اخباریادداشت سیاستی

بازتعریف سبک زندگی در پرتو گفتمان تمدن‌سازی نوین اسلامی

اندیشکده کسب و کار با نگاهی به منظومه اندیشه‌ای رهبر شهید انقلاب، مفهوم سبک زندگی را بازخوانی و واکاوی کرده است.

✍️ میلاد حقیقی، اندیشکده کسب‌وکار


مفهوم «سبک زندگی» در اندیشه رهبر حکیم شهید انقلاب اسلامی، جایگاهی فراتر از یک توصیه اخلاقی یا مجموعه‌ای از آداب فردی است. بازخوانی بیانات ایشان نشان می‌دهد که سبک زندگی، با مسائلی چون فرهنگ مستقل اسلامی، روابط اجتماعی، خانواده، نحوه پوشش، آداب معاشرت، فرهنگ تولید و مصرف، استقلال فرهنگی و نسبت جامعه اسلامی با تمدن غرب پیوند خورده است.
این مفهوم به‌ویژه در بیانات دیدار جوانان خراسان شمالی در سال ۱۳۹۱ و سپس در بیانیه گام دوم انقلاب، پیوند وثیق‌تری با تمدن نوین اسلامی پیدا می‌کند.
از این منظر، سبک زندگی همان نقطه‌ای است که آرمان‌های بلند انقلاب اسلامی در زندگی روزمره مردم متجلی می‌شود. یادداشت حاضر تلاش کرده است تا با نگاهی به منظومه اندیشه‌ای رهبر شهید انقلاب، مفهوم سبک زندگی را بازخوانی و واکاوی کند.

مقدمه

 مفهوم «سبک زندگی» در ادبیات فکری رهبر معظم انقلاب اسلامی، سیری تدریجی اما پیوسته را طی کرده است؛ سیری که از یک دغدغهٔ اخلاقی-فردی آغاز شده و امروز به یکی از ارکان هفت‌گانه‌ی بیانیه‌ی گام دوم انقلاب ارتقا یافته است. این مسیر تصادفی نیست و نمی‌توان آن را صرفاً محصول یک موضع‌گیری مقطعی در برابر یک رخداد یا یک جریان فکری خاص دانست. بازخوانی دقیق بیانات ایشان در بازه‌ای نزدیک به سه دهه، از خطبه‌های نماز جمعه‌ی سال‌های آغازین دهه‌ی هفتاد شمسی تا بیانیه‌ی گام دوم و بیانات پسینی، نشان می‌دهد که سبک زندگی، از منظر رهبری، صرفاً به مجموعه‌ای از عادات فردی و آداب اجتماعی محدود نمی‌شود، بلکه – به تعبیر خود ایشان – «متن حقیقی تمدن» است؛ نقطه‌ای که در آن، آرمان‌های کلان یک انقلاب، در بافت زندگی روزمرهٔ مردم، یا تحقق می‌یابد یا به شکست می‌انجامد.

 اهمیت این بازخوانی از آن‌جا دوچندان می‌شود که در فضای عمومی و حتی در برخی تحلیل‌های رایج، غالباً میان دو دسته از دستاوردهای انقلاب اسلامی – دستاوردهای «سخت» (علمی، فناورانه، نظامی، اقتصادی) و دستاوردهای «نرم» (فرهنگی، رفتاری، الگوی زیست) – مرزبندی روشنی صورت نمی‌گیرد و غالباً تصور می‌شود که پیشرفت در دسته‌ی نخست، به‌خودی‌خود، دسته‌ی دوم را نیز به‌همراه می‌آورد. این نوشتار می‌کوشد نشان دهد که در منظومه‌ی فکری رهبر انقلاب، این دو دسته کاملاً از هم مستقل‌اند و حتی در پاره‌ای موارد، شکاف میان آن‌ها یکی از نگرانی‌های محوری ایشان بوده است. به‌عبارت دیگر، گفتمان تمدن‌سازی نوین اسلامی، مفهوم سبک زندگی را از حاشیه به متن رانده و آن را به معیاری برای سنجش صحت و اصالت مسیر انقلاب تبدیل کرده است؛ معیاری که نه با شاخص‌های آماری رایج توسعه، بلکه با کیفیت زیست روزمره‌ی انسان ایرانی سنجیده می‌شود.

 یک) از دستور اخلاقی تا رکن تمدنی؛ سیر تطور مفهوم

 نخستین نکته‌ای که در مطالعه‌ی بیانات رهبری درباره‌ی سبک زندگی جلب توجه می‌کند، گستردگی زمانی و تداوم این دغدغه است؛ دغدغه‌ای که برخلاف بسیاری از مفاهیم گفتمانی دیگر که در برهه‌ای خاص طرح و سپس کم‌رنگ می‌شوند، در طول سه دهه با شدت و ادبیاتی رو به تکامل تکرار شده است. در بیانات سال ۱۳۶۹، یعنی در همان سال‌های آغازین رهبری ایشان، با تمرکز بر مقوله‌ی حجاب و روابط اجتماعی زن و مرد، از «فرهنگ مستقل اسلامی» در برابر «فرهنگ مبتذل و فاسد غربی» سخن می‌گویند و تصریح می‌کنند که «اسلام، تکلیف مسلمانان را در معاشرت، در کیفیت زندگی فردی، در خورد و خوراک، در لباس پوشیدن، در درس خواندن، در روابط با حکومت، در روابط با یکدیگر و در معاملاتشان معین کرده است» [۱]. در همین بیانات، ایشان با صراحتی که در آن مقطع کمتر دیده می‌شد، به یکی از حساس‌ترین علل خصومت غرب با جمهوری اسلامی اشاره می‌کنند: «یکی از مهم‌ترین علل مخالفت شدید و خصمانه‌ی دولت‌های غربی با جمهوری اسلامی، همین مسئله است» [۲]؛ یعنی همان اصرار نظام اسلامی بر حفظ الگوی زیست مستقل خود، حتی در جزئی‌ترین مصداق‌ها. این نگاه در آن مقطع، هنوز عمدتاً معطوف به رفتار فردی، خانوادگی و مسائل مربوط به پوشش و روابط اجتماعی است و هنوز به یک نظریه‌ی تمدنی جامع بدل نشده است.

 اما نقطه‌ی عطف این گفتمان را باید در بیانات دیدار جوانان استان خراسان شمالی در سال ۱۳۹۱ جست‌وجو کرد؛ جایی که ایشان برای نخستین‌بار سبک زندگی را در قامتی نظری و تمدنی، و نه صرفاً اخلاقی – فقهی، صورت‌بندی می‌کنند: «یکی از ابعاد پیشرفت با مفهوم اسلامی عبارت است از سبک زندگی کردن، رفتار اجتماعی، شیوه‌ی زیستن… این یک بُعد مهم است؛ این موضوع را می‌خواهیم امروز یک قدری بحث کنیم» [۳]. در همین بیانات، ایشان تمدن نوین اسلامی را به دو بخش تقسیم می‌کنند: «بخش ابزاری» که شامل «علم، اختراع، صنعت، سیاست، اقتصاد، اقتدار سیاسی و نظامی، اعتبار بین‌المللی، تبلیغ و ابزارهای تبلیغ» است، و «بخش حقیقی و اصلی تمدن» که «متن زندگی ما را تشکیل می‌دهد» [۴]. این تفکیک، گامی نظری تعیین‌کننده است؛ زیرا نشان می‌دهد که در نگاه ایشان، پیشرفت در بخش نخست – هرچند شگفت‌انگیز و قابل‌ستایش – به‌تنهایی برای تحقق تمدن کافی نیست، و اگر بخش دوم مغفول بماند، آنچه حاصل می‌شود صرفاً پوسته‌ای از تمدن است، نه متن آن.

 آنچه این سیر مفهومی را تکمیل می‌کند، ورود صریح «سبک زندگی» به‌عنوان هفتمین و آخرین سرفصل توصیه‌های بیانیه‌ی گام دوم انقلاب در سال ۱۳۹۷ است. رهبر انقلاب در این بیانیه، پس از پرداختن به شش سرفصل علم و پژوهش، معنویت و اخلاق، اقتصاد، عدالت و مبارزه با فساد، استقلال و آزادی، و عزت ملی و روابط خارجی، در بندی کوتاه اما پرمعنا می‌نویسند: «تلاش غرب در ترویج سبک زندگی غربی در ایران، زیان‌های بی‌جبران اخلاقی و اقتصادی و دینی و سیاسی به کشور و ملّت ما زده است؛ مقابله با آن، جهادی همه‌جانبه و هوشمندانه می‌طلبد که باز چشم امید در آن به شما جوان‌ها است» [۵]. جایگاه این سرفصل در پایان بیانیه، نه نشانه‌ی اهمیت کمتر، بلکه به تعبیر خود متن، تتمه‌ای است که عامدانه برای «فرصتی دیگر» واگذاشته شده، اما در همان جا نیز به‌عنوان یکی از هفت رکن اصلی – در کنار ارکانی چون علم و اقتصاد و عدالت – تصریح شده است. این هم‌نشینی، به‌خودی‌خود گویای جایگاه رفیع این مفهوم در نقشه‌ی راه گام دوم است.

 دو) سبک زندگی به‌مثابه بخش حقیقی تمدن

 آنچه رویکرد رهبری را از یک نصیحت اخلاقی صرف متمایز می‌کند، تلاش برای تبیین دقیق مصداق‌های سبک زندگی است؛ تلاشی که از کلی‌گویی فراتر رفته و به فهرستی مشخص و قابل‌سنجش بدل می‌شود. در همان بیانات خراسان شمالی، ایشان فهرستی بلند از حوزه‌های مصداقی ارائه می‌دهند: «مسئله‌ی خانواده، سبک ازدواج، نوع مسکن، نوع لباس، الگوی مصرف، نوع خوراک، نوع آشپزی، تفریحات، مسئله‌ی خط، مسئله‌ی زبان، مسئله‌ی کسب و کار، رفتار ما در محل کار، رفتار ما در دانشگاه، رفتار ما در مدرسه، رفتار ما در فعالیت سیاسی، رفتار ما در ورزش… رفتار ما با پدر و مادر، رفتار ما با همسر، رفتار ما با فرزند، رفتار ما با رئیس، رفتار ما با مرئوس، رفتار ما با پلیس، رفتار ما با مأمور دولت، سفرهای ما، نظافت و طهارت ما، رفتار ما با دوست، رفتار ما با دشمن، رفتار ما با بیگانه» [۶]. این فهرست‌گونگی، به‌خودی‌خود پیام مهمی دارد: سبک زندگی، نه یک مفهوم انتزاعی و مبهم، بلکه شبکه‌ای گسترده از رفتارهای مشخص و قابل‌مشاهده است که مجموعشان، هویت تمدنی یک ملت را رقم می‌زند.

 ایشان در همین بیانات، معیار سنجش یک تمدن را نیز بازتعریف می‌کنند و صراحتاً از معیارهای رایج و صرفاً کمّی فاصله می‌گیرند: «نمی‌شود یک تمدن را به صرف اینکه ماشین دارد، صنعت دارد، ثروت دارد، قضاوت کرد و تحسین کرد؛ در حالی که در داخل آن، این مشکلات فراوان، سراسر جامعه و زندگی مردم را فرا گرفته» [۷]. این جمله، در حقیقت نقدی است بر معیارهای رایج توسعه که صرفاً بر شاخص‌های کمّی اقتصادی و فناورانه تکیه دارند؛ نقدی که در ادامه‌ی همان بیانات با این جمع‌بندی تکمیل می‌شود: «اصل اینهاست؛ آنها ابزاری است برای اینکه این بخش تأمین شود، تا مردم احساس آسایش کنند، با امید زندگی کنند، با امنیت زندگی کنند» [۸]. از این منظر، دستاوردهای علمی و فناورانه‌ی کشور – که در بیانیه‌ی گام دوم با تفصیل و افتخار برشمرده شده‌اند، از جمله «هزاران شرکت دانش‌بنیان» و «ده‌ها طرح بزرگ از قبیل چرخه‌ی سوخت هسته‌ای، سلّول‌های بنیادی، فنّاوری نانو، زیست‌فنّاوری» [۹]- تنها نیمی از مسیر تمدن‌سازی را تشکیل می‌دهند؛ نیمه‌ای که بدون تکمیل‌شدن با اصلاح سبک زندگی، ناقص باقی می‌ماند.

 این نگاه، پیوند مستقیمی با مفهوم «حیات طیبه» در ادبیات دینی ایشان دارد؛ مفهومی قرآنی که رهبری آن را به‌عنوان چارچوب جامع‌تری برای فهم پیشرفت به کار می‌گیرند. در بیانات سال ۱۳۹۴، سبک زندگی اسلامی به‌صراحت در ردیف مصداق‌های حیات طیبه قرار می‌گیرد: «رفاه، عدالت، نشاط، نشاط کار، شوق کار، علم، فنّاوری، اینها همه جزو حیات طیّبه است؛ در کنار اینها معنویّت، رحم، خلقیّات اسلامی، سبک زندگی اسلامی، اینها جزو حیات طیّبه است» [۱۰]. این ترکیب نشان می‌دهد که در منظومه‌ی فکری رهبری، پیشرفت مادی و اصلاح رفتار اجتماعی، دو بال یک پرواز واحدند، نه دو مسیر مستقل که یکی بدون دیگری قابل تحقق باشد؛ و همین نکته، شاید مهم‌ترین وجه تمایز این گفتمان با نظریه‌های رایج توسعه باشد که غالباً پیشرفت اقتصادی و فناورانه را کافی می‌انگارند.

 سه) خاستگاه غیریت‌ساز؛ چرا سبک زندگی، محل نزاع است

 بخش قابل‌توجهی از بیانات رهبری درباره‌ی سبک زندگی، در واقع پاسخی است به این پرسش بنیادین: چرا اساساً باید به این موضوع به‌عنوان یک اولویت راهبردی پرداخت، نه صرفاً یک دغدغه‌ی فرهنگی حاشیه‌ای؟ پاسخ ایشان، ریشه در یک تحلیل تاریخی و ژئوپلیتیک دارد. در بیانات دیدار جمعی از شاعران در سال ۱۳۹۲، ایشان تصریح می‌کنند که «امروز یک حرکت عظیم تاریخی از درون جامعه‌ی ما به وجود آمده و الهام‌بخش مجموعه‌های بزرگ بشری شده» [۱۱] و جهاد اصلاح سبک زندگی را در ردیف جهاد نظامی هشت‌ساله و جهاد بنای جامعه‌ی اسلامی قرار می‌دهند: «جهادِ بنای جامعه‌ی اسلامی، جهاد استحکام بخشیدن به ساخت قدرت ملی که ما مکرر رویش تکیه کردیم، جهاد اصلاح سبک زندگی… اینها هر کدام یک جهاد است» [۱۲].

 این نگاه جهادی، از تحلیلی مشخص درباره‌ی راهبرد بلندمدت غرب سرچشمه می‌گیرد. رهبر انقلاب معتقدند که دنیای غرب، به‌جای رویارویی مستقیم نظامی که هزینه‌ی بالایی دارد و پیامدهای غیرقابل‌پیش‌بینی، از مسیر فرهنگ و سبک زندگی برای تثبیت سلطه‌ی خود بهره می‌جوید؛ سلطه‌ای که به تعبیر ایشان از جنس سلطه‌ی نظامی، عمیق‌تر و پایدارتر است: «سلطه‌ی واقعی قدرت‌ها، سلطه‌ی فرهنگی است. یعنی اگر ملتی بتواند فرهنگ و باورها و اعتقادات و رسوم و آداب و عادات خود را، و در مرحله‌ی بالاتر، زبان و خط خویش را در ملت دیگری نفوذ بدهد، بر آن ملت مسلط است؛ و سلطه‌ی او، یک سلطه‌ی حقیقی است» [۱۳]. این تحلیل، در بیانیه‌ی گام دوم نیز با همان صراحت تکرار می‌شود، آنجا که سبک زندگی غربی به‌عنوان ابزار تاریخی غرب برای کسب «ثروت و نفوذ و قدرت دویست‌ساله» معرفی می‌شود، حتی در شرایطی که این تمدن از «تهیدستی در بنیان‌های اخلاقی و اعتقادی» رنج می‌برد و از طریق «تحمیل سبک زندگی غربی به جوامع عقب‌مانده از کاروان علم» است که توانسته «اختیار سیاست و اقتصاد آنها را به دست گیرد» [۱۴].

 نکته‌ی ظریف‌تر آن است که این هجمه، از نگاه رهبری، صرفاً یک تحمیل بیرونی و یک‌طرفه نیست، بلکه با مکانیزم‌های داخلی نیز تقویت و بازتولید می‌شود. در بیانات سال ۱۳۹۱، ایشان از «تقلید» به‌عنوان آسیب اصلی یاد می‌کنند و هشدار می‌دهند که «فرهنگ غرب، یک فرهنگ مهاجم است. فرهنگ غرب، فرهنگ نابودکننده‌ی فرهنگ‌هاست. هرجا غربی‌ها وارد شدند، فرهنگ‌های بومی را نابود کردند» [۱۵]. این هشدار، در بیانات سال‌های بعد، در قالب نقد از رواج سند ۲۰۳۰ و تلاش برخی جریان‌های داخلی برای بازتولید همان الگوی تاریخی تداوم می‌یابد که در دوره‌ی پهلوی نیز حضور داشت؛ الگویی که ایشان آن را با تعبیری تند و به‌یادماندنی توصیف می‌کنند: «در دوره‌ی طاغوت، آدمی مثل تقی‌زاده، به این مضمون گفت که ایران باید از فَرقِ سر تا ناخن پا غربی بشود؛ یعنی سبک زندگی در ایران باید غربی بشود. امروز هم تقی‌زاده‌های جدید از این حرف‌ها می‌زنند؛ البتّه به این صراحت نمی‌گویند امّا مضمون حرفشان این است» [۱۶]. این تعبیر، در حقیقت پیوندی است میان دو دوره‌ی تاریخی متفاوت – عصر پهلوی و دوران معاصر – که در آن، صورت‌بندی زبانی هجمه تغییر کرده اما محتوای آن، یعنی ترویج الگوی غربی به‌جای الگوی بومی – اسلامی، ثابت مانده است.

 چهار) از خودسازی تا جامعه‌پردازی؛ مسیر عملیاتی‌سازی

 اگر بخش نخست بیانیه‌ی گام دوم را می‌توان تبیین آرمان‌ها و بازخوانی دستاوردهای چهار دهه‌ی گذشته دانست، بخش پایانی آن – توصیه‌های هفت‌گانه – را باید نقشه‌ی راه عملیاتی‌سازی این آرمان‌ها برای دوره‌ی پیش‌رو تلقی کرد؛ نقشه‌ای که در آن، سبک زندگی از جایگاهی صرفاً نظری خارج شده و به یک میدان عمل مشخص برای نسل جوان بدل می‌شود. در همین چارچوب، رهبری در بیانات سال‌های اخیر، بارها بر ضرورت «فرهنگ‌سازی» به‌جای «دستور و فرمان» تأکید کرده‌اند؛ اصلی که در خود بیانیه‌ی گام دوم نیز به‌روشنی بیان شده است: «معنویّت و اخلاق، البتّه با دستور و فرمان به دست نمی‌آید، پس حکومت‌ها نمی‌توانند آن را با قدرت قاهره ایجاد کنند» [۱۷]؛ اصلی که در نسبت با سبک زندگی نیز صادق است و می‌توان آن را به‌نوعی تعمیم داد.

 در بیانات دیدار مداحان اهل‌بیت در سال ۱۳۹۸، ایشان راهکار عملی این فرهنگ‌سازی را با ذکر مصداق مشخص تبیین می‌کنند: «شعرای متعهّد و برجسته‌ی ما… این را به هنر شعر مزیّن کنند و در مجالس خوانده بشود تا فرهنگ‌سازی بشود. اگر بخواهیم سبک زندگی را به صورت درست در مقابل موج جبهه‌ی دشمن به حالت اسلامی برگردانیم، راهش این است؛ یعنی فرهنگ‌سازی باید بشود» [۱۸]. این رویکرد نشان می‌دهد که در نگاه ایشان، اصلاح سبک زندگی نه از طریق الزام قانونی و اقتدار حکومتی، بلکه از طریق تولید و ترویج الگوهای جذاب، هنری و بومی محقق می‌شود؛ الگوهایی که باید بتوانند در رقابت با محصولات فرهنگی وارداتی، جذابیت و مقبولیت خود را نزد نسل جوان اثبات کنند.

 این رویکرد فرهنگ‌محور و غیرالزام‌آور، در بیانیه‌ی گام دوم نیز بازتاب یافته است؛ آنجا که کل بیانیه، نه به‌عنوان یک دستورالعمل اداری یا مجموعه‌ای از احکام الزام‌آور، بلکه به‌عنوان سخنی از سر امید و اعتماد خطاب به نسل جوان صورت‌بندی شده است. رهبری صراحتاً می‌گویند که تحقق این توصیه‌ها، وابسته به «همّت و هشیاری و سرعت عمل و ابتکار شما جوانان» [۱۹] است، نه صرفاً اراده‌ی حاکمیتی یا اجرای بخشنامه‌ای. این نکته، پیوند مفهوم سبک زندگی را با سایر ارکان بیانیه – به‌ویژه «امید و نگاه خوش‌بینانه به آینده» که نخستین و به تعبیر خود ایشان «کلید اساسیِ همه‌ی قفل‌ها» است [۲۰]—آشکار می‌سازد: بدون امید به تغییرپذیری الگوی زیست و بدون باور به این‌که جوان ایرانی می‌تواند الگویی بومی و جذاب بیافریند، هیچ حرکتی در این مسیر آغاز نخواهد شد و اصلاح سبک زندگی، در حد یک شعار باقی خواهد ماند. 

پنج) نسبت سبک زندگی با سایر ارکان بیانیه گام دوم

 نکته‌ی دیگری که در بازخوانی این گفتمان اهمیت دارد، پیوند درونی سبک زندگی با سایر شش سرفصل بیانیه‌ی گام دوم است؛ پیوندی که نشان می‌دهد این مفهوم نه یک بند جدا و مستقل، بلکه رشته‌ای است که در سراسر بیانیه تنیده شده است. برای نمونه، در بخش مربوط به اقتصاد، رهبری از «مصرف به‌اندازه و بی‌اسراف» به‌عنوان یکی از ارکان اقتصاد مقاومتی یاد می‌کنند [۲۱]؛ مفهومی که مستقیماً به الگوی مصرف و از این‌رو به سبک زندگی گره می‌خورد. همچنین در بخش عدالت و مبارزه با فساد، تأکید بر ضرورت پرهیز از «اشرافیگری» و لزوم پایبندی مسئولان به «ساده‌زیستی» [۲۲]، در حقیقت بسط مفهوم سبک زندگی به حوزه‌ی رفتار حاکمیتی و مدیریتی است، نه صرفاً رفتار شهروندان عادی.

 این درهم‌تنیدگی، در بیانات پیش از بیانیه‌ی گام دوم نیز قابل‌ردیابی است. در بیانات مربوط به مجلس خبرگان رهبری در سال ۱۴۰۰، ایشان قدرت ملی را «امری مرکّب» می‌دانند که از چند رکن تشکیل شده – امنیت و قدرت دفاعی، اقتصاد و رفاه عمومی، سیاست و دیپلماسی – و در کنار همه‌ی این‌ها، «فرهنگ و سبک زندگی» را نیز یکی از ارکان اصلی قدرت ملی برمی‌شمارند: «اگر چنانچه [یک ملّت] از لحاظ سبک زندگی، تابع و اسیر دیگران و تابعِ بدونِ رأی و نظرِ دیگران باشند… طبعاً این ضعف شدیدی در قدرت ملّی است» [۲۳]. این تعبیر، نشان می‌دهد که سبک زندگی، در نگاه رهبری، صرفاً یک حوزه‌ی فرهنگی مجزا از سیاست و امنیت نیست، بلکه جزئی از معماری کلی قدرت ملی محسوب می‌شود؛ نکته‌ای که اهمیت این مفهوم را در ساختار بیانیه‌ی گام دوم، فراتر از یک بند پایانی و فرعی نشان می‌دهد.

جمع‌بندی

بازخوانی بیانات رهبر انقلاب اسلامی در بازه‌ای نزدیک به سه دهه، همراه با تحلیل جایگاه سبک زندگی در بیانیه‌ی گام دوم، تصویری روشن از یک گفتمان در حال تکامل به دست می‌دهد: سبک زندگی، از دغدغه‌ای اخلاقی-فردی در بیانات نخستین سال‌های رهبری آغاز شده، در بیانات دهه‌ی ۱۳۹۰ به مفهومی نظری و تمدنی ارتقا یافته، و سرانجام در بیانیه‌ی گام دوم انقلاب، جایگاه رسمی خود را به‌عنوان یکی از هفت رکن اساسی مسیر آینده‌ی انقلاب بازیافته است. آنچه این گفتمان را از یک نصیحت اخلاقی صرف متمایز می‌سازد، تحلیل راهبردی پشت آن است: سبک زندگی، میدانی است که در آن، غرب برای تثبیت سلطه‌ی بلندمدت خود بدون نیاز به جنگ نظامی می‌کوشد، و در همان میدان است که تمدن نوین اسلامی باید اصالت خود را اثبات کند نه صرفاً با دستاوردهای علمی و اقتصادی، بلکه با ارائه‌ی الگویی از زیستن که هم مادیت را پاسخ دهد و هم معنویت را.
نتیجه‌ی این بازخوانی، پرسشی راهبردی برای دوران گام دوم است: آیا کشور می‌تواند به همان نسبتی که در «بخش ابزاری» تمدن علم، فناوری، اقتصاد جهش کرده، در «بخش حقیقی» آن نیز به پیش برود؟ پاسخ رهبری به این پرسش، نه در قالب یک دستور اداری، بلکه در قالب دعوتی به جهاد فرهنگی و فرهنگ‌سازی از پایین به بالا مطرح شده؛ دعوتی که تحقق آن، به تعبیر خود ایشان، به «همّت و هشیاری» نسل جوان گره خورده است. به تعبیر رهبری، این همان نقطه‌ای است که «متن» تمدن از «حاشیه»‌ی آن بازشناخته می‌شود؛ و شاید بتوان گفت که آینده‌ی گام دوم انقلاب اسلامی، نه صرفاً در آزمایشگاه و کارخانه، که در کوچه، خانه و رفتار روزمره‌ی ایرانیان رقم خواهد خورد.

پی‌نوشت‌

[۱] خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۱۳۶۹/۰۱/۱۰
[۲] خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۱۳۶۹/۰۱/۱۰
[۳] بیانات در دیدار جوانان استان خراسان شمالی، ۱۳۹۱/۰۷/۲۳
[۴] بیانات در دیدار جوانان استان خراسان شمالی، ۱۳۹۱/۰۷/۲۳
[۵] بیانیه «گام دوم انقلاب» خطاب به ملت ایران، ۱۳۹۷/۱۱/۲۲
[۶] بیانات در دیدار جوانان استان خراسان شمالی، ۱۳۹۱/۰۷/۲۳
[۷] بیانات در دیدار جوانان استان خراسان شمالی، ۱۳۹۱/۰۷/۲۳
[۸] بیانات در دیدار جوانان استان خراسان شمالی، ۱۳۹۱/۰۷/۲۳
[۹] بیانیه «گام دوم انقلاب» خطاب به ملت ایران، ۱۳۹۷/۱۱/۲۲
[۱۰] بیانات در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ۱۳۹۴/۰۶/۲۵
[۱۱] بیانات در دیدار شاعران، ۱۳۹۲/۰۵/۰۱
[۱۲] بیانات در دیدار شاعران، ۱۳۹۲/۰۵/۰۱
[۱۳] خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۱۳۶۹/۰۱/۱۰
[۱۴] بیانیه «گام دوم انقلاب» خطاب به ملت ایران، ۱۳۹۷/۱۱/۲۲
[۱۵] بیانات در دیدار جوانان استان خراسان شمالی، ۱۳۹۱/۰۷/۲۳
[۱۶] بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی، ۱۳۹۸/۰۱/۰۱
[۱۷] بیانیه «گام دوم انقلاب» خطاب به ملت ایران، ۱۳۹۷/۱۱/۲۲
[۱۸] بیانات در دیدار مداحان اهل‌بیت علیهم‌السلام، ۱۳۹۸/۱۱/۲۶
[۱۹] بیانیه «گام دوم انقلاب» خطاب به ملت ایران، ۱۳۹۷/۱۱/۲۲
[۲۰] بیانیه «گام دوم انقلاب» خطاب به ملت ایران، ۱۳۹۷/۱۱/۲۲
[۲۱] بیانیه «گام دوم انقلاب» خطاب به ملت ایران، ۱۳۹۷/۱۱/۲۲
[۲۲] بیانات در دیدار نمایندگان و کارکنان مجلس شورای اسلامی، ۱۳۹۷/۰۳/۳۰
[۲۳] بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری، ۱۴۰۰/۱۲/۱۹

یادداشت

یادداشت های سیاستی اندیشکده های ایران را در این صفحه دنبال کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا