضوع حساسیت به خرج بدهند، بسیاری از این جنس خبرها به‌صورت روزانه از تصمیمات مهم و حیاتی شهری منتشر می‌شود، اما شاید گروه‌های مختلف اعم از رسانه‌های شهری، اساتید، حتی شهروندان و نهادهای دیگر چندان توجهی به آنها نکنند. معدود کارشناسان یا گروه‌هایی که در معدود مواردی ورود و پیگیرانه موضوع را بررسی می‌کنند، این توانمندی و زمینه را ایجاد و فراهم می‌سازند که مسیر یک تصمیم یا پروژه به‌طور کلی یا حتی جزئی (که خود روزنه امید ارزشمندی است) تغییر کند.

پاینویس

[1] Wicked Problems

[2] Knowledge co-creation یا Knowledge Integration

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا