موازنه شکننده
مذاکرات هسته ای ایران و آمریکا از نگاه اندیشکده های خارجی مرور ۱۸ گزارش از ۱۲ اندیشکده
مجموعه تحلیل ها نشان می دهد که آمریکا و ایران در سال ۲۰۲۵ وارد مذاکراتی شده اند که بیش از آنکه به حل و فصل نهایی بحران هسته ای منجر شود، با هدف مدیریت خطر فوری جنگ و مهار شتاب برنامه هسته ای تهران دنبال می شود. بازگشت ترامپ، همراه با کاهش شدید زمان گریز ایران، فوریت دیپلماسی را افزایش داده، اما همزمان سطح مطالبات و بی اعتمادی متقابل را نیز بالا برده است. بنابراین، احتمال رسیدن به یک توافق جامع و پایدار در کوتاه مدت محدود ارزیابی می شود. از منظر واشنگتن، مذاکرات ابزاری برای جلوگیری از سناریوی «ایران در آستانه سلاح هسته ای» است، بدون آنکه لزوما به جنگی پرهزینه منجر شود. با این حال، اختلاف داخلی بر سر خط قرمز غنی سازی – از «غنی سازی صفر» تا «عدم تسلیحاتی شدن» – انسجام پیام آمریکا را تضعیف کرده است.
این ابهام، به تهران امکان داده است تا فضای مانور خود را حفظ و استمرار گفتوگوها را به عنوان نوعی دستاورد سیاسی بازنمایی کند. ایران، در سوی مقابل، راهبردی مبتنی بر تاخیر کنترل شده و امتیازدهی حداقلی در پیش گرفته است. هدف اصلی تهران، کاستن از فشار تحریم ها، عبور از تهدید اسنپ بک و جلوگیری از اقدام نظامی مستقیم است، بی آنکه حاضر به چشم پوشی از اصل غنی سازی شود. این رویکرد، هرچند منطقی از منظر امنیتی ایران، اما اعتماد طرف مقابل را کاهش و احتمال بن بست های مکرر را افزایش داده است.
نقش اسرائیل در این معادله، دوگانه و حساس است. از یک سو، ضربات وارد شده به توان دفاعی و نیابتی ایران، اهرم فشار مهمی برای آمریکا ایجاد کرده و ایران را به میز مذاکره کشانده است. ازسوی دیگر، نگرانی تل آویو از پذیرش تداوم غنی سازی ایران، خطر اقدامات یک جانبه اسرائیل را در صورت شکست دیپلماسی زنده نگه داشته است؛ خطری که می تواند کل روند مذاکرات را از مسیر خارج کند. جمع بندی اندیشکده های غیر ایرانی حاکی از آن است که هر توافق قابل دوام، باید فراتر از الگوی برجام باشد؛ با محدودیت های طولانی مدت تر، نظارت های بسیار سخت گیرانه تر، شفاف سازی درباره فعالیت های گذشته و مکانیسم بازگشت تحریم های روشن. در غیر این صورت، توافقی ضعیف یا موقت ممکن است تنها به خرید زمان برای ایران و تضعیف بازدارندگی غرب منجر شود، بدون آنکه خطر هسته ای را به طور پایدار کاهش دهد.
در نهایت، محتمل ترین سناریو تداوم مذاکرات فرسایشی با دوره هایی از تشدید تنش و کاهش موقت فشار است. موفقیت یا شکست این مسیر، به انسجام موضع آمریکا، واقع گرایی در تعریف اهداف و توان مدیریت تضاد میان فشار و دیپلماسی بستگی دارد. بدون این عناصر، مذاکرات هسته ای ۲۰۲۵ بیش از آن که به راه حل نهایی بینجامد، به مرحله ای انتقالی در مسیر یک تصمیم دشوارتر تبدیل خواهد شد.
آنچه در این گزارش میخوانید:
- آیا دیپلماسی فرسایشی منجر به مهار بحران می شود؟
- شکاف در سیاست آمریکا، چگونه اعمال راهبرد می کند؟
- محاسبات امنیتی و تاکتیک های ایران کدامند؟
- نقش اسرائیل و آینده دیپلماسی هسته ای ایران چیست؟



