
به گزارش گروه خبر جامعه اندیشکده ها؛ هشتمین نشست از سلسله نشست های راهنشان با موضوع «سیاستهای امنیت غذایی و تغذیه در دولت چهاردهم»، به همت خانه اندیشهورزان برگزار شد. این جلسه با حضور عیسی کلانتری، دکتر مهدی فصیحی هرندی، دکتر زهرا عبداللهی و دکتر محمد امامی، شنبه 2 تیر ۱۴۰۳ در خانه اندیشهورزان برگزار شد.
امنیت غذایی و دولت چهاردهم؛ اتکا به تولید داخلی خسارت است!
هشتمین نشست از سلسله نشستهای راه نشان با موضوع «سیاستهای امنیت غذایی و تغذیه در دولت چهاردهم»، در تاریخ دوم تیرماه 1403 با حضور دکتر عیسی کلانتری، دکتر مهدی فصیحی هرندی و دکتر زهرا عبداللهی برگزار شد.
اتکا به تولید داخلی برای تامین امنیت غذایی یعنی فقر مطلق
دکتر کلانتری با ذکر اینکه امنیت غذایی بیش از هرچیز با اقتصاد کشور درگیر است، بیان داشت: «مسئله امنیت غذایی بیش از آنکه حتی با کشاورزی درگیر باشد، با اقتصاد کشورها ارتباط دارد. مسئله امنیت غذایی وقتی با کشاورزی داخلی و استقلال ما پیوند خورد، باعث شد ما منابع تجدیدپذیر خود را نیز به منابع تجدید ناپذیر تبدیل کنیم. با توجه به جایگاه جغرافیایی ایران، میتوان گفت این کشور هیچ وقت پتانسیل کشاورزی بالایی را نخواهد داشت. کل ارزش کشاورزی ما، متشکل از باغداری، زراعت، شیلات و … به 40میلیارد دلار نمیرسد. در ازای این میزان ارزش، ما بالای 83 میلیارد دلار برای کشاورزی خود هزینه میکنیم. ما در ازای از بین بردن حقوق نسلهای بعد، داریم کشاورزی میکنیم. زمانی در کشور ما توسعه پایدار مطرح شد، اما «پایدار» را از آن حذف کردند و تنها به صرف مفهوم توسعه پرداختند.
آب تجدید پذیر ما کم شده. آب تجدیدپذیر یعنی فرایند بارش و تبخیر. ما در کشور 73 درصد آب تجدیدپذیر داریم. اما در حال حاضر تنها 27 الی 28 درصد آبهای باران ما تجدید پذیر است. این مسئله با افزایش درجه حرارت و جمعیت همراه بوده است. در حال حاضر توازن درستی در تقسیم آبهای تجدیدپذیر نیز وجود ندارد. ملت ایران با سرانه زیر 1000 متر مکعب آب زندگی میکنند و در بسیاری از استانها به زیر 700 متر مکعب نیز رسیده است.
نمیتوان امنیت غذایی کشور را به تولید داخل منحصر کرد و همراه با آن توقع توسعه پایدار را نیز داشت. اگر میخواهیم امنیت غذایی را با تولید داخل فراهم کنیم، باید بپذیریم که دچار فقر غذایی خواهیم شد. اکثر کشورهایی که امنیت غذایی بالایی دارند، به جز آمریکا و کانادا و استرالیا، کشورهای ثرومندی هستند. وضعیت آبی کشورما، مناسب کشاورزی نیست.
ما باید بر اساس سیاست توسعه پایدار از منابع آبی و خاکی خود استفاده کنیم. ما نباید بیش از 40 میلیارد متر مکعب آب استفاده کنیم اما در حال حاضر این میزان مصرف ما، بالای 90 میلیارد متر مکعب است. محیط زیست ما از بین رفته، رودخانهها خشک شدند، تالاب ها و دریاچهها نیز همینطور. وضعیت خاک هم به همین علت بدتر شده و شاهد وضعیت گرد و غبار هستیم.
باید از محیط زیست و منابع کشور صیانت شود
کلانتری در ادامه با اشاره به محدودیت منابع تولیدی کشاورزی در کشور گفت: «ما به خاطر سیاستهای غلط خود، همه چیز را قربانی اتکا به تولید داخلی کردهایم. ما باید از سرمایه و فرصتهای جهانی در این مسئله استفاده میکردیم. در برنامه هفتم بیان شده که 90 درصد محصولات غذایی استراتژیک باید در داخل ایران تولید شود. خب منبع آب این میزان از تولید باید از کجا فراهم شود؟! سالیانه در کشور حدود 18 سانت فرونشست زمین وجود دارد. علت فرونشست زمین خالی شدن سفرههای آبی زیرزمینی است.
از نظر علمی اصلا منطقی نیست که ما برای امنیت غذایی به داخل کشور متکی باشیم. ما باید کشور را ثروتمند کنیم نه اینکه فقر را آنهم به شکل نابرابر توزیع کنیم. اگر امنیت غذایی را به بخش کشاورزی واگذار کنیم، صورت مسئله مشکل را پاک کردهایم.
وقتی تولید ناخالص داخلی افزایش نمییابد و درآمد سرانه افزایش پیدا نمیکند و کشور ثروتمند نمیشود، مردم توانایی فراهم کردن امنیت غذایی خود را نخواهند داشت.
در استان فارس زمانی 2 میلیون تن تولید گندم داشتیم و چهل متر چاه میکندیم، حالا 400 هزار تن تولید گندم داریم وو 300 متر چاه میکنیم. با ادامه دادن چنین وضعیتی، نه تنها ایران را آباد تحویل نخواهیم داد، بلکه مخروبه به نسل آینده تحویل خواهیم داد. ما باید از ظرفیت سرمایهگذاری در کشور خود استفاده کنیم. باید از سرمایهگذاران سرگردان در جهان در کشور خود استفاده کنیم تا بتوانیم تولید ناخالص و درآمد کشور خود را افزایش دهیم. ما نمیخواهیم ذلت بپذیریم یا به کسی ذلت بدهیم، اما باید با دنیا تعامل کنیم، نمیشود که با دنیا دشمنی کرد.
کشور ما ظرفیت تامین امنیت غذایی برای 90 میلیون شهروند را ندارد و نخواهد داشت. بسیاری از کشورهایی که مشکل امنیت غذایی ندارند، کشاورزی هم ندارند و بسیاری از کشورهایی که مشکل امنیت غذایی دارند، به کشاورزی خود اهمیت زیادی دادهاند. باید برای تامین امنیت غذایی در کشور به تولید ثروت پرداخت. باید از منابع جهانی برای توسعه اقتصادی و افزایش ثروت کشور استفاده کرد و سرمایهها را جذب ایران کرد».
باید ناترازی مصرف انرژی در حوزه کشاورزی اصلاح شود
دکتر مهدی فصیح هرندی با اشاره به مسئله انرژی و منابع بیان داشت: «مسئله آب و غذا و انرژی با یکدیگر ارتباط دارند. ما از نظر ذخایر گاز دوم هستیم و در تولید هم سوم هستیم. تامین امنیت غذایی به مسئله انرژی وابستگی زیادی دارد. و در بحث تامین گاز با ناترازی انرژی مواجهیم. در مورد آب هم وضعیت به نحوی پیش خواهد رفت که دیگر مردم کشور ما به سمت آب میروند، نه اینکه آب به خانههای مردم برود. مسئله گاز در بحث بالا کشیدن آب از سفرههای زیر زمینی اهمیت بسیاری دارد. تا سال 1420 اگر به همین منوال در حوزه کشاورزی گاز مصرف شود، ده درصد ناترازی گاز مربوط به کشاورزی خواهد بود».
رکن مهم امنیت غذایی، سبد غذایی سالم است
دکتر زهرا عبداللهی، ابتدا با اشاره به بحث انرژی و اسراف در آن، به ارکان اصلی امنیت غذایی پرداخت و بیان داشت: «در بحث انرژی، نگاهی وجود دارد و آن این است که چون مجانی است یا هزینهی بسیار کمی دارد، پس تا حدی که میشود مصرف کنیم. این نگاه منجر به اسراف شده است و وضعیتی که امروز به آن دچار شدهایم، چه در آب چه در گاز و حتی برق، ناشی از همین نگاه است.
یکی از ارکان اصلی تامین امنیت غذایی، به تولید بازمیگردد. حتی اگر منابع و ظرفیت کافی برای تولید و تامین غذا را داشته باشیم، ارکان دیگری هم وجود دارد که در امنیت غذایی موثر است. یکی بحث دسترسی اقتصادیست و دیگری دسترسی فیزیکی. در حال حاضر در استانهای محروم و روستاهای آنها، دسترسی فیزیکی و اقتصادی فراهم نشده است. روستاهایی که با پدیده خشکسالی مواجه هستند، امکان کاشت سبزی ندارند و از دسترسی فیزیکی به آن محروماند. همچنین باید به سلامت غذا و سبد تغذیه توجه شود تا انسان سالم برای توسعه کشور داشته باشیم.
یک بحث دیگر فرهنگ و سواد تغذیه است. ممکن است باری دسترسی فیزیکی و توانایی اقتصادی باشد، اما از سبد غذایی سالم در خانوارها خبری نیست. باید برای تامین امنیت غذایی به همه این ارکان نگاه کرد.
ما با انواع مختلفی از سوتغذیه در جهان مواجه بودهایم که در کشور ما نیز دیده میشود. یکی مسئله سوءتغذیه کودکان است. سوءتغذیه ناشی از فقر غذایی که به کمبود پروتئین و انرژی خودش را نشان میدهد و منجر به لاغری، کوتاه قدی و… کودکان زیر 5 سال میشود و این مسئله یکی از شاخصهای امنیت غذایی در جهان شمرده میشود. از سال 96 تا سال 1400، میزان سوءتغذیه 3 الی 4 برابر در استانهای ناامن غذایی بیشتر شده بود. دیگر مسئله کمبود ریز مغذیها مثل آهن، ب12، ویتامین آ و… است. کمبود این ریز مغذیها در کشورهایی که کمبود پروتئین حیوانی دارند، بیشتر است. دسترسی مردم به این ریز مغذیها به علت افزایش قیمتشان کم شده است. وقتی مردم نتوانند با این چیزها شکم خود را پر کنند، به موارد دیگری نظیر چیزهای نشاستهدار مثل نان، ماکارونی، سیب زمینی و… رو میآورند. در چنین شرایطی سوءتغذیه کودکان پیش میآید و هم مشکل فراهم شدن ریز مغذیهایی مثل آهن و کلسیم و ویتامین آ و ب 2.
ما در کشور مشکل تامین کلسیم و آهن مردم را داریم و گفته میشود که 50 درصد مردم، به اندازه صد در صد نیاز خود کلسیم مصرف نمیکنند».
عدم وجود سبد تغذیه سالم شیوع بیماریهای غیرواگیر را شدت میدهد
عبداللهی در ادامه افزود: «در بحث بیماریهای غیر واگیر مثل دیابت، سرطانها، بیماریهای قلبی و عروقی و تنفسی، مسئله تغذیه به شدت موثر است. در حال حاضر در کشور 84 درصد دلیل مرگ میر همین بیماری هاست. ناامنی غذایی در شیوع این بیماریها تاثیر زیادی دارد. در حال حاضر بر طبق اطلاعات سال 98، ما 8 استان ناامن غذایی داریم و احتمالا در صورت پایش جدید، تعداد این استانها افزایش نیز یافته است. درجه ناامنی غذایی در ایران بین 40 تا 60 درصد ذکر میشود.
در حال حاضر به طور متوسط، 50 درصد هزینه خانوار، صرف تغذیه میشود. برای حل این مسئله، همیشه با مسئله یارانه مواجه بودیم، اما این یارانهها هیچ وقت هدفمند نبوده است. یارانه بجای آنکه در راستای تامین برای مثال مواد پروتئینی باشد، در راستای تامین شکر و قند بوده است.
زمانی برای تامین امنیت غذایی خانوارها، دولت به مردم کپن گوشت و مرغ و… میداد. کپن بعدا به یارانه نقدی تبدیل شد اما وضعیت تامین غذایی نه تنها بهتر نشد، که حتی بدتر هم شد. چرا که لزوما سرپرست خانوار یارانه نقدی را صرف تهیه سبد غذای امن نمیکرد. پس یارانه نقدی به عنوان ابزاری برای بالا بردن امنیت غذایی، مناسب نیست.
نمیشود به بهانه توسعه بلند مدت، از وضعیت فعلی چشم پوشید، باید در شرایط حاضر نیز برای تامین امنیت غذایی مردم تلاش کرد. باید کشاورزی را با امنیت غذایی مردم هماهنگ کرد. بنا به گزارشهای وزارت بهداشت، سموم باقی مانده روی سبزیهای مصرفی مردم، چهل و یک درصد بیشتر از حد استاندارد و مجاز است.
باید در وزارت کشاورزی محصولات شناسنامه دار باشد. باید مشخص شود چه محصولی توسط چه کسی در چه زمین و شهرستانی تولید شده است که اگر محصولی مسموم بود، ردگیری شود و از فراگیری آن جلوگیری شود».












