قطعنامه ۲۸۱۷ علیه ایران؛ یک بیانیه سیاسی یا آغاز فشارهای بیشتر؟
نکات مهم و قابل توجه قطعنامه 2817
مسعود براتی
روز گذشته قطعنامه پیشنهادی بحرین، بهنمایندگی از کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و کویت، در شورای امنیت سازمان ملل تصویب شد. این قطعنامه غیرالزامآور، بدون اشاره به ریشه ناامنی در منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز -یعنی حمله امریکا و رژیم صهیونیستی به ایران- حملات ایران به پایگاههای امریکا در این کشورها را محکوم میکند و از ایران میخواهد ضمن احترام به تمامیت ارضی این کشورها، این حملات را سریعا متوقف کند.
همچنین در این قطعنامه بر حق این کشورها برای دفاع از خود طبق ماده ۵۱ منشور سازمان ملل تاکید شده است. موضوع تردد در تنگه هرمز نیز مورد اشاره قرار گرفته و اقدام ایران در بستن تنگه هرمز محکوم شده است.
نکات قابل توجه درباره این قطعنامه
- قطعنامه ۲۸۱۷ نشان میدهد کشورهای عرب منطقه خلیج فارس همچنان بر این معادله رفتار میکنند که امنیت پایگاههای امریکا در خاک خود را معادل امنیت خود میدانند؛ بههمیندلیل نسبت به حملات ایران به این پایگاهها اعتراض دارند. برای شکلگیری نظم جدید در منطقه، باید این معادله در ذهن حکام عرب تغییر کند و آنها متوجه شوند که حضور امریکا عامل ناامن است و ایران با خود آنها براساس حسن همجواری رفتار میکند؛
- در سالهای اخیر، بهویژه پس از حمله روسیه به اوکراین، در محافل بینالمللی از پایان «نظم مبتنیبر قانون» سخن گفته میشود. یکی از نشانههای این وضعیت، بیخاصیتشدن نهادهای بینالمللی ازجمله شورای امنیت سازمان ملل است. بنابراین صدور یک قطعنامه غیرالزامآور را نمیتوان اقدامی موثر و جدی دانست؛ هرچند برخی آن را نشانههایی از شکلگیری نوعی همگرایی در فضای بینالملل تلقی میکنند؛
- عدم طرح این قطعنامه ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل نکته قابل توجهی است. با آنکه ماهیت این موضوع مستقیما به «صلح و امنیت بینالملل» مربوط میشود، اما قطعنامه ذیل فصل هفتم مطرح نشده است. این موضوع نشان میدهد امریکا و متحدانش امید چندانی به موفقیت در این مسیر نداشته و نگران مخالفت بازیگران موثری مانند چین و روسیه بودهاند؛ بنابراین قطعنامه را بهصورت عادی مطرح و دنبال کردهاند. البته بعید نیست در آینده تلاش شود قطعنامههای بعدی ذیل فصل هفتم مطرح شوند؛ ازاینرو دستگاه دیپلماسی باید فعالیت خود را افزایش دهد. هرچند حتی قطعنامه فصل هفتمی نیز برای کشوری مانند ایران که تحت تحریم شدید و در حال تقابل با امریکا و متحدانش است، عملا چیز بیشتری به همراه نخواهد داشت؛
- رای ممتنع چین و روسیه را میتوان براساس منافع مشترک این دو کشور با کشورهای عرب منطقه خلیج فارس تحلیل کرد. چین سرمایهگذاریهای قابلتوجهی در این کشورها دارد و اختلال در تنگه هرمز برای آن نامطلوب است؛ هرچند در سطح راهبردی و ژئوپلتیک، چین با تضعیف حضور و نفوذ امریکا در منطقه همراه است. ازاینرو رای ممتنع را میتوان رفتاری میانه از سوی چین دانست که با توجه به ماهیت غیرالزامآور قطعنامه قابل فهم است.
روسیه نیز منافع مشترکی با کشورهای عرب دارد. بهویژه پس از مواجهه با تحریمهای غرب، از فضای امارات برای دورزدن تحریمها استفاده کرده و سرمایهگذاریهای قابلتوجهی در این کشور انجام داده است. مقامات روس از ابتدای جنگ نیز اشاره کردهاند که حملات ایران متوجه پایگاههای امریکایی بوده و اگر این پایگاهها در کشورهای منطقه وجود نداشتند، هدف حمله قرار نمیگرفتند.
به نظر میرسد چین و روسیه با توجه به ماهیت غیرالزامآور قطعنامه -که آن را بیشتر به یک بیانیه سیاسی تبدیل میکند- ترجیح دادهاند موضعی میانه اتخاذ کنند و از حق وتوی خود برای مقابله با آن استفاده نکنند. این رفتار سیاسی در چارچوب مواضعی است که پیشتر نیز در بیانیههای مشترک آنها با شورای همکاری خلیج فارس دیده شده است. بااینحال، این رفتارها در حافظه ما باقی خواهد ماند و در تنظیم مناسبات آینده حتما تاثیرگذار خواهد بود؛ نه باید آن را بزرگنمایی کرد و نه کوچک شمرد.



