بازتعریف کالابرگ الکترونیکی به عنوان زیرساختی برای نوآوری
اندیشکده حنان، بازتعریف کالابرگ را فرصتی برای حرکت بهسمت یک معماری پلتفرمی نوین خوانده است.

کالابرگ الکترونیکی امروز دیگر صرفاً یک ابزار برای اجرای سیاستهای حمایتی نیست؛ این سامانه به یکی از مهمترین زیرساختهای دیجیتال کشور در حوزه توزیع کالاهای اساسی تبدیل شده است. با این حال، ادامه توسعه آن با یک پرسش اساسی روبهروست؛ آیا دولت باید همچنان توسعهدهنده همه خدمات مورد نیاز این سامانه باشد یا نقش خود را به فراهمکردن زیرساخت و مشارکت دادن اکوسیستم نوآوری تغییر دهد؟ پاسخ به این پرسش، فقط مسیر آینده کالابرگ را تعیین نمیکند، بلکه میتواند الگویی برای تحول بسیاری از خدمات دولت الکترونیک در کشور باشد.
هر بار که نیاز جدیدی در سامانه کالابرگ مطرح میشود، نخستین انتظار این است که دولت قابلیت تازهای به سامانه اضافه کند. اگر مردم امکان مقایسه قیمتها را بخواهند، دولت باید آن را توسعه دهد. اگر نیاز به اعلام موجودی فروشگاهها باشد، باز هم دولت باید نسخه جدیدی منتشر کند. اگر قرار باشد خدمات ویژه سالمندان، خرید اعتباری یا ابزارهای مدیریت هزینه خانوار ارائه شود، نگاهها دوباره به همان دستگاه اجرایی برمیگردد. این الگو تنها به کالابرگ محدود نیست؛ سالهاست که بسیاری از پروژههای دولت الکترونیک با همین منطق توسعه پیدا کردهاند؛ منطقی که در آن دولت مالک زیرساخت، تولیدکننده همه خدمات و مسئول پاسخگویی به تمام نیازهای کاربران است.
اما تجربه تحول دیجیتال نشان میدهد این مدل دیگر پاسخگوی نیازهای امروز نیست. سرعت تغییر نیازهای مردم و کسبوکارها بهمراتب بیشتر از آن است که یک دستگاه اجرایی بتواند به تنهایی همه خدمات مورد انتظار را طراحی، توسعه و بهروزرسانی کند. نتیجه چنین رویکردی، سامانههایی است که هر روز بزرگتر و پیچیدهتر میشوند، اما سرعت نوآوری در آنها کاهش مییابد و فاصلهشان با نیاز واقعی کاربران بیشتر میشود. هر قابلیت جدید به یک پروژه اداری، تأمین اعتبار، فرایند توسعه و چرخه طولانی اجرا تبدیل میشود؛ در حالی که فناوری با سرعتی بسیار بیشتر حرکت میکند.
به همین دلیل، در بسیاری از کشورها نقش دولت در پروژههای تحول دیجیتال تغییر کرده است. در این رویکرد که با عنوان دولت پلتفرمی شناخته میشود، دولت به جای آن که توسعهدهنده همه خدمات باشد، زیرساخت مشترکی را ایجاد میکند که قواعد تعامل، استانداردهای فنی و الزامات امنیتی را برای همه بازیگران فراهم میسازد. بر بستر این زیرساخت، بخش خصوصی، استارتاپها و سکوهای خدماتی میتوانند متناسب با نیاز کاربران، خدمات متنوع و نوآورانه توسعه دهند و دولت نیز به جای توسعه مستقیم نرمافزار، بر تنظیمگری، امنیت، یکپارچگی دادهها و کیفیت خدمات تمرکز کند. در چنین معماریای، رابطهای برنامهنویسی کاربردی (API) نقش ابزار اتصال را ایفا میکنند و امکان میدهند بازیگران مختلف، بدون خدشه به امنیت و یکپارچگی زیرساخت، خدمات خود را بر بستر آن توسعه دهند.
سامانه کالابرگ نیز امروز به مرحلهای رسیده است که ادامه مسیر آن نیازمند همین تغییر نگاه است. این سامانه اکنون میلیونها خانوار و هزاران فروشگاه را در قالب یک زیرساخت واحد به هم متصل کرده و به یکی از مهمترین اجزای دیجیتال نظام توزیع کالاهای اساسی تبدیل شده است. چنین ظرفیتی، کالابرگ را از یک سامانه اجرایی فراتر برده و آن را به یک زیرساخت ملی تبدیل کرده است. با این حال، اگر توسعه خدمات همچنان تنها از مسیر دولت انجام شود، بخش بزرگی از ظرفیت این زیرساخت بالفعل نخواهد شد.
نیازهای کاربران کالابرگ نیز بسیار متنوعتر از آن است که یک سازمان بتواند همه آنها را پیشبینی و برایشان راهحل طراحی کند. برخی کاربران به دنبال نزدیکترین فروشگاه دارای موجودی هستند، برخی میخواهند قیمت کالاها را مقایسه کنند، برخی به ابزارهای مدیریت هزینه خانوار نیاز دارند و برخی دیگر خدماتی مانند خرید اعتباری، پیشنهاد سبد خرید یا برنامهریزی مصرف را ترجیح میدهند. در کنار آنها، فروشگاهها، شرکتهای توزیع و سایر بازیگران زنجیره نیز نیازهای متفاوتی دارند. پاسخ به چنین تنوعی، زمانی امکانپذیر است که نه فقط توان توسعه یک دستگاه دولتی، بلکه ظرفیت نوآوری کل اکوسیستم به کار گرفته شود.
تحقق این هدف، مستلزم فراهم شدن امکان اتصال بسترهای خدماتی به کالابرگ از طریق «API»های استاندارد است. این «API»ها صرفاً ابزار فنی برای تبادل اطلاعات نیستند؛ بلکه زمینه مشارکت اکوسیستم نوآوری در توسعه خدمات را فراهم میکنند. در این صورت، سکوهای خدماتی، فروشگاههای اینترنتی، شرکتهای نرمافزاری و سایر کسبوکارهای دیجیتال میتوانند خدمات متنوعی را بر بستر کالابرگ ارائه کنند، بیآنکه دولت برای هر نیاز جدید ناچار به توسعه یک قابلیت تازه باشد. نتیجه این رویکرد، افزایش سرعت نوآوری، تنوع خدمات و کاهش هزینه توسعه برای دولت خواهد بود.
مزیت این معماری فقط به توسعه خدمات جدید محدود نمیشود، بلکه شیوه تعامل دولت با مردم را نیز تغییر میدهد. وقتی خدمات کالابرگ از طریق بسترهای خدماتی پرمخاطب ارائه شوند، همان سکوهایی که مردم هر روز برای دریافت خدمت به آنها مراجعه میکنند، به کانالی برای دریافت دادههای میدانی و بازخوردهای کاربران نیز تبدیل خواهند شد. کاربران میتوانند کمبود کالا، مغایرت قیمت، کیفیت خدمات فروشگاهها یا مشکلات اجرای طرح را در همان بستری که از آن خدمت دریافت میکنند، گزارش دهند. در این مدل، بازخورد مردم دیگر صرفاً یک شکایت یا نظر پراکنده نیست، بلکه به دادهای ساختیافته و برخط تبدیل میشود که میتواند تصویری دقیقتر از وضعیت بازار و عملکرد شبکه توزیع در اختیار سیاستگذار قرار دهد. به این ترتیب، مشارکت مردم از سطح دریافت خدمت فراتر میرود و به یکی از منابع تولید داده برای حکمرانی، پایش مستمر بازار و بهبود کیفیت تصمیمگیری تبدیل میشود. بنابراین، توسعه «API»های کالابرگ تنها یک اقدام فنی نیست و تغییری در شیوه حکمرانی محسوب میشود. در این الگو، دولت زیرساخت و قواعد بازی را فراهم میکند، بخش خصوصی خدمات را توسعه میدهد و مردم نیز علاوه بر دریافت خدمت، به تولیدکنندگان داده برای بهبود سیاستگذاری تبدیل میشوند. به این ترتیب، مردم فقط دریافتکننده خدمت نیستند؛ بلکه به یکی از منابع تولید داده برای بهبود کیفیت حکمرانی تبدیل میشوند. این معماری، کالابرگ را از یک سامانه اجرایی به یک پلتفرم ملی ارتقا میدهد که هم ظرفیت نوآوری را فعال میکند، هم مشارکت مردم را افزایش میدهد و هم کیفیت حکمرانی دادهمحور در بازار کالاهای اساسی را بهبود میبخشد.
جمعبندی
کالابرگ امروز در نقطهای قرار دارد که باید درباره مسیر آینده آن تصمیم گرفت. یک مسیر، ادامه همان الگوی گذشته است که در آن دولت توسعهدهنده همه خدمات باقی میماند و هر نیاز جدید به یک پروژه جدید برای دستگاه اجرایی تبدیل میشود. مسیر دیگر، حرکت به سوی یک معماری پلتفرمی است که در آن دولت زیرساخت، استانداردها و قواعد تعامل را فراهم میکند، بخش خصوصی با سرعت و خلاقیت بیشتری خدمات مورد نیاز مردم را توسعه میدهد و تعامل روزمره کاربران به دادههایی ارزشمند برای بهبود سیاستگذاری تبدیل میشود.
تحول دیجیتال زمانی محقق میشود که دولت به جای آن که همه خدمات را خودش بسازد، امکان ساختن را برای دیگران فراهم کند. اگر کالابرگ این مسیر را طی کند، نهتنها کیفیت و تنوع خدمات افزایش خواهد یافت، بلکه این سامانه میتواند به نمونهای موفق از حکمرانی دادهمحور و دولت پلتفرمی در کشور تبدیل شود؛ الگویی که استفاده از ظرفیت اکوسیستم نوآوری و مشارکت مردم را در کنار هم برای حل مسائل عمومی به کار میگیرد.




