کارت سفید تهران به ابوظبی
دومین هشدار مهدی خراتیان درباره نقش امارات در معادلات جدید منطقه

✍🏻 مهدی خراتیان، مدیر اندیشکده احیای سیاست
با توجه به حمله دیشب ایالات متحده به پلهای راهآهن در دو منطقه آققلا و کاشمر (در مسیر مسافری مشهد)، اکنون با قطعیت میتوان گفت که بزرگترین اشتباه راهبردی ایران پس از آتشبس، تلاش برای عادیسازی روابط با امارات ازطریق کانالهای امنیتی سطح بالا بوده است. اما چرا چنین ادعایی میکنیم؟
ضربه به پل آققلا که در میانه مسیر اینچه برون-گرگان-گرمسار قرار دارد، علاوهبر اینکه تصعید افقی (جغرافیایی) جنگ پس از توافق اسلامآباد محسوب میشود، بهدلیل ماهیت کریدوری و زیرساختی آن، یک تصعید عمودی جدی نیز تلقی میشود. مسیر اینچه برون-گرمسار هم در کریدور شمال جنوب (اتصال ایران به هند و روسیه) و هم شرق به غرب (اتصال به چین و اروپا) نقش مهمی دارد؛ و ضربه به آن اولا درجهت ایجاد اختلال در تامین کالاهای اساسی از چین و روسیه و ایجاد ممانعت در توانیابی ایران در دور زدن محاصره دریایی است، و میدانیم که محاصره دریایی پاسخی به انسداد تنگه هرمز بوده است. (اگرچه پبش از آن و مستقلا در حال بررسی بوده است) و ثانیا این اقدام اساسا جایگاه بسیار راهبردی ایران در تقاطع کویدورهای شرقی و غربی را هدف قرار داده است. اکنون سوال اینجاست که ربط اینها به امارات چیست؟
پیشتر گفتیم که مسئله تنگه هرمز و کریدور اصطلاحا عمانی، بسیار بیش از آنکه به مسقط مرتبط باشد، به بندر راهبردی جبل علی و ارتباط آن با حیفا در اسراییل در قالب کوریدور IMEC مربوط است؛ و مسئله اعمال حاکمیت ایران بر تنگه اختلالی مهم در یک شاه کریدور جهانی است که در نظم آینده مد نظر امریکا نقشی بسیار مهم دارد. امارات از همان ابتدای جنگ بهشدت واشنگتن را درجهت ایفای نقش نظامی در تامین امنیت تنگه تحریک میکرد و پس از تجدید پیمان دفاعی خود با فرانسه اکنون پاریس و بهتبع آن ناتو را وارد گود نزاع خاورمیانه کرده است.
واشنگتن با ذهنیت «کریدور دربرابر کریدور» (چشم دربرابر چشم) به آق قلا حمله کرد و با توجه به اینکه مطمئن شده یا تصور روشنی یافته که ایران امارات را از بانک اهداف حذف کرده و گزینهای برای تصعید عمودی یا افقی جنگ ندارد و به حمله به کویت و بحرین رضایت خواهد داد (که فاقد بار تصعید و ارسال پیام راهبردی است)، این کار را صورت داده است.
بهزعم امریکا اینکار اولا ایران را در اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز (بخوانید اختلال در کریدور IMEC) مردد خواهد کرد، ثانیا گزینه اعمال مجدد محاصره دریایی را معتبرتر خواهد کرد و ثالثا وابستگی لجستیکی ایران را به بندرهایی چون جبلعلی و کراچی (که توسعه آن تحت مدیریت امارات است) نیز بیشتر خواهد کرد.
ایران با دادن کارت سفید امضای امنیتی به امارات، کشوری که در نظم امریکایی-اسراییلی مد نظر واشنگتن حرف اول را در منطقه غرب آسیا میزند، اولا دست ترامپ را برای زدن زیرساختهای خود باز کرده و ثانیا مقدمات نفوذ امنیتی و اقتصادی امارات را در ایران فراهم کرده است. امارات با ایران همان کاری را کرده و خواهد کرد که با رژیم بشار اسد کرد. اسد از امارات قولهای زیادی برای سرمایهگذاری و بازسازی سوریه دریافت کرد، اما ابوظبی در پشت پرده برای اسقاط اسد برنامه میریخت و احمد العوده تحت حمایت امارات و محمد دحلان اولین کسی بود که دمشق را فتح کرد.
ایران تا زمانی که نگاه «نظممحور» به معادلات پیرامونی خود نداشته باشد و «بازی بزرگ» ابرقدرتها را درک نکند، بهرغم داشتن ظرفیتها و دستاوردهای مهم در حوزه سیاسی و نظامی، در نقد کردن دستاورد جنگها و جنگ بلندمدت نظم منطقهای بازنده خواهد بود.




به نظر من حق تک تک مردم است که در جریان حق و حقوقشان از طریق اندیشکده ها و به زبانی ساده تر قرار گیرند تا به مطالبه گری آگاهانه و حقوقی وسعت دهند شاید در اینصورت تصمیم گیران با قطعیت بیشتری با نظریه نخبگان و اندیشمندان تعامل نمایند