محمد امینی رعایا، مدیر اندیشکده اقتصاد مقاومتی
امریکا دنبال تسلط بیچونوچرا بر منطقه است. اینجا ایران مانع است و باید از میان برداشته شود. با تحریم و جنگ ۱۲ روزه و شهادت رهبر انقلاب هم در پی این بوده که ایران را بهعنوان بزرگترین و قویترین مانع از بین ببرد و رژیم صهیونیستی را بهعنوان نماینده خود، به آقای منطقه تبدیل کند؛ اما تاکنون موفق نشده است.
او برای رسیدن به این هدف حاضر است دست به هر جنایتی بزند. مردم ایران هم هیچ اهمیتی برایش ندارد و آنچه خطاب به مردم میگوید صرفا برای ظاهرسازی و موجهسازی جنایاتش است. واقعیت این است که بمبی که او به شهرهای ایران میفرستد، بین ایرانیان تفکیک قائل نمیشود!
اما تجربیات حضور امریکا در کشورهای مختلف نشان میدهد آنچه این کشور بهدنبال آن است، هیچگاه باعث سعادت مردم نمیشود و این ربطی به نظام حاکم ندارد. نهتنها برای ایران، که حضور امریکا در منطقه توفیقی برای دیگر کشورها نیز ندارد. ایران حامی ثبات منطقه بوده و سالها این را اثبات کرده است. این حضور امریکاست که منطقه را ناامن میکند و به آتش میکشد و این هم اثبات شده است.
تعارض امریکا با نظام جمهوری اسلامی بهخاطر آن است که این نظام توانسته یکپارچگی ایران را حفظ کند و درعینحال، حرکت روبهجلو داشته باشد. حرکتی که نشانه آن همین قدرتی است که سالهاست نگذاشته امریکا و رژیم صهیونیستی، به اهداف خود در منطقه برسند. هرچند آنها همه تلاش خود را کردند تا با تحریم و فشار حداکثری، شیرینی این حرکت به مذاق مردم خوش نیاید و تلاقی این فشارها با برخی ناکارآمدی های داخلی، آنها را تا حدی به اهداف خود رسانده است.
اکنون در نقطهای حیاتی هستیم؛ دشمن تصور میکرد با شهادت رهبری، ضربه اساسی را خواهد زد و کار را تمام خواهد کرد. اما باز اشتباه محاسبه کرد و ایران یک هفته بدون رهبر، بدون فرمانده سپاه و بدون رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، در یکی از سنگین ترین نبردهای تاریخ، متوقف نشد و با توان دوچندان، ضربات سنگینی به دشمن وارد کرد. روندی که با آغاز به کار رهبری جدید، قدرت بیشتری خواهد گرفت.
حمله حداکثری ایران به پایگاههای امریکا در منطقه، تاکنون بسیار کارآ بوده و ادامه آن، حتی شکل اقتصاد منطقه را نیز تغییر خواهد داد؛ بهعنوانمثال این حملات میتواند برای همیشه، امارات را از مرکزیت تجاری منطقه خارج کند. بستن تنگه هرمز نیز تحولات اقتصاد جهانی را به نفع ایران متمایل میکند و نشان میدهد ابرقدرت منطقه، کماکان ایران است. حضور حداکثری مردم و تبدیل غم بزرگ فقدان رهبر شجاع خود به حماسه بینظیر حراست از کشور نیز، به یک جبهه موثر و غیرقابلنفوذ تبدیل شده است.
طبیعتا جنگ زد و خورد دارد، اما ما در این جنگ تحمیلی در حال دفاع هستیم و باید غرامت آنچه بر ما وارد شده را پس بگیریم. در چنین صحنهای، دیگر آتشبس معنا ندارد و کوتاهآمدن بهمعنای گستاخی بیشتر دشمن و فشار مضاعف بر مردم ایران است. این جنگ تحمیلی، باید تا جایی ادامه پیدا کند که اولا «دشمن دیگر زبانش برای مطالبه حقوق ملت ایران دراز نشود» و ثانیا «دیگر فکر تجاوز و جنگ مجدد به سرش نزند». اینجا ابتکار عمل دست ایران است و نقطه پایان را باید ما تعیین کنیم.
همه باید در این جنگ مرگ و زندگی با تمام توان و ظرفیت خود مشارکت کنیم و برای ایران، در میدان بمانیم. همان کاری که رهبر عزیز و شهیدمان، به اتفاق خانواده خود انجام داد. انشاالله خداوند هم گشایش را حاصل خواهد کرد و بیشک طعم شیرین پیروزی را به برکت خونهایی که در این راه عطا شده، خواهیم چشید.



