الگوی گفتوگوی راهبردی شهید لاریجانی
محمدجواد ازغنده، طلبه سطح سه حوزه علمیه خراسان، روش کارآمد علی لاریجانی را در مدیریت افکار عمومی مرور کرده است.

✍🏻 محمدجواد ازغنده، سطح سه حوزه علمیه خراسان و دانشجوی جامعهشناسی دانشگاه رضوی
در بازخوانی تجربههای موفق مدیریت بحرانهای دیپلماتیک و رسانهای پس از انقلاب، کمتر نمونهای بهاندازه رویکرد ارتباطی شهید دکتر علی لاریجانی در یک سال پایانی حیاتش، شایسته بررسی و تبیین نظری است. او در شرایطی که تهدیدات لفظی و عملیاتی علیه جمهوری اسلامی به اوج خود رسیده بود، الگویی از تعامل عمومی را به نمایش گذاشت که نهتنها در عرصه عمل کارآمد بود، بلکه میتواند بهعنوان یک مدل مفهومی در مطالعات ارتباطات سیاسی و دیپلماسی عمومی مورد تدقیق قرار گیرد. آنچه در این یادداشت دنبال میشود، استخراج مولفههای کلیدی این مدل و کاربست آن در شرایط کنونی است.
تفکیک سطوح نزاع (داخلی/خارجی)
یکی از برجستهترین ویژگیهای گفتمان شهید لاریجانی، تفکیک دقیق میان عرصه رقابتهای سیاسی داخلی و میدان مواجهه با دشمن خارجی بود. او در تمامی اظهارات عمومی خود، حتی در پاسخ به پرسشهای چالشبرانگیز خبرنگاران، هرگز از تریبون برای پاسخ به منتقدان داخلی استفاده نکرد. این رویکرد مبتنی بر یک اصل راهبردی بود که خود در جلسات غیرعلنی چنین تبیین میکرد: «ماموریت من، مقابله با رژیم صهیونیستی و خنثیسازی زمینههای جنگ است.» این روش، که میتوان آن را «خارجسازی تنش» نامید، از تبدیلشدن اختلافافکنی رسانهای به یک مزیت برای دشمن جلوگیری میکرد و بهدرستی، سطح نزاع را به مرزهای جغرافیایی و هویتی دشمن محدود میساخت.
مبتنیبر گفتوگوی حزبی فراگیر
شهید لاریجانی در یک بازهی زمانی یکساله، با طیف گستردهای از احزاب و جریانات سیاسی –منتقدان دولت– نشستهای تبیینی برگزار کرد. در این جلسات، او بدون حاشیهپردازی و با استناد به اسناد و گزارشهای مشخص، به تشریح خواستههای طرف مقابل در مذاکرات و مصادیق عینی بدعهدیهای امریکا و رژیم صهیونیستی میپرداخت. این نوع شفافسازی، نهتنها به انسجام داخلی کمک میکرد، بلکه مانع از شکلگیری روایتهای غیرواقعی در فضای رسانهای و سیاسی کشور میشد. تاکید او بر جمله کلیدی «جمهوری اسلامی تمامی مسیرهای معقول را در مذاکرات پیموده، اما دشمن خلف وعده کرده است»، نشان از یک استراتژی اقناعی مبتنیبر واقعیتنگری داشت، نه آرمانگرایی صرف.
سرعت عمل در پاسخگویی به تهدیدات
ازمنظر علوم ارتباطات، یکی از آسیبپذیرترین لحظات برای هر نظام سیاسی، فاصلهی زمانی میان وقوع یک تهدید رسانهای تا واکنش رسمی است. شهید لاریجانی بهدرستی دریافته بود که هرگونه تاخیر در پاسخدهی به توهینها و تهدیدات سران کاخ سفید، بهمعنای واگذاری میدان تفسیر به دشمن است. سیره عملی او نشان میدهد که پاسخدهی به تهدیدات را بههیچوجه به جلسات هفتگی یا بیانیههای اداری موکول نمیکرد و با بهرهگیری از فرصتهای رسانهای، در اولین فرصت ممکن، موضع نظام را با بیانی قاطع و مستند اعلام میکرد. این اصل را میتوان «دیپلماسی زمانمحور» نامید که نقش کلیدی در خنثیسازی جنگ شناختی دارد.
تواضع در کلام و پرهیز از تکلفهای زبانی
برخلاف رویکردهای رایج در برخی از چهرههای سیاسی که برای ابراز قدرت، به زبان تند و تحکمآمیز یا برعکس، به عوامفریبی روی میآورند، شهید لاریجانی با زبانی متواضع، منطقی و درعینحال صریح با مردم سخن میگفت. او مفاهیم پیچیده راهبردی را به زبانی ساده و قابلدرک برای عموم مردم تبیین میکرد و این نقطهی قوتی بود که به اعتمادافزایی عمومی انجامید.
پیشنهاد برای کاربست امروز
با عنایت به تشدید رقابتهای رسانهای و سیاسی در آستانه انتخابات و نیز افزایش فشارهای خارجی، بازخوانی و نهادینهسازی مدل گفتوگوی شهید لاریجانی یک ضرورت انکارناپذیر است. پیشنهادهای عملیاتی در این زمینه عبارتاند از:
- طراحی کارگروهی در مرکز تحقیقات صداوسیما یا پژوهشکدههای علوم سیاسی برای استخراج شاخصهای بیانی و رفتاری شهید لاریجانی در مصاحبهها و گفتوگوهای عمومی؛
- برگزاری نشستهای تبیینی با حضور مسئولان و نمایندگان گروههای سیاسی برای بازخوانی تجربه مذاکراتی و شفافسازی از مجاری رسمی، مشابه روشی که شهید لاریجانی به کار بست؛
- اولویتبندی رسانه ملی برای پاسخدهی فوری به تهدیدات خارجی، بهگونهای که فرصت برای جوسازی دشمن باقی نماند.
امروز بیش از هر زمان دیگری به زبانی نیاز داریم که همچون شهید لاریجانی، از موضع قدرت اما با لحنی متین از صراحت اما با دوری از تنشزایی و از شفافیت اما با حفظ وحدت ملی بهره ببرد. این الگو، پاسخی است به نیاز ساختاری کشور در مواجهه با پیچیدهترین دوره جنگ شناختی و دیپلماتیک معاصر.



