تاثیر جنگ ایران و اسرائیل بر جامعه مهاجران افغانستانی در ایران
گفتگوی خانه اندیشهورزان با محسن جعفری معاون اندیشکده پایا پیرامون بررسی تاثیر جنگ ایران و اسرائیل بر جامعه مهاجران افغانستانی در ایران

به گزارش گروه خبر جامعه اندیشکده ها، در گفتگوی خانه اندیشهورزان با محسن جعفری، اندیشهورز و معاون اندیشکده پایا در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۰۲ پیرامون بررسی تاثیر جنگ ایران و اسرائیل بر جامعه مهاجران افغانستانی در ایران، موارد زیر مطرح شد:
طرح مسئله
این جنگ که بین ایران و اسرائیل شکل گرفته یک موضوع اجتماعی، اقتصادی و سیاسی پیچیده است. تبعات آن میتواند بسیار گسترده باشد و در چنین شرایطی، سیاستگذاران و نهادهای امنیتی باید همه ابعاد را همزمان ببینند. سیاستها و تصمیماتی که قبل از جنگ تدوین شده باید متناسب با شرایط فعلی بازنگری شوند و از آنها برای پیشبرد بهتر اوضاع بهرهبرداری کنند.
یکی از چالشهای مهم ما در این جنگ، حضور حدود شش میلیون تبعه افغانستانی در ایران است. بسیاری از این افراد سالهاست در ایران زندگی میکنند، با جامعه ایران ارتباط دارند و مراودات کمی با افغانستان دارند، خصوصاً بعد از استقرار طالبان. اما در عمل شاهد این هستیم که نیروی انتظامی تفاوتی بین کسی که سالها در ایران بوده با کسی که تازه وارد شده، قائل نمیشود. حتی افرادی که با ایرانیان ازدواج کردهاند یا خانواده شهدا هستند، با رفتارهای سختگیرانه مواجهاند.
دیروز شاهد دستگیری تعدادی از مهاجران بودیم که به عنوان جاسوس معرفی شدند. این نوع برخوردها پیام خطرناکی به جامعه منتقل میکند که همه مهاجران خطرناک هستند، در حالی که این مسئله اصلاً درست نیست.
در دوران دفاع مقدس و حتی در سوریه، مهاجران افغان نقش ایفا کردند. اما الان شاهدیم به خاطر رفتارهای نسنجیده، حتی نسبت به مهاجران متمایل به ایران، برخوردهای ناجوانمردانهای صورت میگیرد.
یک نمونه عینی؛ برادر یکی از شهدای مدافع حرم چند روز پیش در متروی تهران توسط یک سرهنگ پلیس به شدت مورد توهین و تهدید قرار گرفت. وقتی دوستان برای پیگیری مراجعه کردند، آن سرهنگ تهدید کرد که حتی اگر این فرد ایرانی باشد، او را بازداشت خواهد کرد. چنین برخوردهایی درست مانند برخوردهای سختگیرانه گشت ارشاد است که موجب نفرت عمومی میشود.
قبلاً برخوردها دوگانه بود؛ گاهی در را باز میگذاشتند و گاهی ناگهان سختگیری میکردند و مهاجران را جمع میکردند. این سیاستهای ناپایدار شرایط را برای مهاجران بسیار دشوار کرده است.
همچنین در شرایط فعلی که جامعه ایرانی نیز به رغم گرایشات سیاسی مختلف، با ملاطفت بیشتری برخورد میشود، انتظار میرود همین رویکرد نسبت به مهاجران نیز اتخاذ شود. آنها انسان هستند، دارای غرور و هویت ملی، و بسیاری از جوانانشان به ایران علاقهمندند. برخوردهای ناعادلانه میتواند این رابطه را تخریب کند.
نقش رسانه
رسانهها، به ویژه صدا و سیما، به دلیل وابستگی سازمانی به سیاستهای کلان، نمیتوانند آزادانه عمل کنند. اما رسانههای مردمی و شبکههای اجتماعی ظرفیت بسیار خوبی برای نشان دادن واقعیتهای جامعه مهاجران و تفاوتهای آنها دارند. باید پیام روشن شود که نه همه مهاجران مشکل دارند و نه برخوردهای منفی نمایانگر کل جامعه مهاجر است.
بسیاری از آنها به دلیل ترس از دستگیری و محدودیتهای پلیسی، حتی جرات ابراز همبستگی با ایران در فضای عمومی را ندارند. هیچ کنشگری، خبرنگار یا فعال اجتماعی شناخته شده از میان آنها وجود ندارد که بتواند صدای آنها را منتقل کند.
این انزوا و ترس که ناشی از برخوردهای امنیتی است، باعث میشود این جمعیت از جریان اصلی جامعه جدا شود و این امر به نفع هیچ کس نیست.
راهکارها
در درجه اول لازم است دستگاههای حکومتی سیاستهای خود را شفاف و انسانی کنند. برخوردهای خشونتآمیز باید به شدت کنترل و اصلاح شود. استفاده از چهرههای شناخته شده مهاجران مانند خانواده شهدای مدافع حرم برای ایجاد پلهای ارتباطی و اعتمادسازی بسیار مؤثر است.
رسانهها باید پیامهای متعادل و واقعی منتشر کنند و نشان دهند که مهاجران نه تهدید بلکه سرمایههای اجتماعی کشورند. علاوه بر این، ایجاد بسترهایی برای کنشگری اجتماعی مهاجران در قالب قانونی میتواند مشارکت فعال آنها را در جامعه تضمین کند.
متأسفانه ترس و ناامنی به حدی است که بسیاری حتی چهرهشان را پنهان میکنند. چهرههای شاخص مانند خانواده شهدای افغان اگر وارد میدان شوند، میتوانند تأثیرگذار باشند.
مهاجران نیاز به حمایت دارند تا احساس کنند صدایشان شنیده میشود و امنیت دارند. در غیر این صورت، از صحنه اجتماعی حذف خواهند شد و این موضوع برای کل جامعه خطرناک است.



