اخباردرباره اندیشکدهیادداشت سیاستی

بازطراحی جغرافیای صنعت فولاد

اندیشکده پویاشهر میراث یک خطای سیاستی را مرور و آسیب‌‌شناسی کرده است.

✍🏻 محمدکاظم مسجدجامعی، اندیشکده پویاشهر


میراث یک خطای سیاستی

شرکت فولاد مبارکه اصفهان به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین صنایع مادر ایران، با بیش از ۱۲۰ شرکت زیرمجموعه، ایجاد حدود ۳۰ هزار شغل مستقیم و ۳۵۰ هزار شغل غیرمستقیم و تأمین مواد اولیه بخش عمده صنایع خودروسازی، لوازم خانگی و صنایع فلزی کشور، نقشی کلیدی در اقتصاد ملی ایفا می‌کند. با این حال، محل استقرار این صنعت با سه چالش ساختاری مهم مواجه است. نخست، بحران منابع آب؛ زیرا تولید فولاد صنعتی آب‌بر بوده و فولاد مبارکه سالانه حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون مترمکعب آب مصرف می‌کند که فشار قابل‌توجهی بر حوضه زاینده‌رود وارد کرده و در کنار سایر عوامل به تشدید بحران آب در اصفهان انجامیده است. دوم، هزینه‌های بالای لجستیک؛ به این معنا که اگرچه معادن سنگ‌آهن عمدتاً در مرکز کشور قرار دارند، صادرات محصولات فولادی از بنادر جنوبی صورت می‌گیرد و این امر هزینه‌های سنگین حمل‌ونقل زمینی را به اقتصاد تحمیل می‌کند. سوم، پیامدهای محیط‌زیستی و اجتماعی ناشی از تمرکز صنایع بزرگ در اصفهان است که از جمله آن‌ها می‌توان به تشدید آلودگی هوا، افزایش فرونشست زمین، گسترش تنش میان صنعت و کشاورزی، و افزایش مهاجرت و فشار بر زیرساخت‌های شهری اشاره کرد.

استقرار نامتوازن

مطالعات آمایش سرزمین از دهه ۱۳۵۰ تأکید داشتند که صنایع آب‌بر مانند فولاد باید در سواحل جنوبی مستقر شوند، اما انتقال پروژه فولاد از بندرعباس به اصفهان در شرایط پس از انقلاب و ملاحظات جنگی به تصمیمی پرهزینه در بلندمدت تبدیل شد؛ به‌گونه‌ای که امروز این استقرار نامناسب موجب تشدید فشار بر منابع آبی فلات مرکزی، افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل و صادرات، گسترش بحران‌های زیست‌محیطی نظیر آلودگی هوا و فرونشست زمین در اصفهان و تمرکز ریسک‌های راهبردی کشور در یک نقطه جغرافیایی شده است.

جمع‌بندی و راهکارهای پیشنهادی

با توجه به  خرابی بسیار گسترده ایجاد شده در این صنعت به واسطه جنگ از  ساخت مجدد آن باید مورد بررسی قرار گیرد. وجود چنین شرایطی، این امکان را فراهم می نماید تا در بازسازی مجدد، بطور جّد، محل جغرافیایی آن با لحاظ قرار دادن منافع ملی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی و مبانی آمایش سرزمینی مورد بررسی دقیق قرار گیرد و  پیشنهاد می‌شود بازسازی مجدد چنین زیر ساخت‌هایی را به دور از هر گونه شتاب زدگی، موکول به بررسی مجدّد مطالعاتی و رعایت اصول آمایش سرزمین بنماید .در چارچوب الزامات آمایش سرزمین، محدودیت‌های فزاینده منابع آب در فلات مرکزی و ضرورت ارتقای رقابت‌پذیری صنعت فولاد ایران، رویکرد مطلوب آن نیست که انتقال فولاد مبارکه صرفاً به جابه‌جایی فیزیکی واحدهای تولیدی تقلیل یابد. چنین اقدامی می‌تواند موجب اتلاف سرمایه‌گذاری‌های پیشین، اختلال در زنجیره تولید و افزایش هزینه‌های اقتصادی و اجتماعی شود. در مقابل، سیاست بهینه آن است که این فرآیند در قالب یک برنامه جامع بازآرایی فضایی و فناورانه صنعت فولاد کشور طراحی و اجرا شود.

در این الگو، سواحل جنوبی کشور با بهره‌گیری از دسترسی به آب‌های آزاد، زیرساخت‌های صادراتی و منابع انرژی، به کانون تولید انبوه و صادرات‌محور فولاد تبدیل می‌شوند؛ در حالی که اصفهان به‌تدریج نقش خود را از تولید محصولات پایه به سمت تولید فولادهای پیشرفته، محصولات با ارزش افزوده بالا، فناوری‌های نوین و فولاد سبز بازتعریف می‌کند. این تحول می‌تواند زمینه ارتقای جایگاه فولاد مبارکه از یک تولیدکننده سنتی فولاد خام به یک بنگاه دانش‌بنیان و نوآور در زنجیره ارزش جهانی فولاد را فراهم سازد. تحقق این راهبرد مستلزم اجرای تدریجی انتقال ظرفیت‌ها، توسعه زیرساخت‌های کلیدی شامل آب‌شیرین‌کن‌های صنعتی، نیروگاه‌های اختصاصی، اسکله‌های تخصصی و شبکه‌های حمل‌ونقل پشتیبان، و همچنین انتقال مرحله‌ای واحدهای احیای مستقیم (DRI) به مناطق جنوبی است. برای جلوگیری از بروز شوک تولید و حفظ امنیت عرضه، ظرفیت‌های جدید باید پیش از خروج ظرفیت‌های موجود از مدار تولید به بهره‌برداری برسند.

بر این اساس، سه اقدام سیاستی در اولویت قرار دارد: نخست، توقف توسعه کمی صنایع فولادی آب‌بر در اصفهان؛ دوم، هدایت تمامی طرح‌های توسعه‌ای جدید فولاد به سواحل جنوبی کشور؛ و سوم، بازتعریف مأموریت فولاد مبارکه اصفهان با تمرکز بر تحقیق و توسعه، فولادهای آلیاژی، محصولات پیشرفته و فناوری‌های هوشمند صنعتی.

امتیاز کاربر 0 (0 رای)

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا