اخبارپرونده ابرپروژهنشریاتیادداشت سیاستی

هیس! زیرساخت‌ها فریاد نمی‌زنند

مصطفی حشمتی، با نگاهی به وضعیت فعلی زیرساخت‌ها در ایران، تلاش کرده است نشان دهد که چگونه عدم وجود یک نظام یکپارچه و کارآمد برای مدیریت دارایی‌های فیزیکی، زمینه‌ساز فرسایش، ناکارآمدی و تحمیل هزینه‌های سنگین به دولت‌ها شده است.

✍️مصطفی حشمتی

در متن پیش رو، نویسنده با نگاهی به وضعیت فعلی زیرساخت‌ها در ایران، تلاش کرده است نشان دهد که چگونه عدم وجود یک نظام یکپارچه و کارآمد برای مدیریت دارایی‌های فیزیکی، زمینه‌ساز فرسایش، ناکارآمدی و تحمیل هزینه‌های سنگین به دولت‌ها شده‌است. او با بررسی نمونه‌های بین‌المللی، به ویژه تجربه‌ی تحول در صنعت هوایی و ریلی آمریکا و همچنین پروژه‌های موفق شهری، اهمیت عبور از روش‌های سنتی نگهداری و تعمیرات و حرکت به‌سوی چارچوب‌هایی مبتنی بر «قابلیت اطمینان» را برجسته می‌کند. در همین راستا، نویسنده مدیریت دارایی‌های فیزیکی را نه صرفاً یک ضرورت فنی، بلکه یک الزام راهبردی برای توسعه‌­ی مناسب و مطلوب کشور می‌داند.

«بی توجهی در حال نابودی زیرساخت‌های آمریکاست. گلایه از وضعیت خراب جاده‌ها، پل‌ها و دیگر زیرساخت‌ها برای ما تبدیل به‌نوعی تفریح همیشگی شده‌است». بن اشمیت[1] متخصص حوزه زیرساخت شهری، در روزنامه county and city American یادداشت خود را با این عبارات تند و صریح آغاز می‌کند و ادامه می‌دهد: «این ضعف به‌هیچ‌وجه به‌خاطر کمبود مهندسان توانمند نیست، ما برخی از بهترین دانشگاه‌های مهندسی جهان را داریم و پل‌ها و جاده‌ها را به‌شکل شگفت انگیزی عالی و هزینه‌های هنگفتی صرف آنها می‌کنیم؛ پس چرا با این‌همه، وضعیت زیرساخت‌هایمان اینقدر نابسامان است؟» با خواندن چنین جملاتی ممکن است این پرسش به ذهن متبادر شود که چرا بن در کشوری مجهز و پیشرفته سؤالی را می‌پرسد که گویی ممکن است سؤال برخی در خاورمیانه و در کشورهای درحال‌توسعه باشد؟ جالب‌تر اینکه این پرسش تنها از طرف شهروندان نیست، بلکه وضعیت ضعیف زیرساخت‌ها باعث نگرانی مسئولین هم شده‌است!

به گفته رئیس کمیسیون عمران و حمل و نقل شورای‌شهر تهران:[2] «متأسفانه عمر بیش از 90 درصد ناوگان اتوبوسرانی به سن فرسودگی رسیده و در مترو بیش از  60 درصد ناوگان به مرحله اورهال[3] رسیده و نیاز به تعمیرات اساسی دارند[4] » رئیس شورای‌شهر[5] تهران نیز در سی و یکمین جلسه علنی شورای‌شهر تهران نیز صراحتاً بیان کرد: «وضعیت حمل و نقل شهر تهران خراب است.»

اینکه هم ما با چنین مشکلاتی مواجه هستیم و هم کسانی که در پیشرفته‌ترین شهرهای جهان زندگی می‌کنند، می‌تواند برای اهل تأمل پرسشی جدی ایجاد کند که آیا ریشه‌های این مشکلات نیز یکسان­‌اند؟ ایران به‌دلیل تحریم‌های سنگین اقتصادی که شرایطی پیچیده‌تر از بسیاری دیگر از کشورها به وجود آورده، با چالش‌های جدی‌تری در زمینه تأمین قطعات، واردات تجهیزات و نیز افزایش چشمگیر هزینه‌های نگهداری و تعمیرات روبه‌روست. در چنین شرایطی، حفظّ دارایی‌های موجود در وضعیت عملکردی مطلوب، از اهمیتی مضاعف برخوردار است.

در این نوشتار تلاش می‌شود نقش مدیریت دارایی‌های فیزیکی به‌عنوان راه‌­حلی مؤثر و درعین حال اجتناب‌ناپذیر برای حفظّ دارایی‌های حیاتی کشور به ویژه دارایی‌های زیرساختی در شرایط عملکردی مطلوب و با کمترین هزینه، تبیین گردد.

ظهور مدیریت دارایی فیزیکی

زیرساخت‌ها در طول تاریخ همواره در حال تحول و پیشرفت بوده‌­اند. زیرساخت‌های حیاتی امروزی، از سطح ملی تا محلی، تفاوت‌های چشمگیری با نمونه‌های یک یا دو قرن پیش دارند. با این حال، شیوه‌های مدیریت زیرساخت‌ها با این تحولات همپا نبوده و تغییرات آن بسیار کند و محدود بوده است. این ناهماهنگی میان نیازهای واقعی زیرساخت‌ها و روش‌های سنتی مدیریت آنها، در بسیاری از کشورها زمینه‌ساز بروز حوادث تلخ و خسارتباری شده‌است. این حوادث به ویژه در آمریکا توجه‌های بسیاری را به خود جلب کرد.

اواخر دهه 1970 میلادی، کتابی با عنوان «آمریکا در ویرانی‌ها: زیرساخت‌های رو به زوال[6] منتشر شد که ضمن بررسی وضعیت نابسامان زیرساخت‌ها در این کشور، به واکاوی عوامل مدیریتی مؤثر در ایجاد این شرایط می‌­پردازد و بر نقش تعیین‌کننده روش‌های مدیریت زیرساخت در بهبود وضعیت موجود تأکید دارد.

تقریباً در همین دوره زمانی، گزارشی با عنوان «شکاف فزاینده میان نیازهای زیرساختی و توان تأمین بودجه برای آنها[7]» از سوی دانشگاه کلرادو[8] منتشر شد. این گزارش که با بررسی دقیق وضعیت 23 ایالت آمریکا تهیه شده بود، به‌روشنی نشان‌می‌دهد که کاهش سرمایه‌­گذاری­‌ها در حوزه نگهداری و تعمیرات زیرساخت‌ها، می‌تواند کارایی آنها را به شدت تحت‌تأثیر قرار داده و منجر به افزایش قابل‌توجه هزینه‌ها شود. بی‌توجهی به امر نگهداری و تعمیرات، در سطوح مختلف مدیریتی به وضوح مشهود است.

علاوه بر دو گزارشی که در بالا به آنها اشاره شد، در سال 1988 میلادی، شورای ملی امور عمومی ایالات متحده[9] گزارشی شاخص با عنوان «بنیان‌های شکننده: گزارشی درباره عملکرد بخش عمومی در آمریکا»[10] منتشر کرد. این گزارش، نقش مهمی در شکل‌گیری سیاست­‌های مدیریت دارایی در سطح فدرال داشت؛ سیاست­‌هایی که بر دستیابی به سطح مطلوب خدمات‌رسانی با کمترین هزینه در طول چرخه عمر دارایی‌ها تأکید می‌کردند.

در میانه همین تلاش‌ها، رخدادی در صنعت هوایی ایالات متحده به وقوع پیوست که موجب بازنگری اساسی در روش‌های سنتی نگهداری و تعمیرات در حوزه‌­های مختلف، از صنعت گرفته تا زیرساخت‌ها و حتی نهادهای نظامی شد. در دهه­‌های 1960 و 1970، نرخ سقوط هواپیماهای ناشی از نقص فنی در آمریکا حدود 40 مورد به‌ازای یک میلیون پرواز بود. این آمار نگران‌کننده کارشناسان را بر آن داشت تا بررسی کنند که چرا با وجود اجرای تمامی برنامه‌های تعمیراتی، همچنان میزان سقوط‌ ها در سطح بالایی باقی مانده‌است.

نتایج این پژوهش در گزارشی از گروه نگهداری و تعمیرات هواپیمای بوئینگ 747 در سال 1968، با عنوان «برنامه ارزیابی نگهداری و توسعه» ارائه شد. شرکت هواپیمایی «یونایتد ایرلاینز[11]» با به کارگیری یافته‌های این تحقیق در بازرسی­‌های سازهای اصلی ناوگان بوئینگ 747 خود، به دستاوردهای قابل توجهی رسید.

بر اساس روش‌های مطرح‌شده در این گزارش و چند پژوهش مشابه، یونایتد ایرلاینز توانست پیش از رسیدن هواپیما به 20000 ساعت پرواز، نخستین بازرسی سنگین سازهای را تنها با صرف 60000  نفرساعت انجام دهد. این در حالی است که در چارچوب روش‌های سنتی نگهداری و تعمیرات، انجام بازرسی مشابه در هواپیمایی کوچک‌تر مانند 8-DC به بیش از چهار میلیون نفرساعت نیاز داشت.

همچنین، در روش‌های سنتی حدود 339 قطعه تحت بازسازی قرار می‌گرفتند، در حالی که با استفاده از رویکردهای جدید، تنها 7 قطعه بازسازی می‌شد؛ آن هم در شرایطی که سطح کارایی هواپیما به‌طور محسوسی افزایش یافته‌بود. این موضوع نشاندهنده کاهش چشمگیر قطعات مورد نیاز و صرفه­‌جویی قابل‌توجه در هزینه‌های نگهداری و تعمیرات است.

کاهش هزینه‌ها در چنین مقیاسی، پیام روشنی برای هر سازمانی که شبکه‌ای گسترده از تجهیزات پیچیده را مدیریت می‌کرد، داشت. دیری نپایید که موضوع «مدیریت دارایی فیزیکی» به‌سرعت در سطح جهانی مطرح شد؛ از ایالات متحده، بریتانیا و کانادا گرفته تا کشورهای شرق آسیا و حتی آفریقای جنوبی.

از آن زمان تاکنون، پیشرفت جمعی قابل توجهی در درک مفاهیم، اصول و اهمیت مدیریت دارایی فیزیکی حاصل شده‌است و رویکردها، استانداردها و مدل‌های متنوعی در سراسر جهان در این حوزه توسعه‌یافته‌اند.

مدیریت دارایی فیزیکی چیست؟

مفهوم مدیریت دارایی طی حدود شصت سال گذشته همواره در حال تحول و گسترش بوده و تعاریف متعددی از آن در نقاط مختلف جهان ارائه شده‌است. در ابتدا، دیدگاه سنتی نسبت به مدیریت دارایی، بیشتر بر فعالیت‌­های نگهداری و تعمیرات متمرکز بود؛ اما به‌تدریج این نگاه به یک حوزه چندبعدی تبدیل شد و سرانجام منجر به تدوین استانداردهای بین‌المللی شد.

سازمان بین‌المللی استانداردسازی[12]، در سال 2014 چارچوبی کلی برای درک مدیریت دارایی و سامانه‌های مرتبط با آن فراهم کرد. این چارچوب، که با عنوان استاندارد ایزو 55000 شناخته می‌شود، تلقی روشنی از مدیریت دارایی ارائه می­‌دهد: «فعالیت هماهنگ یک سازمان برای تحقق ارزش دارایی‌ها» و تبیین دقیق‌تر مفهوم «دارایی» نیز، در همین استاندارد آمده است:

«دارایی موجودیتی است که دارای ارزش بالقوه یا بالفعل برای یک سازمان باشد.»

در ادامه این تلقی، استاندارد ایزو 55000 چند نکته راهنما را برای درک بهتر مفهوم مدیریت دارایی ارائه می‌دهد. از جمله:

  • تحقق ارزش، معمولاً در گرو ایجاد توازن میان هزینه‌ها، ریسک‌ها، فرصت‌ها و عملکرد است؛
  • واژه «فعالیت» در این تعریف، مفهومی گسترده دارد و می‌تواند شامل مواردی چون رویکرد، برنامه­ریزی، تدوین برنامه‌ها و اجرای آنها باشد.

تلقی سازمان بین‌المللی استانداردسازی از مدیریت دارایی فیزیکی، آن را فراتر از یک نسخه توسعه‌یافته از فعالیت­‌های نگهداری و تعمیرات معرفی می‌کند. به‌عبارت دیگر، مدیریت دارایی فیزیکی صرفاً نسخه­‌ای بسط یافته از موضوع نگهداری و اقدامات مربوط به آن نیست، بلکه رویکردی راهبردی است که بر استفاده مؤثر و بهینه از دارایی‌ها برای خلق و ارائه ارزش و تحقق اهداف سازمانی تمرکز دارد. این حوزه مدیریتی، تنها به جنبه‌های فنی نمی‌پردازد، بلکه با خود نوعی تحول در نگرش سازمانی به‌همراه می‌آورد. تحولاتی که حوزه‌هایی مانند هم‌راستایی راهبردی، فرهنگ سازمانی و نحوه تصمیم‌گیری در سطوح مختلف سازمان را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند.

مدیریت دارایی فیزیکی صرفاً نسخه‌­ای بسط یافته از موضوع نگهداری و اقدامات مربوط به آن نیست، بلکه رویکردی جامع و راهبردی است که بر استفاده مؤثر و بهینه از دارایی‌ها برای خلق و ارائه ارزش و تحقق اهداف سازمانی تمرکز دارد

در خوش­بینانه‌­ترین شرایط، مدیریت دارایی (مدیریت نگهداری و تعمیرات) طبق نظام نگهداری سنتی مدیریت می‌شوند ومی توان گفت این مدل‌ها به شدت پرهزینه و کم بهره‌­ور هستند؛ لذا اتخاذ رویکردهای نوین و کارآمد در مدیریت نگهداری و تعمیرات امری ضروری است

ما در کجا قرار داریم؟

دارایی‌های زیرساختی، صنعتی، انرژی، نظامی و سایر دارایی‌های مشابه، در واقع سرمایه‌های ملی کشور محسوب می‌شوند. بنابراین، مدیریت این دارایی‌ها در سطح کلان، به معنای مدیریت سرمایه‌های ملی است. حفظّ و نگهداری این دارایی‌ها از جنبه‌های مختلف حائز اهمیت است.

به گفته برخی از متصدیان امر[13]، ارزش دارایی‌های فیزیکی ایران بیش از هزار میلیارد دلار تخمین زده می‌شود، اگر این مجموعه عظیم را به‌عنوان یک ماشین بیش از هزار میلیارد دلاری در نظر بگیریم، پرسش کلیدی این است که چه برنامه‌­ای برای نگهداری، بهره برداری بهینه و حفظّ ارزش این ماشین ملی در دستور کار قرار دارد؟

بر اساس شاخص‌­های جهانی و عملکرد شرکت‌های پیشرو در حوزه نگهداری، عملکرد مالی بخش نگهداری و تعمیرات در مقایسه با ارزش کل دارایی‌ها معمولاً معادل 1 تا 4 درصد است[14]. در یک نگاه بسیار خوش­بینانه، اگر این درصد را برای کشور ایران حدود 8 درصد در نظر بگیریم، به این معنی است که سالانه حدود 80 میلیارد دلار در سطح کشور صرف هزینه‌های نگهداری می‌شود. این موضوع ضرورت توجه ویژه به بهبود فرآیندهای نگهداری و تعمیرات را نشان‌ می­‌دهد. حتی اگر تنها 1 درصد از هزینه‌ها کاهش یابد، این امر منجر به صرفه‌­جویی حدود 800 میلیون دلار در سال می‌شود که عدد قابل توجهی است.

اگر فرض کنیم «ماشین بزرگی» که به آن اشاره کردیم، بر اساس یک نظام حداقلی مدیریت دارایی (مدیریت نگهداری و تعمیرات ) در حال نگهداری است، به نظر می‌رسد که در خوش­بینانه‌­ترین شرایط، این دارایی‌ها طبق نظام نگهداری سنتی مدیریت می‌شوند و می‌توان گفت این مدل‌ها به‌شدت پرهزینه و کم بهره­‌ور هستند؛ لذا اتخاذ رویکردهای نوین و کارآمد در مدیریت نگهداری و تعمیرات امری ضروری است.

تجارب

در این بخش، دو سازمان فعال در حوزه حمل و نقل بررسی می‌شوند که هر یک با بهره‌­گیری از مدیریت دارایی، به بهبود عملکرد خود کمک کرده‌­اند. اگرچه مفهوم مدیریت دارایی در بخش حمل و نقل نسبتاً با تأخیر به‌طور فراگیر مطرح شد، اما در سال­‌های اخیر، رشد قابل توجهی در ایالات متحده داشته است.

شرکت‌های حمل و نقل عمومی با چالش‌های متعددی در زمینه نگهداری و تعمیرات روبه‌­رو هستند؛ مشکلاتی که اغلب به‌شکل مقطعی و بدون برنامه‌­ریزی بلندمدت مدیریت شده‌­اند. این شرایط، نیاز به رویکردهای تازه و استراتژی‌های مؤثر در مدیریت و نگهداری از دارایی‌ها را بیش از پیش ضروری کرده است.

کالیفرنیا-آمریکا

سامانه حمل و نقل سریع ریلی (BART[15]) در منطقه خلیج سانفرانسیسکو مستقر است و با ایستگاه‌هایی در شهر سانفرانسیسکو و سایر شهرها و حومه‌ها به ارائه خدمات می‌پردازد. این سامانه متشکل از پنج خط حمل و نقل سریع ریلی به طول 109 مایل و یک خط حمل و نقل خودکار به طول 3.2 مایل است و در مجموع روزانه به‌طور متوسط حدود 423 هزار مسافر را جابه‌جا می‌کند که این رقم در مجموع سال 2017 به حدود 124.2 میلیون مسافر رسیده است. این میزان بهره‌­برداری ، آن را به پنجمین سامانه حمل و نقل سریع ریلی ایالات متحده تبدیل کرده است. در حال حاضر، حدود 669 واگن تحت مدیریت این سامانه قرار دارند که قدیمی‌ترین ناوگان فعال از نوع خود در آمریکا به‌شمار می‌رود.

مانند بسیاری از اپراتورهای حمل و نقل، این سامانه نیز سال‌ها از روش‌های سنتی نگهداری و تعمیرات مبتنی بر وقوع خرابی برای مدیریت ناوگان ریلی خود استفاده می‌کرد. با این حال، از سال 2006، تدوین و اجرای یک استراتژی نوین نگهداشت را در دستور کار قرار داد. چشم‌­انداز این برنامه استراتژیک به این صورت طراحی شده بود: «پیاده‌سازی یک فرآیند نگهداری مبتنی بر قابلیت اطمینان که به‌طور مداوم در حال بهبود است و شیوه‌های نگهداری با کیفیت جهانی را در اختیار سامانه و مشتریان آن قرار می‌دهد»

بر اساس این چشم­‌انداز، برنامه استراتژیک نگهداری مبتنی بر قابلیت اطمینان [16] (RCM) طراحی شد که هدف آن بهبود وضعیت تعمیرات و نگهداری ناوگان ریلی بود. این رویکرد منجر به بهبود عملکرد ناوگان، افزایش قابلیت اطمینان تجهیزات، کاهش زمان ازکارافتادگی و بهینه‌سازی منابع تعمیراتی شد و با وجود فرسودگی ناوگان، شاخص‌های کمی و کیفی در کارگاه‌ها و ناوگان ریلی BART به‌طور چشمگیری بهبود یافتند. اجرای این رویکرد دستاوردهای زیر را به‌همراه داشت:

  • تا سال 2013، قابلیت اطمینان عملکرد ناوگان BART، نسبت به دوره پیش از اجرای برنامه جدید نگهداری، 70 درصد افزایش یافت. علاوه بر این، بهبود عملکرد با کاهش 12درصدی تعداد نیروی انسانی فنی شامل مکانیک‌ها و تکنسین­‌ها همراه بود که نشان­دهنده افزایش بهره‌وری و اثربخشی سیستم نگهداری جدید است.
  • در بازه 2004 تا 2016 میانگین زمان بین دو وقفه عملیاتی در ناوگان BART از 1901 به 4649 ساعت افزایش یافت؛ به این معنی که قطارها دیرتر خراب می‌شدند و عملکرد آنها قابل اعتمادتر شده بود.
  • در سال 2007، زمان توقف عملیات در برخی از تأسیسات به‌دلیل مشکلات مرتبط با تأمین قطعات، تا 30 درصد کاهش یافت؛ چراکه واگن‌ها دیگر منتظر دریافت قطعات ضروری نمی‌ماندند. این تغییر منجر به کاهش تأخیرهای ناشی از کمبود قطعه در فرآیند تعمیرات شد.
  • پرسنل بخش نگهداری BART از تغییرات ملموس در فرهنگ سازمانی پس از اجرای برنامه استراتژیک نگهداری خبر داده‌اند؛ تغییراتی که نشان­دهنده بهبود در فرآیندهای کاری و افزایش همکاری‌های درون‌سازمانی است. این تحولات با افزایش قابل توجه روحیه کارکنان، تقویت حس مالکیت مثبت و گسترش تعاملات مؤثر میان تیم‌ها و همچنین با سایر واحدها و نهادهای ذیربط همراه بوده است.
  • کاهش قابل‌توجه زمان تخصیصیافته به فعالیتهای تعمیراتی غیرمترقبه یا اضطراری ناوگان ریلی، از بیش از 80 درصد به کمتر از 40 درصد.

سنت لوئیس-آمریکا

شرکت مترو باس[17] از سال 2001 فرآیند تحول داخلی گسترده‌ای را با هدف بازطراحی کامل برنامه نگهداری و تعمیرات ناوگان خود آغاز کرد. در این بازطراحی، تمرکز از رویکرد واکنشی به نگهداری فعال و پیشگیرانه تغییر یافت. این تغییر رویکرد، مترو باس را قادر ساخت تا در حوزه‌های مختلف عملکردی، قابلیت اطمینان و نگهداری، به یکی از پیشگامان صنعت حمل و نقل عمومی تبدیل شود.

در سال 2016، اداره حمل و نقل فدرال[18]، شرکت مترو باس را به‌عنوان الگویی موفق در زمینه مدیریت دارایی‌های حمل و نقل عمومی معرفی کرد. این انتخاب نتیجه تلاش‌های مستمر مترو باس برای افزایش بهره‌وری و کاهش هزینه‌ها بود. در منطقه کلانشهری سنت لوئیس ایالت می‌سوری، این شرکت به موفقیتی کم‌نظیر در صنعت حمل و نقل عمومی دست‌یافت: ثبت بیش از یک میلیون مایل پیمایش توسط یک اتوبوس با موتور اصلی، بدون نیاز به تعمیرات اساسی یا بروز خرابی‌های عمده. این دستاورد که برای دومین بار در ناوگان مترو باس به وقوع پیوست، نشاندهنده عملکرد استثنائی تیم نگهداری این شرکت است. این رخداد نادر به این معنی است که این اتوبوس در طول 17 سال، معادل 40 بار دور زمین را بدون نیاز به بازسازی میانه عمر یا بروز مشکلات مکانیکی جدی پیموده‌است.

مطالعه‌ای موردی درباره عملکرد شرکت مترو باس نشان‌می‌دهد که عمر مفید اتوبوس‌ها تا 25 درصد افزایش یافته و نرخ خرابی‌ها نیز با کاهش چشمگیر 85 درصدی همراه بوده است. این تغییرات منجر به بهبود چشمگیر قابلیت اطمینان خدمات برای مشتریان و صرفه­‌جویی قابل توجهی برای مالیات دهندگان شده‌است.

دو عامل کلیدی در موفقیت این تحول عبارتند از: نظارت دقیق بر عملکرد هر اتوبوس در ناوگان و تعویض پیشگیرانه قطعات کلیدی به جای انتظار برای خرابی آنها. در نتیجه این اقدامات، متوسط عمر مفید هر اتوبوس به 15 سال و 825000 مایل رسیده است؛ در حالیکه میانگین معمول صنعت حمل و نقل عمومی برای عمر اتوبوس‌ها حدود 12 سال یا 600000 مایل است. همچنین، شاخص قابلیت اطمینان اتوبوس‌­ها به‌طور قابل توجهی بهبود یافته‌است؛ به‌طوری‌که متوسط زمان بین دو خرابی از 3400 مایل در سال 2000 به بیش از 22000 مایل در سال 2019 افزایش یافته‌است.

مدیر اجرایی شرکت مترو باس اظهار داشته است: «در سال 2000، عمر مفید اتوبوس‌های ما حدود 12 سال یا 500000 مایل بود. اما در سال  2019، به‌طور میانگین عمر مفید این اتوبوس‌ها به 15 سال و بیش از 800000 مایل افزایش یافته‌است که این میزان به‌طور قابل توجهی از استانداردهای صنعت پیشی گرفته است.»  توانایی در به حداکثر رساندن عمر مفید وسایل‌نقلیه و صرفه­‌جویی میلیون‌ها دلار در این فرآیند منجر به دریافت قدردانی از سوی اداره حمل و نقل فدرال به‌عنوان مدلی برای مدیریت دارایی‌های حمل و نقل شده‌است.

در یک نگاه بسیار خوش­بینانه، سالانه حدود 80 میلیارد دلار در سطح کشور صرف هزینه‌های نگهداری می‌شود. این موضوع ضرورت توجه ویژه به بهبود فرآیندهای نگهداری و تعمیرات را نشان‌می‌دهد. حتی اگر تنها 1 درصد از هزینه‌ها کاهش یابد، این امر منجر به صرفه­‌جویی حدود 800 میلیون دلار در سال می‌­شود که عدد قابل توجهی است

جمعبندی

حفظ و نگهداری زیرساخت‌ها نیازمند تخصیص منابع مالی است که در روش‌های سنتی هزینه‌های بالایی به‌همراه دارند و از کارآمدی پایینی برخوردارند. مدیریت دارایی فیزیکی به‌عنوان یک راه‌­حل نوین، این امکان را فراهم می‌آورد که با صرف حداقل هزینه، بیشترین بهره‌وری حاصل شود. این رویکرد می‌تواند به‌طور مؤثری نیازهای امروز کشور ما که با چالش‌هایی چون تحریم و کمبود بودجه مواجه است، پاسخ دهد. مدیریت دارایی فیزیکی در بسیاری از کشورها از جمله ایالات متحده، کشورهای اروپایی، آسیایی و حتی برخی کشورهای آفریقایی، نتایج قابل توجهی به‌همراه داشته و موجب بهبود کارایی و کاهش هزینه‌ها در نگهداری و مدیریت زیرساخت‌ها شده‌است.

نتایج به‌دست آمده در کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه نشان‌می‌دهد که حتی در شرایط سخت تحریمی کنونی، می‌توان با بهره‌مندی از عواید ناشی از پیاده‌سازی نظام مدیریت دارایی فیزیکی، گام‌های بلندی در جهت افزایش کارایی زیرساخت‌های حیاتی برداشت. این رویکرد می‌تواند کمک کند تا مشکلاتی همچون کمبود منابع مالی و قطعات، کمتر از گذشته مانع رشد و توسعه کشور شود.

پاینویس

[1] Ben Schmidt

[2] . سید جعفر تشکری هاشمی

[3] . تعمیرات اساسی و بازسازی کامل تجهیزات یا ناوگان

[4] . تسنیم، آبان 1400

[5] . مهدی چمران

[6] America in Ruins: The Decaying Infrastructure, Choate, 1981

[7] A Report on the Increasing Gap between America’s Infrastructure Needs and Our Ability to Pay for Them, Denver, 1984

[8] University of Colorado

[9] US National Council on Public Works

[10] Fragile foundations: a report on America’s Public Works

[11] United Airlines

[12] . نهادی جهانی در زمینه تدوین استانداردهای بین‌المللی

[13] . علی زواشکیانی، دکترای مدیریت دارایی‌های فیزیکی و مدیرعامل شرکت پمکو (فعال در حوزه مدیریت و نگهداری دارایی‌های زیرساختی کشور)

[14] . زواشکیانی، سخنرانی در نخستین کنفرانس جایزه ملی مدیریت دارایی‌های فیزیکی کشور

[15] Bay Area Rapid Transit

[16] Reliability-Centered Maintenance

[17] Metrobus

[18] FTA (Federal Transit Administration)

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا