بازطراحی جغرافیای صنعت فولاد
اندیشکده پویاشهر میراث یک خطای سیاستی را مرور و آسیبشناسی کرده است.

✍🏻 اندیشکده پویاشهر
شرکت فولاد مبارکه اصفهان بهعنوان یکی از بزرگترین صنایع مادر ایران، با بیش از ۱۲۰ شرکت زیرمجموعه، ایجاد حدود ۳۰ هزار شغل مستقیم و ۳۵۰ هزار شغل غیرمستقیم و تأمین مواد اولیه بخش عمده صنایع خودروسازی، لوازم خانگی و صنایع فلزی کشور، نقشی کلیدی در اقتصاد ملی ایفا میکند. با این حال، محل استقرار این صنعت با سه چالش ساختاری مهم مواجه است. نخست، بحران منابع آب؛ زیرا تولید فولاد صنعتی آببر بوده و فولاد مبارکه سالانه حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون مترمکعب آب مصرف میکند که فشار قابلتوجهی بر حوضه زایندهرود وارد کرده و در کنار سایر عوامل به تشدید بحران آب در اصفهان انجامیده است. دوم، هزینههای بالای لجستیک؛ به این معنا که اگرچه معادن سنگآهن عمدتاً در مرکز کشور قرار دارند، صادرات محصولات فولادی از بنادر جنوبی صورت میگیرد و این امر هزینههای سنگین حملونقل زمینی را به اقتصاد تحمیل میکند. سوم، پیامدهای محیطزیستی و اجتماعی ناشی از تمرکز صنایع بزرگ در اصفهان است که از جمله آنها میتوان به تشدید آلودگی هوا، افزایش فرونشست زمین، گسترش تنش میان صنعت و کشاورزی، و افزایش مهاجرت و فشار بر زیرساختهای شهری اشاره کرد.
استقرار نامتوازن
مطالعات آمایش سرزمین از دهه ۱۳۵۰ تأکید داشتند که صنایع آببر مانند فولاد باید در سواحل جنوبی مستقر شوند، اماانتقال پروژه فولاد از بندرعباس به اصفهان در شرایط پس از انقلابو ملاحظات جنگی به تصمیمی پرهزینه در بلندمدت تبدیل شد؛بهگونهای که امروز این استقرار نامناسب موجب تشدید فشار برمنابع آبی فلات مرکزی، افزایش هزینههای حملونقل و صادرات،گسترش بحرانهای زیستمحیطی نظیر آلودگی هوا و فرونشستزمین در اصفهان و تمرکز ریسکهای راهبردی کشور در یک نقطهجغرافیایی شده است.
جمعبندی و راهکارهای پیشنهادی
با توجه به خرابی بسیار گسترده ایجاد شده در این صنعت به واسطه جنگ از ساخت مجدد آن باید مورد بررسی قرار گیرد. وجود چنین شرایطی، این امکان را فراهم می نماید تا در بازسازی مجدد، بطور جّد، محل جغرافیایی آن با لحاظ قرار دادن منافع ملیدر ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی و مبانی آمایش سرزمینی مورد بررسی دقیق قرار گیرد و پیشنهاد میشودبازسازی مجدد چنین زیر ساختهایی را به دور از هر گونه شتاب زدگی، موکول به بررسی مجدّد مطالعاتی و رعایت اصول آمایش سرزمین بنماید .در چارچوب الزامات آمایش سرزمین، محدودیتهایفزاینده منابع آب در فلات مرکزی و ضرورت ارتقای رقابتپذیریصنعت فولاد ایران، رویکرد مطلوب آن نیست که انتقال فولاد مبارکهصرفاً به جابهجایی فیزیکی واحدهای تولیدی تقلیل یابد. چنیناقدامی میتواند موجب اتلاف سرمایهگذاریهای پیشین، اختلال درزنجیره تولید و افزایش هزینههای اقتصادی و اجتماعی شود. درمقابل، سیاست بهینه آن است که این فرآیند در قالب یک برنامهجامع بازآرایی فضایی و فناورانه صنعت فولاد کشور طراحی واجرا شود.
در این الگو، سواحل جنوبی کشور با بهرهگیری از دسترسی بهآبهای آزاد، زیرساختهای صادراتی و منابع انرژی، به کانونتولید انبوه و صادراتمحور فولاد تبدیل میشوند؛ در حالی کهاصفهان بهتدریج نقش خود را از تولید محصولات پایه به سمت تولیدفولادهای پیشرفته، محصولات با ارزش افزوده بالا، فناوریهای نوینو فولاد سبز بازتعریف میکند. این تحول میتواند زمینه ارتقایجایگاه فولاد مبارکه از یک تولیدکننده سنتی فولاد خام به یک بنگاهدانشبنیان و نوآور در زنجیره ارزش جهانی فولاد را فراهمس ازد. تحقق این راهبرد مستلزم اجرای تدریجی انتقال ظرفیتها،توسعه زیرساختهای کلیدی شامل آبشیرینکنهای صنعتی،نیروگاههای اختصاصی، اسکلههای تخصصی و شبکههایح ملونقل پشتیبان، و همچنین انتقال مرحلهای واحدهای احیایمستقیم (DRI) به مناطق جنوبی است. برای جلوگیری از بروز شوک تولید و حفظ امنیت عرضه، ظرفیتهای جدید باید پیش از خروجظرفیتهای موجود از مدار تولید به بهرهبرداری برسند.
بر این اساس، سه اقدام سیاستی در اولویت قرار دارد: نخست، توقف توسعه کمی صنایع فولادی آببر در اصفهان؛ دوم،هدایت تمامی طرحهای توسعهای جدید فولاد به سواحلجنوبی کشور؛ و سوم، بازتعریف مأموریت فولاد مبارکه اصفهان با تمرکز بر تحقیق و توسعه، فولادهای آلیاژی، محصولاتپی شرفته و فناوریهای هوشمند صنعتی.



