میثاقِ بیداری؛ از سوگِ مومنانه تا حماسه وحدتِ ملی حول دفاع از ایران
منشور پیشنهاد تحول در تجمعات شبانه مردمی
مصطفی زمانیان
عزاداری در مکتب شیعه، نه پاسداشت یک میراث در گذشته و نه تمنّای بازگشتِ آنچه ازدسترفته است، بلکه نوعی پاکسازی درونی مستمر برای دیدن افقهای روشنتر و نوعی مکانیزم ماموریتیابی در قبال آینده است. تجمعات شبانه این شبها، در شرایط حساس جنگی، نباید تنها بازنماییِ فراق یک رهبر باشد؛ بلکه باید بهمثابه فرصتی برای رهایی آگاهانه از ناکاملیهای گذشته عمل کند که در آن تمام ایرانیان -فراتر از سلایق سیاسی و پیوندهای اعتقادی- حولِ محورِ خللناپذیرِ «دفاع از ایران» گرد هم آیند. تمایز بنیادین عزاداری ما در این است که از دلِ اشک، وضوح و از دلِ فقدان، قدرت استخراج میکند؛ اشکی که چشمها را به روی ضرورتهای وحدت ملی میگشاید.
حقیقت آن است که گسستهای اجتماعی، بزرگترین تهدید برای امنیت ملی در شرایط جنگی هستند. امروز، خیابانهای ما باید از بسترِ «عزاداریِ قشری به بستری برای «حکمرانی مبتنی بر وحدت قلوب» تبدیل کند. ما در آستانهی یک دوره جدید از رهبری هستیم و این تجمعات، اولین اعلان ما به جهان و به خودمان درباره هویتِ نوینِ ایرانِ آینده است. بر این اساس، پیشنهادهای زیر تلاشی است برای تبدیلِ تهدیدِ فقدان به فرصتی جهتِ بازسازیِ پیوندهای اجتماعی و تاسیس آیندهای که در آن، هر ایرانی، خود را بخشی از پیکره واحدِ دفاع از میهن میبیند. لذا پیشنهاد میشود:
تجمعات شبانه به «سنگرِ انسجام ملی» و «کانونِ اقتدارِ تمدنی» تبدیل شود؛ جایی که سوگِ شخصی به تعهدِ ملی برای صیانت از ایران تبدیل شده و با حذفِ زبانِ طرد، بستری برای عاملیتِ تمامیِ ایرانیان (حتی منتقدان) حولِ مفهومِ امنیت و شکوهِ میهن فراهم میآید.
برایناساس ملاحظات و اقدامات زیر برای مسئولین و برگزارکنندگان تجمعات شبانه پیشنهاد میشود:
۱) تغییر بستر از «تجمعِ پیروان» به «پناهگاهِ ملی»
طراحی و زبانِ حاکم بر تجمعات باید بهگونهای باشد که یک منتقد یا فردِ غیرمذهبی احساس نکند «غریبه» است. پرچم ایران باید بر هر نمادِ دیگری غلبه داشته باشد؛
۲) تاسیس «تریبونِ همدلی» بهجای «تکگوییِ مداح و سخنران مذهبی»
بخشی از زمان تجمع را به سخنانِ کوتاهِ نخبگان یا حتی چهرههای مورد احترامِ طبقه متوسط اختصاص دهید که بر مفهوم «ایران برای همه» و ضرورتِ امنیت در شرایط جنگی تاکید میکنند؛
۳) حذفِ زبانِ طرد و دوقطبیساز
اکیدا از شعارها یا سخنانی که منتقدان را «دشمن» یا «بیبصیرت» مینامد پرهیز شود. بسترِ فعلی، بسترِ «جذبِ حداکثری برای دفاع از مرز» است؛
۴) تولیدِ «معنایِ امنیتبخش» از سوگ
ضروری است که سخنرانان بهگونهای تبیین کنند که برای همه شرکتکنندگان مشخص شود که چطور عزاداریِ مقتدرانه، پیامِ «امنیت» را به جامعه و «اقتدار» را به دشمنان مخابره میکند؛
۵) خدمات اجتماعی در حاشیه تجمع
ایستگاههای صلواتی در حاشیه میدان و مسیرهای تجمع باید به «ظرفیت گرهگشایی» برای مردم و خصوصا خانوادههای آسیبدیدههای محله تبدیل شود؛
۶) بازتعریفِ سوگ به مثابه «بیداری»
استفاده از نمادها و المانهای بصری و شعارهایی که نشان دهد این عزاداری، ما را «هوشیارتر» کرده است. (مانند شعار: ما را بکشید، بیدارتر میشویم)؛
۷) مدیریتِ هوشمندِ خشم
در شرایط جنگی پیش رو، خشمِ ناشی از شهادت رهبری باید به سمت ارادهی ملی برای تولید و مقاومت هدایت شود، بیم آن میرود که این تجمعات و شیوه حضور و بروز جریان انقلابی بهسمتِ تصفیهحسابهای داخلی با منتقدان پیش برود. پرهیز از مخاطب قراردادن کسانی که در خانهها و یا مغازههای اطراف مسیر، راهپیماییکنندگان را نظاره میکنند حائز اهمیت است. شعارها باید ناظر بر دعوت باشد نه تخاطب؛
۸) دعوتِ نمادین از طیفهای مختلف
مسئولین تجمعات باید بهطور رسمی از شخصیتهای منتقد اما ملیگرا و البته وفادار به نظام و ایران دعوت کنند تا در صفوف اول حضور یابند و تصویرِ «وحدت در عین کثرت» را مخابره کنند:؛
۹) استفاده از هنرِ وحدتآفرین
بهجای نوحههای صرفا مذهبی، از سرودهای ملی-حماسی که ریشه در تاریخِ قهرمانی ایران دارد استفاده کنند تا «اشتراکِ عاطفی» میان همه اقشار ایجاد شود. اشعاری همچون «ای ایران» نهصرفا در قالب نوحه بلکه بهعنوان یک سرود ملی توصیه میشود؛
۱۰) اعلامِ عهدنامه دوره جدید
در پایان هر شب، یک بند از «میثاقنامه آینده» ناظر بر عهد با سربلندی ایران آینده قرائت شود که بر اصلاحِ گسستها، رفعِ تبعیضها و ایستادگیِ همگانی دربرابر تهدیدِ خارجی تاکید دارد.



