خارک و مصونیت مطلق تاسیسات نفتی ایران
یادداشت امیرحسین پاکدست، پژوهشگر گروه تحلیلی پتروپال
امیرحسین پاکدست، پژوهشگر گروه تحلیلی پتروپال
خارک جزیرهای واقع در خلیج فارس، استان بوشهر، یکی از مهمترین جزایر ایران در خلیج فارس و مبدا صادرات بخش مهمی از صادرات نفت ایران است. علیرغم آنکه در مقام نظر هدف قراردادن تاسیسات انرژی موجود در این جزیره برای ناوگان هوایی دشمن غیرممکن نیست، اما هرگونه اقدام علیه تاسیسات مذکور قمار بزرگی است که جهان را به بحرانی تاریک و عمیق میکشاند. زیرا هرگونه آسیب به تاسیسات نفتی ایران بهمعنای پایان اقتصاد نفتی دولتهای خلیجفارس و نابودی سهم ۲۰ درصدی تامین نفت و گاز دنیا که از این منطقه تامین میشود. اگر آسیب به تاسیسات نفتی خارک برای ناوگان هوایی دشمن ممکن باشد، مبادی صادرات نفت کشورهای خلیج فارس برای ایران از هر هدفی بیدفاعتر و سهلتر است. مبادی نفتی که آسیب به یکی از آنها در ایجاد اختلالی جبرانناشدنی در تامین جهانی انرژی کافی است، در عربستان سعودی راس تنوره بزرگترین مرکز بارگیری دریایی نفت جهان است، مرکزی که تا 6 میلیون بشکه در روز بارگیری دارد. در همین کشور راس جعفیه دومین پایانه مهم با ظرفیت ۳ تا ۳.۶ میلیون بشکه در روز، قرار دارد.
واضح است که هرگونه اختلال در این دو مرکز صادرات انرژی خلیج فارس را با بحران مواجه میکند. علاوه بر این دو که شاید بتوان شاهرگ انرژی خلیج نامید، بندر فجیره در امارات که در خارج از تنگه نیز قرار دارد و بزرگترین مرکز سوخترسانی منطقه با اسکلههای متعدد است و همچنین بندر جبلعلی دو هدف سهلالوصول و مهم برای ایران خواهد بود. در کویت مینا الاحمدی قرار دارد که پایانه مرکزی صادرات نفت خام با اسکلههای عمیق و بالا است، و بحرین نیز که پیشیبان لجستیکی ارتش ایالاتمتحده است، با پایانه ستره در دسترس است. در قطر بزرگترین تاسیسات صادرات LNG جهان در راس لفان قرار دارد که اختلال در آن، جهان را با بحران روبهرو خواهد کرد.
همانطور که روشن است در تمام کشورهای خلیج که محل استقرار و پشتیبانی عملیات نیروهای نظامی دشمن هستند مبادی مهم و بهشدت آسیبپذیری وجود دارد، که در پاسخ به هرگونه تعرض به تاسیسات نفتی ایران کاملا در دسترس هستند. درصورتیکه ایران ناگریز به جنگ در این سطح شود و پایانههای انرژی جهان دچار آسیب و اختلال شوند، این آسیب و اختلال برای کشورهای عربی خلیجفارس واقعهای جبرانناشدنی است که اقتصاد نفتی ایشان را با فروپاشی جزئی و کلی مواجه میکند. و چه بسا برای ایشان پایانی بر توسعه ظاهری مبتنیبر ارز نفتی خواهد بود. این واقعه برای ایالات متحده واقعهای جبرانناپذیر تلقی خواهد شد. چراکه یکی از بازوهای مهم هژمونی امریکاییها یعنی کشورهای عربی و سرمایهگذاریها و پترودلار آن با تهدیدی وجود روبهرو خواهد شد.
برای سایر کشورهای واردکننده نفت خلیجفارس و بهصورت کلی برای اقتصاد جهانی بحرانی پدید خواهد آمد که در تاریخ پسا جنگ جهانی دوم و حتی پیش از آن نظیر ندارد. بنابراین به هیچ صورت ایالات متحده بر سر تاسیسات نفتی ایران قمار نخواهد کرد، قماری که همه اطراف آن بازنده خواهند بود. مضاف بر این مطلب ازبینرفتن تاسیسات نفتی ایران امری نیست که مطلوب امریکاییها یعنی کسانی باشد که تسلطبر منابع نفتی ایران از اهداف مهم ایشان در این جنگ است.
بنابراین میتوان گفت تاسیسات نفتی ایران تا زمانیکه قدرت آفندی ایران نسبت به مراکز مذکور وجود دارد از مصونیت مطلق برخوردار است و اقداماتی که بعضا بهصورت محدود صورت میگیرد بیشتر جنبه تهدید و وجه نمادین دارد که البته در همان سطح و برای القای این پیام به دشمن که اراده انهدام تاسیسات و پایانههای مذکور در ایران وجود دارد، پاسخ داده میشود.



